سیدابوالقاسم ظریف، کارشناس ادیان ابراهیمی و مسئول میز نقد مسیحیت صهیونیستی، در گفتوگوی پیشرو از ریشههای تاریخی این حضور، تفاوت میان کلیساهای سنتی و جریانهای انجیلی، شیوههای تبشیر نوین و نوع مواجهه فکری با این جریانها سخن میگوید.
ایکنا - لطفا در آغاز سخن ریشههای تاریخی جریان مسیحیت تبشیری در مشهد را بیان کنید؟
برای فهم این پرونده، باید به اواخر دوره قاجار و سالهای جنگ جهانی اول برگردیم. در این دوره، مبلغان پروتستان آمریکایی وارد مشهد شدند و فعالیت خود را با عنوان کمکهای بشردوستانه، درمان و آموزش آغاز کردند. در ظاهر، این حضور با خدمات اجتماعی همراه بود، اما در لایه عمیقتر، یک پروژه تبلیغی و فکری هم دنبال میشد. یعنی از بستر بحران اجتماعی برای ایجاد ارتباط، جلب اعتماد و اثرگذاری اعتقادی استفاده میشد. به همین دلیل، از همان ابتدا این حضور فقط یک فعالیت خیریه تلقی نشد، بلکه بخشی از یک روند تبشیری به شمار آمد.
ایکنا - یکی از نکات مهم در این روایت، نسبت میان خدمات اجتماعی و تبلیغ دینی است. این پیوند چگونه شکل میگرفت؟
معمولاً این جریانهای تبشیری مجموعهای از خدمات را کنار هم قرار میدادند؛ مثل مریضخانه، بیمارستان، مدرسه، کلاس آموزشی، توزیع غذا و کمکهای خیریه. طبیعی است که در شرایط سخت اجتماعی، این خدمات میتوانست برای مردم جذاب و مؤثر باشد. اما مسئله این است که این خدمات صرفاً بیطرف و منفک از هدف تبلیغی نبود. در بسیاری از موارد، همین فضاهای درمانی و آموزشی به بستری برای ارتباطگیری عمیقتر و اثرگذاری فکری تبدیل میشد. به بیان دیگر، خدمت اجتماعی در اینجا پوششی برای پیشبرد تبشیر مسیحی هم به شمار میرفت.
ایکنا - در این بحث، بسیار مهم است که میان کلیساهای سنتی و جریانهای انجیلی خلط نشود. این تفاوت را چطور توضیح میدهید؟
بله، این تفکیک کاملاً ضروری است. کلیساهای سنتی ارامنه و آشوریها متعلق به اقلیتهای دینی رسمی و تاریخی ایران هستند. این کلیساها برای جامعه خودشان فعالیت میکنند، زبان و سنت عبادی مشخص دارند و اصولاً مأموریت تبشیری بهویژه آنگونه که انجیلیها به آن اهتمام دارند، در میان مسلمانان برای خود تعریف نکردهاند. اما جریانهای انجیلی و اونجلیستی، از اساس به دنبال ارتباطگیری با جامعه مسلمان و تغییر دین آنها به مسیحیت هستند. در اینجا فقط با یک اقلیت دینی که مناسک خودش را انجام میدهد روبهرو نیستیم، بلکه با نوعی تبلیغ هدفمند برای جذب مخاطب جدید سروکار داریم. این تفاوت، تفاوتی بنیادی است و نباید نادیده گرفته شود.
ایکنا - لطفاً درباره روشهای تبشیر توضیح دهید و بفرمایید این جریانها با چه شیوههایی عمل میکنند؟
یکی از مهمترین راهبردهای تبشیری، زمینهمندسازی است؛ یعنی مفاهیم مسیحی را در قالبی بیان میکنند که برای مخاطب مسلمان، آشنا و کماصطکاک به نظر برسد. از جمله روشها در این راهبرد، جنبش درونی است؛ یعنی فرد را به سمتی میبرند که در ظاهر، هویت پیشین خود را حفظ کند، اما در باطن، به آموزههای دیگری گرایش پیدا کند. این روش، حساسیتهای اجتماعی را هم کمتر میکند و روند جذب را پنهانتر پیش میبرد. میگوبد تو نمازت را بخوان روزهات را بگیر و فقط به مسیحی که ما معرفی میکنیم ایمان بیاور؛ مسیحی که به صلیب رفت تا کفاره گناهی که بهواسطه آدم و حوا مرتکب شدند بر دوش همه انسانها سنگینی می کند، باشد. فقط ایمان بیاور تا نجات پیدا کنی.
