به گزارش ایکنا،
حجتالاسلام والمسلمین قادر فاضلی؛ استاد حوزه علمیه، در مراسم عید غدیر که در
مؤسسه فهیم قم، با موضوع «
امیرالمؤمنین(ع) در عرفان ادبی» برگزار شد به ایراد سخن پرداخت.
وی با اشاره به اینکه بررسی اشعار فارسی در وصف امیرالمؤمنین(ع) میتواند منجر به تألیف دهها جلد کتاب شود و آثار مشابهی به زبان ترکی نیز وجود دارد، اظهار کرد: این اشعار سرشار از مضامین عرفانی، اخلاقی و ابعاد گوناگون شخصیتی آن حضرت است.
وی در ادامه افزود: روز ۲۴ ذیالحجه نیز پس از عید سعید غدیرخم فرا میرسد که عیدی بزرگ است، هرچند متأسفانه آنگونه که شایسته است مورد توجه قرار نگرفته است. آیتالله العظمی جوادی آملی نیز بر اهمیت این روز و برگزاری عید آن تأکید نمودهاند، اما با این حال، همچنان مورد اهتمام لازم نیست.
فاضلی با اشاره به
آیه شریفه مباهله تصریح کرد: در کلام خداوند سبحان که فرمود
قُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا... وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَكُمْ، نکات بسیار عمیقی نهفته است؛ چراکه در تمام نظام هستی، از هیچکس بهجز حضرت علی(ع) به عنوان نَفْس و جانِ پیامبر(ص) یاد نشده است. در این مقام، خداوند به پیامبر(ص) دستور داده تا از این تعبیر استفاده کند و در ادبیات منظوم ما نیز بر این معنا بسیار تأکید شده است؛ چنانکه میگویند: ما یک روحی هستیم اندر دو بدن.
این استاد حوزه علمیه در ادامه افزود: سخن پیامبر اکرم(ص) که فرمودند هر کس علی را بیازارد، مرا آزرده است، در حقیقت تبیین همان معنای انفسنا است. برای نمونه، مولوی در قالب داستان لیلی و مجنون به مفاهیم این آیه پرداخته است؛ زیرا در آن روزگار به دلیل فضای حاکم، مجال نبوده که مستقیماً از نام
حضرت علی(ع) استفاده کند. در واقع، ریشه بسیاری از اشعاری که شاعران از زبان دیگران (در قالب نماد و استعاره) بیان کردهاند، بیم از حاکمان، تندروها و متعصبان بوده تا فتنهای برپا نشود؛ لذا با این رویکرد سرودهاند که ضمیر، سرانجام مرجعِ اصلی خود را پیدا خواهد کرد.
وی افزود: دهها هزار بیت شعر در وصف امیرالمؤمنین(ع) سروده شده است؛ برای نمونه، فؤاد کرمانی میسراید:
شده مات عقل موحدین / همه در جمال تو یا علی
چو نیاد غیر تو آگهی / ز بیان حال تو یا علی
فاضلی در ادامه اشاره کرد: معمولاً عنایاتی از سوی امیرالمؤمنین(ع) به شاعران صورت گرفته است؛ چنانکه در شعری آمده است:
همه گفتهاند و نگفته شد / ز زبان فضل تو یک الف
در واقع، اگر تمام اشعار شاعران را گردآوری کنند، باز هم تنها یک الف از فضل و منزلت آن حضرت بیان نشده است.
عشق غیر مسلمانان به علی(ع)
این استاد عرفان حوزه علمیه در ادامه اظهار کرد: عشق به امیرالمؤمنین(ع) حتی در میان غیرمسلمانان نیز جاری است؛ چنانکه مرحوم علامه جعفری جملهای را از شبلی شمیل (دانشمند مسیحی) نقل میکند که گفته است: الإمام علي بن أبي طالب عظيم العظماء، نسخة مفردة لا يرى الشرق ولا الغرب مثلها»؛ یعنی امام علی(ع) بزرگِ بزرگان و نسخه منحصربهفردی است که نه در شرق و نه در غرب، مانندی برای او یافت نمیشود. علامه جعفری نقل میکردند که ما در نجف از شاگردان شبلی شمیل پرسیدیم و آنها میگفتند هرگاه در کلاس درس نام علی(ع) میآمد، با وجود آنکه او مسلمان نبود، حالش دگرگون میشد. این نشاندهنده سیطره معنوی بالای حضرت امیر(ع) است؛ و طبیعی است وقتی یک غیرشیعه اینگونه متأثر میشود، شاعران شیعه در وصف ایشان به پرواز درآیند و چنین آثاری خلق کنند.
