به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا) شعبه مركزی، در اين مقاله آمده است: انتظار فرج از منظر شهيد مطهری دو گونه است، انتظاری كه سازنده، نگهدارنده و تعهد آور است و انتظاری كه گناه و ويرانگر است.
همهٔ گروههای اسلامی بر اين قول متفقاند كه در آخرالزمان مردی ظهور میكند كه دنيا را پر از عدل و داد میكند و دولت حق را برپا میسازد. دولتی كه تمام جهان را فرا میگيرد. اين ديدگاه به استناد آيات كريمهٔ قرآن از جمله: ۱۰۵ سورهٔ «انبيا» ۵« قصص»، ۳۲ و ۳۳ «توبه» و غيره است.
اهل سنت با شيعيان اتفاق نظر دارند بر اينكه مهدی از خلفای دوازدهگانهای است كه رسول اكرم(ص) به آنها در احاديث گوناگون بشارت داده است.
استاد شهيد مرتضی مطهری در چند اثر ارزشمند خود به بررسی مسئله مهدويت و انتظار پرداختهاند. يكی از تعابير ارزشمند ايشان، در وصف جايگاه حضرت حجّت(ع) در زمين, تعبير «صاحب» است.
در كتاب گفتارهای معنوی، ضمن بيان حديثی از رسول اكرم(ص) پيرامون امدادهای الهی نسبت به بشريت به واسطهٔ حضرت مهدی (ع) چنين نتيجه میگيرند: خدا هرگز دنيا را بیصاحب نگذاشته است, و بی صاحب هم نخواهد گذاشت.(۱)
حكيم فرزانهای كه «عمر شريف و ارزنده خود را در راه اهداف مقدس اسلام صرف كرد و با كجرویها و انحرافات مبارزهای سرسختانه نمود. شخصيتی كه در اسلامشناسی و فنون مختلفه اسلام و قرآن كريم كم نظير بود».(۲) و به فرموده امام راحل «در اسلام عزيز به شهادت اين فرزند برومند و عالم جاودان ثلمهای وارد شد كه هيچ چيز، جايگزين آن نيست.»(۳)
از ويژگیهای مهم استاد شهيد مرتضی مطهری به بيان اسوه و مقتدای او يعنی امام راحل اين بود كه «با قلمی روان و فكری توانا در تحليل مسايل اسلامی و توضيح حقايق فلسفی با زبان مردم و بیقلق و اضطراب به تعليم و تربيت جامعه پرداخت و آثار قلم و زبان او بیاستثنا آموزنده و روانبخش است.»(۴)
يكی از موضوعات مهم و اساسی اسلام تفكر و انديشه مهدويت است. اين موضوع مورد عنايت و توجه خاص اين متفكر انديشمند قرار گرفته و با نگاهی نو، شگرف، عميق و عالمانه وارد اين عرصه شده است و در مناسبتهای گوناگون آن را از زوايای مختلف مورد بحث قرار داده است.
اين انديشه كه با نويد قرآن(۵) انتظار فرج و آرزو و اميد و دل بستن به آينده دو گونه است: انتظاری كه سازنده و نگهدارنده است، تعهدآور است، نيروآفرين و تحركبخش است؛ به گونهای كه میتواند نوعی عبادت و حق پرستی شمرده میشود و انتظاری كه گناه است، ويرانگر است، اسارت بخش است، فلج كننده است و نوعی «اباحيگری» بايد محسوب گردد.
