مشروح سخنان او را در ادامه میخوانیم:
معمولاً در تعریف یک پدیده گفته میشود که آن پدیده چیست؛ اما درباره غدیر، شاید مناسبتر باشد که ابتدا روشن کنیم غدیر چه نیست؛ زیرا بسیاری از برداشتهای نادرست از همینجا ناشی میشود. غدیر، دعوا بر سر عدد و ترتیب ظاهری نیست که چه کسی اول باشد یا چهارم. غدیر، ماجرایی تاریخمصرفگذشته و مربوط به گذشتههای دور نیست. غدیر، وسیله نزاع و اختلافافکنی میان گروههای مسلمان نیست. غدیر، مسئلهای صرفاً اعتقادی و ذهنی نیست که اثری در زندگی نداشته باشد؛ بلکه مستقیماً بر حیات فردی و اجتماعی انسان اثر میگذارد. غدیر، ساخته جریانهای سیاسی قدیم یا جدید نیست. غدیر، دستاویز تصوف و فرقهسازی نیست. غدیر، جایگزین عمل صالح و عبادت هم نیست؛ بلکه التزام به غدیر، مسئولیت انسان را در عرصه عبادت و تقوا سنگینتر میکند و در نهایت، غدیر امری تشریفاتی و زائد در دین نیست؛ بلکه در متن دین و حقیقت اسلام قرار دارد.
در روایتی آمده است که جابر بن عبدالله انصاری درباره جانشینان پیامبر اکرم(ص) سؤال کرد و حضرت فرمودند: «از تمام دین سؤال کردی.» این تعبیر نشان میدهد که مسئله امامت و ولایت، حاشیه دین نیست، بلکه با کلیت دین پیوند دارد.
پرسشی اساسی مطرح است که چرا با وجود آن اجتماع عظیم در غدیر خم، مسیر جامعه تغییر کرد؟ اگر دهها هزار نفر در صحرای غدیر حضور داشتند، اگر پیامبر اکرم(ص) سه روز مردم را در آن گرمای شدید نگاه داشتند و از همگان بیعت گرفتند، پس چگونه در فاصلهای کوتاه مسیر جامعه اسلامی دگرگون شد؟
برای پاسخ به این سؤال باید به یک حقیقت مهم توجه کرد: عمل انسان الزاماً تابع علم او نیست، بلکه تابع اراده اوست. انسان ممکن است حقیقتی را بداند، حتی به آن یقین داشته باشد، اما ارادهاش در جهت دیگری قرار گیرد. نمونه ساده آن، مسئله اعتیاد است. کدام فرد معتاد است که از زیان اعتیاد آگاه نباشد؟ با این حال، دانستن مانع عمل نمیشود. هنگامی که فرد ترک میکند، نمیگوید تازه فهمیدم این کار بد است، بلکه میگوید اراده کردم ترک کنم. بنابراین مسئله اصلی، اراده و التزام است، نه صرف علم.
قرآن کریم نیز همین حقیقت را بیان میکند: «وَجَحَدُوا بِهَا وَاسْتَیْقَنَتْهَا أَنْفُسُهُمْ»؛ با اینکه در درون یقین داشتند، انکار کردند. و نیز میفرماید: «یَعْرِفُونَ نِعْمَتَ اللَّهِ ثُمَّ یُنکِرُونَهَا»؛ نعمت خدا را میشناسند، سپس آن را انکار میکنند. بر اساس روایتی از امام صادق (ع) نعمت الهی در این آیه بر غدیر تطبیق شده است؛ یعنی حقیقت را شناختند، اما آن را انکار کردند. این انکار ناشی از جهل نبود، بلکه از ظلم و برتریطلبی سرچشمه گرفت.
غدیر نعمتی الهی و شکر آن مسئولیتی مضاعف
غدیر نعمتی بزرگ از سوی خداوند است؛ اما شکر این نعمت، خود نعمتی دیگر است که باید از خداوند طلب شود. ممکن است انسان به حقیقتی دست یابد، اما توفیق پاسداشت و عمل به آن را نداشته باشد. قرآن میفرماید: «لَئِن شَکَرْتُمْ لَأَزِیدَنَّکُمْ وَ لَئِن کَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِی لَشَدِیدٌ». اگر جامعهای نعمت ولایت را کفران کند، آثار آن در حیات اجتماعی آشکار میشود. آشفتگی، تفرقه و ضعف امت اسلامی در برابر دشمنان، از نتایج فاصله گرفتن از این نعمت الهی است.
در روزگار ما، یکی از جلوههای کفران نعمت غدیر، فراموشی امام عصر(عج) است. غدیر، اگر به پیوند عملی با امام حیّ و حجت خدا در زمان حاضر منتهی نشود، در حقیقت به ثمر ننشسته است. در پژوهشی ششجلدی با عنوان «بررسی فضائل امیرالمؤمنین(ع) در منابع معتبر اهل سنت»، چهل حدیث از میان انبوه فضائل نقلشده انتخاب شده است که بر اساس مبانی رجالی خود آنان، در بالاترین درجه اعتبار قرار دارد.