فاضلی در بخش دیگری از سخنان خود بیان کرد: انسان کامل، مظهر اسما و صفات الهی و اسمالله است. خداوند در نظام هستی حکم "دل" را دارد و اگر این دل زنده نباشد، همه چیز فرو خواهد ریخت. در همین راستا، شخصیتی چون محیالدین عربی که پدر عرفان نامیده شده و امام(ره) از او با تعبیر شیخ اکبر یاد کردهاند، به تفصیل به این مبحث پرداخته است؛ اما فؤاد کرمانی همین معنای عمیق را در یک بیت خلاصه کرده و سروده است:
به دل، چون دلِ عالمی / دلِ عالمی شده متصل
فاضلی با بیان این نکته که حضرت علی(ع) شخصیتی است که حتی دوست و دشمن به بزرگی او اذعان کردهاند، حکایتی نقل کرد: روزی معاویه در کنار فرزند ملعونش و مشاور ناخلفش (عمرو بن العاص) نشسته بودند که سخن از امیرالمؤمنین(ع) به میان آمد. آنها از یکدیگر خواستند تا درباره حضرت علی(ع) سخنی بگویند. عمرو عاص به معاویه پیشنهاد داد که ابتدا او سخن بگوید و سپس نوبت به وی برسد. معاویه در وصف حضرت علی(ع) این بیت را سرود:
خیرُ العبادِ بعد احمد حیدر / الناسُ ارضٌ و الوصیُ سماء
(بهترینِ بندگان پس از احمد، حیدر است؛ مردم زمیناند و وصی، آسمان است).
در واقع، خداوند این شعر را بر زبان کسی چون معاویه جاری کرد تا حجتی باشد و او بداند که شخصیتی با این عظمت را از خلافت کنار زده است.
وی در ادامه افزود: سپس معاویه از عمرو عاص خواست که او نیز سخنی بگوید، اما عمرو با زیرکی، نوبت را به آقازاده (یزید) داد. یزید در وصف حضرت علی(ع) سرود: «لِـمَلِيحَةٍ شَهِدَتْ بِـهَا...»؛ به این معنا که زیباترین فرد کسی است که حتی دشمنانش نیز به فضل و زیبایی او گواهی دهند. شگفت است که سه تن از پلیدترین افراد، سه بیت شعر در فضیلت امیرالمؤمنین(ع) سرودند که هر یک شاهکاری در توصیف ایشان است.
قدر جلالت علی(ع) را نمیدانیم
فاضلی با اشاره به اینکه حضرت علی(ع) شخصیتی است که قدرش بهدرستی شناخته نشده، افزود: ما با شخصیتی روبرو هستیم که دوست و دشمن بر عظمت او معترفاند، اما چون این گنجینه گرانبها را بهسادگی به دست آوردهایم، شاید آنگونه که باید قدرش را نمیدانیم؛ چنانکه گفتهاند: هر که او ارزان خرد، ارزان دهد. ما باید مراقب باشیم که این میراث عظیم را ارزان از دست ندهیم. واقعیت این است که در طول تاریخ، دیگران برای درک او تلاش کردهاند، اما ما که مدعی پیروی هستیم، گاهی از ابعاد وجودی ایشان غافلیم.
وی در ادامه به ذکر خاطرهای از تلاش برای احیای این مواریث پرداخت و گفت: مرحوم علامه جعفری(ره) همواره دغدغه استخراج معارف از متون ادبی را داشتند. زمانی ایشان نامهای با همین موضوع برای رهبر معظم انقلاب(آیتالله العظمی خامنهای) مرقوم فرمودند. علامه جعفری معتقد بودند که معارف عمیق اسلامی و انسانی در لابهلای اشعار و ادبیات ما نهفته است و باید با نگاهی علمی استخراج شود. ایشان در آن مقطع بنده را نیز به عنوان کسی که میتواند در این مسیر گام بردارد، معرفی کرده بودند.