استاد شهيد درباره اين انديشه ناب میفرمايد: اين انديشه بيش از هر چيز مشتمل بر عنصر خوشبينی نسبت به جريان كلی نظام طبيعت و سير تكاملی تاريخ و اطمينان به آينده و طرد عنصر بدبينی نسبت به پايان كار بشر است كه طبق بسياری از نظريهها و فرضيهها فوق العاده تاريك و ابتر است.(۶)
راسل در كتاب اميدهای نو میگويد: «امروز ديگر غالب دانشمندان اميدشان را از بشريت قطع كرده و معتقدند كه علم به جايی رسيده است كه عن قريب بشر به دست علم نابود خواهد شد» و میگويد: «يكی از اين افراد انيشتين است او معتقد است بشر با گوری كه به دست خود كنده است يك گام بيشتر فاصله ندارد!.»(۷)
اما ما مسلمين خوشوقتيم كه بر خلاف اين همه بدبينیها كه در دنيای غرب برای بشريت به وجود آمده ما به آينده بشريت خوشبين هستيم. كه يك حكومت عادل جهانی بر مبنای ايمان، خداپرستی و خداشناسی و بر مبنای حكومت قرآن به وجود میآيد.(۸)
به راستی آيا اين پيشرفت شگفتانگيز صنعت و تكنولوژی توانسته است به تمام خواستههای جسمی، روحی، فردی و اجتماعی بشر پاسخ كافی بدهد و آرامش و سعادت را برای او به ارمغان آورد و او را از ماورای طبيعت و امدادهای غيبی، بینياز كند؟ ايشان در كتاب امدادهای غيبی به نقد اين تفكر میپردازد و مینويسد: اين خيال، خيال باطلی است. خطراتی كه به اصطلاح در عصر علم و دانش برای بشريت است از خطرات عصرهای پيشين بيشتر و عظيمتر است... و اين پيشرفت علمی، او را مغرورتر و غرايز حيوانی او را افروختهتر نموده است و به همين جهت خود علم و فنّ، امروز به صورت بزرگترين دشمن بشر در آمده است.(۹)
مشخصهها و ويژگیهای جامعه مهدوی؛ اين عالم وارسته با بهره گرفتن از آيات و روايات در بحث عدل كلّی در ابتدا به قطعيت آن اشاره میكند و میفرمايد: از قرآنمجيد استفاده میشود كه همه پيامبران الهی(ص) كه از طرف خدای متعال مبعوث شدهاند، برای دو هدف اساسی بوده است: برقراری ارتباط صحيح ميان بنده و خالق يعنی توحيد كه در كلمه «لا اله الا الله» خلاصه میشود و همچنين برقراری روابط حسنه و صالحه ميان افراد بشر بر اساس عدالت و صلح و صفا و تعاون و احساس و عاطفه و خدمت بنابراين، مسئله برقراری عدالت آن هم با مقياس بشريت هدف اصلی و عمومی همه انبيا عليهمالسلام بوده است و مسئله عدالت يك آرزو و خيال نيست يك واقعيتی است كه دنيا به سوی آن پيش میرود يعنی سنت الهی است و خدا عدالت را در نهايت امر، بر دنيا حاكم می كند.
سپس با بهره گرفتن از روايات به ترسيم «جامعه مهدی» میپردازد و مینويسد: رسول گرامی اسلام(ص) میفرمايد:(۱۰) «المهدی یُبعثُ علی اختلافٍ من الناس و الزَّلازل؛ مهدی عليهالسلام در يك شرايطی میآيد كه اختلاف در ميان بشر شديد و زلزلهها برقرار است» (مقصود زلزلههای ناشی از مواد زير زمين نيست).
اصلا زمين به دست بشر تكان میخورد و خطر بشريت را تهديد میكند كه زمين نيست و نابود شود. «فيملا الارض قسطا و عدلاً كما ملئت ظلما و جورا؛ بعد از آن كه پيمانه ظلم و جور پر شد دنيا را پر از عدل و داد میكند.»، «يرضی عنه ساكن السماء و ساكن الارض؛ از او هم خدای آسمان راضی است و هم خلق آسمان و مردم روی زمين» بعد فرمود: «یُقَسِّم المال صِحاحا؛ ثروت را به طور عادلانه و بالسويه تقسيم مینمايد.» «و يملأ قلوب امهٔ محمد غِنیً ویَسعُهم عدلُه، خداوند متعال دل امت اسلام را مملوّ از غنا میكند» ؛ يعنی خيال نكن غنا و ثروت، تنها همان ثروت مادّی است.
دلها غنی میشود فقرها و نيازها و حقارتها و بيچارگیها و كينهها و حسادتها همه از دلها بيرون كشيده میشود. سپس ايشان وضعيت قبل از ظهور و بعد از ظهور را در بيان حضرت علی(ع) دنبال میكند.
وضعيت قبل از ظهور؛ اميرالمؤمنين(ع) در نهجالبلاغه میفرمايد: «حتی تقوم الحرب بكم علی ساقٍ باديا نواجذها مملؤهًٔ اخلافُها حُلوا رضاعُها علقما عاقبتُها.»(۱۱) پيش بينی میكند كه قبل از ظهور حضرت مهدی عليهالسلام آشوب عجيب و جنگهای بسيار مهيب و خطرناكی در دنيا هست میفرمايد: جنگ روی پای خودش میايستد، دندانهای خودش را نشان میدهد. مثل يك درندهای كه دندان نشان میدهد، يعنی آن ستيزه جويان و آتش افروزان جنگ نگاه میكنند میبينند اين پستان جنگ خوب شير میدهد يعنی به نفعشان كار میكند، اما نمیدانند كه عاقبت اين جنگ به ضرر خودشان است. «حلوا رضاعُها؛ دوشيدنش خيلی شيرين است»، اما «علقما عاقبتُها، عاقبتش فوقالعاده تلخ است».