حذف و کتمان حدیث
ذیل هر یک از این احادیث، واکنشها و مواجهههایی که در طول تاریخ نسبت به آنها شکل گرفته، بهصورت مستند بررسی شده است. این واکنشها طیفی متنوع را دربرمیگیرد: از حذف و کتمان اصل حدیث در برخی منابع و تضعیف سندی آن با نسبت دادن جعل، تا طرح اشکالات متعدد برای مخدوش نشان دادن دلالت روایت. همچنین در مواردی تحریف لفظی با تغییر یا تقطیع عبارات، و تحریف معنوی با ارائه تفسیرهای خلاف ظاهر و تقلیلدهنده صورت گرفته است؛ بهگونهای که معنای روشن روایت به برداشتی کماثر یا خنثی فروکاسته شود.
افزون بر این، تلاشهایی مانند کمرنگسازی جایگاه این احادیث در منظومه معارف دینی، جعل احادیث معارض برای ایجاد موازنه صوری، برجستهسازی موضوعات و روایات جایگزین، و در نهایت به حاشیه راندن و به فراموشی سپردن اصل واقعه نیز مشاهده میشود. مجموعه این رویکردها نشان میدهد که در مقاطع مختلف تاریخی، کوششهای سازمانیافته یا پراکندهای صورت گرفته تا نور این حقیقت کمفروغ جلوه داده شود یا از اثرگذاری آن کاسته گردد.
پس از حضرت خدیجه کبری(س)، حضرت امسلمه از جمله بانوان بزرگواری است که جایگاه حقیقی ایشان در تاریخ اسلام آنگونه که شایسته است تبیین نشده است. این بانوی فهیم، بصیر و استوار، نهتنها همسر پیامبر اکرم(ص)، بلکه از راویان معتبر حدیث و از چهرههای اثرگذار در صیانت از میراث نبوی بود. خانه او در سالهای پس از رحلت رسول خدا صلیالله علیه و آله به یکی از کانونهای مهم تبیین و دفاع از ولایت امیرالمؤمنین(ع) تبدیل شد؛ خانهای که در آن، حقانیت اهلبیت(ع) یادآوری میشد و در برابر انحرافات، سکوت حاکم نبود.
حضرت امسلمه در مقاطع حساس تاریخ اسلام، موضعی روشن و شجاعانه اتخاذ کرد. در ماجرای فدک، زبان به دفاع از حق گشود؛ در برابر جریانهای انحرافی ایستاد؛ در آستانه جنگ جمل، با درک عمیق از حقیقت ماجرا، هشدار داد و از همراهی با فتنه خودداری کرد؛ و در واقعه عاشورا، هنگامی که هنوز کاروان اسرا به مدینه نرسیده بود، نخستین مجلس عزای سیدالشهدا علیهالسلام را برپا داشت و پیام مظلومیت آن حضرت را منتشر ساخت. با وجود چنین نقشآفرینی تاریخی، یاد و بزرگداشت این بانوی بزرگوار در میان ما کمرنگ است و احیای نام و سیره او ضرورتی فرهنگی و معرفتی به شمار میرود.
صرف دانستن کافی نیست
نسبت انسان با دین را میتوان در سه مرتبه تعریف کرد: دیندانی، دینداری و دینبانی. دیندانی به معنای برخورداری از آگاهی و اطلاعات دینی است؛ مرحلهای که امروزه با گسترش رسانهها و منابع آموزشی بیش از گذشته در دسترس همگان قرار دارد. اما دانستن، هرچند ارزشمند، نقطه پایان نیست. مرتبه دوم، دینداری است؛ یعنی التزام عملی به آموزههای دینی و جاری ساختن ایمان در رفتار فردی و اجتماعی.
با این حال، جامعه امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند مرحله سوم، یعنی دینبانی است. دینبانی به معنای دفاع آگاهانه از دین، پاسداری از مرزهای اعتقادی، و تربیت نسلی است که در برابر شبهه، تحریف و هجمههای فکری ایستادگی کند. در شرایطی که جریانهای مختلف میکوشند حقیقت دین را تحریف یا تضعیف کنند، صرف دانستن یا حتی دیندار بودن کافی نیست؛ بلکه مسئولیت اجتماعی اقتضا میکند انسان در صحنه دفاع از حریم دین حضور فعال داشته باشد و از حقانیت معارف الهی صیانت کند.
برای عبور از مرحله دانستن و رسیدن به مرتبه دینبانی، باید از اقدامات کوچک اما مستمر آغاز کرد. پیشنهاد میشود هر فرد دفتری برای خود اختصاص دهد و هر روز تنها یک سطر در آن ثبت کند که در آن روز برای دفاع از اهلبیت (ع)، ترویج معارف آنان یا پاسداری از فرهنگ ولایت چه گامی برداشته است. این اقدام ساده، افزون بر ایجاد مراقبت دائمی در رفتار، انسان را به محاسبه نفس و احساس مسئولیت پیوسته وامیدارد. اگر روزی صفحهای خالی بماند، این خلأ هشداری خواهد بود که عمر سرمایهای گرانبهاست و نباید بیثمر سپری شود.
غدیر تنها یک حادثه تاریخی متعلق به گذشته نیست، بلکه نقشه راه زندگی دینی و اجتماعی ما در همه اعصار است. غدیری بودن در روزگار ما، جز با پیوند قلبی و عملی با امام عصر(عج) معنا نمییابد؛ چراکه ولایت در هر زمان، در وجود حجت الهی متجلی است. امید است خداوند متعال ما را در مسیرولایت ثابتقدم بدارد، معرفت ما را نسبت به امام زمان(عج) عمیقتر سازد و عید سعید غدیر را مقدمهای برای تعجیل در فرج حضرت ولیعصر قرار دهد.
انتهای پیام