روش دیگر، پلزنی است؛ یعنی از اشتراکات میان اسلام و مسیحیت استفاده میشود؛ مثلاً از جایگاه حضرت مریم(س) و حضرت عیسی(ع) در قرآن بهره میگیرند تا نوعی احساس نزدیکی ایجاد کنند و از این مسیر، ذهن مخاطب را بهتدریج به سوی پذیرش آموزههای خاص خود ببرند. مبلغان آمریکایی در مشهد چنین رویکردی داشتند. آنان جزواتی را با نامهایی مانند «رساله آیتآلکرسی»، «رساله فدیناه بذبح عظیم» و… در میان مشهدیهای آن روزگار توزیع می کردند و ضمن آنها حرف خود را نیز منتقل میکردند.
ایکنا - لطفا درباره روشهای دیگر مسیحیت تبشیری برای جذب مخاطبانشان به مسیحیت توضیح دهید.
این نکته هم قابل توجه است که در مشهد کلیسای دیگری به نام کلیسای مسروپ مقدس وجود دارد که چنین رویکردی نداشته است و متعلق به هموطنان ارمنی بوده است و امروزه به دلیل مهاجرت این عزیزان از مشهد کلیسایشان تعطیل است. کلیساهای دیگری نیز در شهرهای تهران و اصفهان و تبریز و… هستند که فعالند و مشغول ارائه خدمات مسیحی به هموطنان مسیحی هستند. کسی هم با آنان مشکلی ندارد. کوچههای شهرهای کشور مزین به نام شهیدان ارمنی است و رهبر شهیدمان نیز به صورت مستمر به دیدار خانوادههای مسیحی میرفتند. پس میتوان چنین نتیجه گرفت که جمهوری اسلامی با مسیحیت مشکلی ندارد و آن را پذیرفته است تا جایی که با وجود جمعیت کم، این عزیزان در مجلس نماینده دارند.
مشکل آنجایی است که عرض کردم افرادی در لباس نوکیشی با اپوزیسیون خارج از کشور در ارتباطند و اقدام ضد امنیتی دارند که طبیعی است با آنان برخورد میشود. رسانههای مسیحی نیز اینهمه توجه و احترام به مسیحیت را نادیده می گیرند و تنها به همین موارد معدوی که مسئلهساز هستند توجه میکند و غوغاسالاری و دروغپردازی رسانهای میکنند.
ایکنا - جناب ظریف در این چند روز دیدیم که همین رسانهها دوباره مظلومنمایی کردند و به بهانه تخریب کلیسای انجیلی مشهد اتهامات همیشگی خود به جمهوری اسلامی را تکرار کردند که جمهوری اسلامی با مسیحیت مشکل دارد و دنبال قلع و قمع همه آثار مسیحی در ایران است؛ نظر شما چیست؟
ابتدا باید عرض کنم که من هم با تخریب این کلیسا مخالف هستم و این اقدام را کاری عجولانه و غیرکارشناسانه میدانم؛ ولی خب رسانه دشمن دنبال فرصتی است تا از آب گلالود ماهی بگیرد و متأسفانه این ماجرا دوباره بهانه به دست این رسانههای معاند داد. دلیل تخریب این ملک که سالها بود که دیگر کاربری مذهبی نداشت و کلیسا نبود، قطعا و حتما به خاطر کلیسا بودنش نبوده است. اگر چنین بود در طول سالهای پس از انقلاب تاکنون باید اثری از یک کلیسا در ایران نباشد و می بینیم که نه تنها این چنین نیست بلکه مسئولان نظام سیاست حمایت و حفظ آنها را دارند. درباره ملک و ساختمان خیابان جنت مشهد هم نظر من این است که میشد آن را به محلی برای شناخت فرقههایی نظیر مسیحیت تبشیری و مسیحیت صهیونیستی تبدیل کرد تا مردم و گردشگران از ماهیت و اهداف آنان آگاه شوند.
ایکنا - اگر بخواهیم از این بحث به یک جمعبندی برسیم، برای مواجهه با این جریانهای تبشیری چه باید کرد؟
سه راهبرد اصلی باید مورد توجه قرار بگیرد. نخست، بیداری فرهنگی؛ یعنی جامعه باید بداند که جریانهای تبشیری چگونه عمل میکنند و از چه مسیرهایی وارد میشوند. دوم، تقویت بنیه کلامی و احیای مناظره؛ همانطور که علمای گذشته در مشهد، از مسیر بحث علمی و پاسخ استدلالی وارد شدند، امروز هم باید قدرت فکری و گفتوگویی خودمان را تقویت کنیم. سوم، شفافیت حاکمیتی و رسانهای؛ یعنی درباره پروندههای مربوط به نوکیشان مسیحی باید دقیق، روشن و اقناعکننده سخن گفت تا فضای ابهام و سوءبرداشت کمتر شود.
انتهای پیام