وضعيت بعد از ظهور؛ «يا خذ الوالی من غيرها عمالها علی مساوی اعمالها؛ اول كاری كه آن والی الهی میكند اين است كه عُمّال و حُكّام را يكيك میگيرد، اعوان خودش را اصلاح میكند و دنيا اصلاح میشود؛ «و تُخرِج له الارضُ افاليذَ كبدها؛ زمين پارههای جگر خود را بيرون میدهد.»؛ يعنی زمين هر موهبتی كه در خودش دارد از هر معدنی و استعدادی كه شما تصور بكنيد را بيرون میدهد. هرچه تا امروز مضايقه نموده بيرون میدهد. «و تُلقی اليه سِلما مقاليدها زمين میآيد مثل يك غلام در حالی كه تسليم است كليدهای خودش را در اختيار او قرار میدهد»؛ يعنی ديگر سرّی در طبيعت نمیماند مگر اين كه به دست او كشف میشود. «فیُريكم كيف عدل السيره؛ آن وقت او به شما نشان خواهد داد كه عدالت واقعی يعنی چه؟»
نشان خواهد داد كه اين همه كه دم از اعلاميه حقوق بشر و آزادی میزنند همهاش دروغ است. اين همه كه دم از صلح میزنند همهاش دروغ و نفاق و جو فروشی و گندم نمايی بود. «یُحيی میّت الكتاب والسنهٔ؛ قوانين كتاب و سنت را كه متروك مانده و به حسب ظاهر مرده و از ميان رفته است را زنده خواهد كرد» و نيز فرمود «اذا قام القائم حكم بالعدل»(۱۲) اصلاً حضرت يك لقبی دارد مخصوص به خود كه از مفهوم قيام گرفته شده است آن كه در جهان قيام میكند «القائم». اصلاً ما حضرت مهدی(عج) را با به قيام و عدالت میشناسيم. «و اخرجت الارض بركاتها؛ و زمين تمام بركات خودش را بيرون میآورد.» «ولا يجد الرجل منكم يومئذ موضعا لصدقته و برّه، و هو قوله تعالی و العاقبهٔ للمتقين»؛ آيا میدانيد ناراحتی مردم در آن وقت، چيست؟ ناراحتی مردم فقط اين است كه اگر بخواهند يك صدقهای بدهند و يك كمكی به كسی بكنند يك نفر(مستحق) پيدا نمیشود يك فقير روی زمين پيدا نخواهد شد.(۱۳)
ضرورت تحقق چنين جامعهای؛ نكته بسيار مهمی كه در انديشه شهيد مطهری درباره مهدويت درخشش دارد، ضرورت و قطعيت تحقق جامعه مهدوی از منظر حكمت الهی است. از ديدگاه ايشان: مهدويت يك فلسفه بزرگ جهانی است؛ چون اسلام يك دين جهانی است؛ چون تشيع به معنای واقعیاش يك امر جهانی است. وقتی قرآن میفرمايد: «و لقد كتبنا فی الزبور من بعد الذكر ان الارض يرثها عبادی الصالحون»(۱۴) صحبت از زمين است؛ نه صحبت از اين منطقه و آن منطقه و اين قوم و آن نژاد. اولا اميدواری به آينده است كه دنيا در آينده نابود نمیشود زندگی سعادتمندانه بشر آن است كه در آينده است. ثانيا آن دوره، دوره عقل و عدالت است. شما میبينيد يك فرد سه دوره كلی دارد: دوره كودكانه كه دوره بازی و افكار كودكانه است؛ دوره جوانی كه دوره خشم و شهوت است و دوره عاقله مردی و پيری كه دوره پختگی و استفاده از تجربيات، دوره دور بودن از احساسات و دوره حكومت عقل است.
اجتماع بشری نيز همين است؛ بايد سه دوره را طی كند؛ يك دوره، دوره اساطير و افسانهها و به تعبير قرآن دوره جاهليت. دوره دوم، دوره علم است، ولی علم و جوانی، دوره حكومت خشم و شهوت، محور گردش زمان ما يا خشم است يا شهوت.