این استاد حوزه و دانشگاه در ادامه با گلایه از ناتمام ماندن برخی طرحهای بزرگ فرهنگی بیان کرد: بنده در همین راستا طرحی جامع تهیه کردم که میتوانست به تولید دهها جلد کتاب مرجع در حوزه ادبیات و عرفان علوی منجر شود. با اینکه مقدمات کار فراهم بود و پیگیریهایی نیز صورت گرفت، اما متأسفانه به دلیل برخی ناهماهنگیهای اداری و عدم اهتمام لازم در سطوح اجرایی، آنگونه که انتظار میرفت مورد حمایت قرار نگرفت. با این حال، بنده به نوبه خود کار را رها نکردم و بخشی از این مسیر را در قالب آثار پژوهشی پیش بردهام، هرچند که ظرفیت این کار بسیار فراتر از اینهاست.
این استاد عرفان حوزه علمیه با تأکید بر این نکته که گاهی مفهوم چندین جلد کتاب را میتوان در یک بیت شعر گنجاند، اظهار کرد: اگر غربیها میراث ادبی و شعری ما را به دست میآوردند، تنها از این طریق دهها مکتب علمی و ادبی تأسیس میکردند؛ اما متأسفانه ما هنوز به این ظرفیتها پی نبردهایم. برای نمونه، بحث اُمّی بودن پیامبر اکرم(ص) — به معنای ناخوانده و نانویسنده بودن — را میتوان به جای تبیینهای طولانی، از طریق ادب و شعر بیان کرد. چنانکه سنایی میسراید:
اگر بودی کمال اندر نویسایی و خوانایی
چرا آن قبله کُل نانویسا بود و ناخوانا
و یا عطار در این باب میگوید:
علم یک یک ذره چون بودش عیان
امی آمد قوز دفتر برمخوان
این دو بیت، به تنهایی میتوانند جایگزین یک جلد کتاب در تبیین این موضوع شوند.
وی در ادامه، حکایتی از مرحوم علامه جعفری نقل کرد: روزی در درس پدر آیتالله فلسفی بودیم و در میان شاگردان، فرد باسواد و تاجری حضور داشت. او تعریف کرد که هفته پیش در یک انجمن ادبی در منزل یکی از شاعران بود؛ در این میان، سیدی با لباسهای ساده و کهنه در بالای مجلس نشسته بود که در ابتدا کسی به او توجهی نکرد و حتی شاعر نیز با بیمحلی، او را نادیده گرفت. اما پس از مدتی، آن سید با متانت اشاره کرد که بیتِ شاعر، هم از نظر ظاهری و هم از نظر معنایی دچار اشکال است و سپس دلیل آن را تبیین کرد. با این اتفاق، نگاه حاضران به او تغییر کرد و از او خواستند شعری بخواند. او در وصف حجره سادهاش ابیاتی سرود که در نهایت لطافت و تواضع بود:
چرخ چو کین سازد و خنجر زند / بر دل مردان هنرور زند
حجره هکی داده به من روزگار / کز سیهی طعنه به قنبر زند
واعظ سرما چو درآید به شهر / بر سر آن پای به منبر بزند
در حق این حجره همین بس که آه / از دل سرد من اگر بز زند
یخ شود و دور سرم همچو ماه / دایره و حلقه و چنبر زند»
فاضلی در پایان افزود: در ادامه، از آن سید درخواست کردند تا در وصف امیرالمؤمنین (ع) شعری بسراید. او غزلی خواند که به تعبیر علامه جعفری، اگر کسی نمیدانست، گمان میکرد اثر حافظ است. او در این شعر چنین سروده بود:
گر شمیمی ز سر طره جانان خیزد
تا قیامت ز صبا رایحه جان خیزد
ماندهام من که چو از خواب تو بیدار شوی
از چه رو از سر چشمان تو مشگان خیزد
علی عالی الاعلا که ز بیم سخطش
روح از کالبد عالم امکان خیزد
گر به خاری نگرد یک نظر از رحمت خویش
از بن خار دو صد روضه رضوان خیزد
گر زند دست به دامان ولایش فرعون
از لحد با کف صد موسی عمران خیزد
داورا دادگرا جانب جدا (سید جدا) نظری
کز پی مدح تو چون بحر به طوفان خیزد
انتهای پیام