آيا دورهای نخواهد آمد كه آن دوره حكومت، نه حكومت اساطير باشد و نه حكومت خشم و شهوت؟ دورهای كه واقعا معرفت و عدالت، صلح و صفا و انسانيت و معنويت، حكومت كند؟ مگر میشود كه خداوند اين عالم را خلق كرده باشد و بشر را به عنوان اشرف مخلوقات آفريده باشد، بعد بشر دوره بلوغ خود نرسيده يك مرتبه تمام بشر را زير و رو كند!(۱۵)
در اين جا دو سؤال مهم و اساسی وجود دارد كه برای تبيين بحث بايد جواب متقن و كافی به اين دو سؤال داده شود: آيا قضايای تاريخی قابل پيشبينی است؟ به عبارت ديگر آيا میتوان آيندهنگری نمود يا صرفا اطلاع از آن از مبدأ غيب امكان دارد؟ آيا سير حركت و تحولات كنونی بشر به سوی تحقق چنين جامعه عدالت محور جهانی پيش میرود يا امر به گونه ديگری است؟
قانونمندی تاريخ؛ برخی از تاريخ شناسان جريانهای تاريخی را يك امور اتفاقی و تصادفی و طبعا غيرقابل پيشبينی میدانند كه تحت هيچ ضابطهای قرار نمیگيرد و با بررسی تحولات تاريخی نمیتوان آينده نگری كرد.
در مقابل، نظريه دقيق و عميق ديگری است كه تاريخ را كاملاً قانونمند میداند؛ قواعد و ضوابطی بر آن حاكم است كه با بررسی سلسله جريانات و تحولات تاريخی میتوان آينده را ترسيم نمود.
يكی از مباحثی كه بسيار عالمانه و دقيق و عميق توسط شهيد مرتضی مطهری مورد بحث قرار گرفته است، بحث قانونمندی تاريخ است.
ايشان پس از طرح بحث چيستی تاريخ و جامعه و نقل ديدگاههای گوناگون و نقد آنها، اين ديدگاه كه جامعه به نوبه خود مستقل از افراد، طبيعت و شخصيت دارد و دارای خصلت، سنت، قاعده و ضابطه میباشد را میپذيرد و گويد: تاريخ آنگاه فلسفه دارد و آنگاه تحت ضابطه و قاعده در میآيد و آنگاه موضوع تفكر و مايه تذكر و آيينه عبرت و قابل درس آموزی است، كه جامعه از خود طبيعت و شخصيت داشته باشد وگرنه جز زندگی افراد چيزی وجود ندارد و اگر درس و عبرتی باشد درسهای فردی از زندگی افراد است نه درسهای جمعی از زندگی اقوام و ملل. او سپس به اثبات اين ديدگاه از منظر قرآنمجيد پرداخته و میگويد: قرآن لااقل در بخشی از عبرت آموزیهای خود، زندگی اقوام و امتها را به عنوان مايه تنبّه برای اقوام ديگر مطرح میكند. قرآن مكرر در تعبيرات خود موضوع حيات و مدت و اجل اقوام و امتها را طرح كرده است. مثلا میگويد: «و لكل امهٔ اجل فاذا جاء اجلهم لايستأخرون ساعته و لايستقدمون»(۱۶)؛ «زندگی هر امتی را پايانی است، پس هرگاه پايان عمرشان فرا رسد نه ساعتی ديرتر بپايند و نه ساعتی زودتر فانی شوند.»
قرآنكريم اين گمان را كه ارادهای گزافكار و مشیّتی بیقاعده و بیحساب سرنوشتهای تاريخی را دگرگون میسازد به شدت نفی میكند و تصريح مینمايد كه قاعدهای ثابت و تغييرناپذير بر سرنوشتهای اقوام حاكم است.(۱۷) و مردم میتوانند با استفاده از سنن جاريه الهی در تاريخ، سرنوشت خويش را نيك يا بد بگردانند(۱۸) از اين رو، در عين آن كه تاريخ با يك سلسله نواميس قطعی و لايتخلف اداره میشود، نقش انسان و آزادی و اختيار او به هيچ وجه محو نمیگردد.(۱۹)
تكامل تاريخ و جامعه واحد جهانی؛ درباره سؤال دوم؛ يعنی ترسيم جهت و مسير تحولات جهانی كه وابسته به سؤال اول است، ايشان اين بحث را با عنوان تكامل تاريخ و سير آن به سوی تحقق جامعه واحد جهانی مطرح میكند و میفرمايد: بديهی است بنا بر نظريه اصالت فطرت و اين كه وجود اجتماعی انسان و زندگی اجتماعی او و بالأخره روحی جمعی جامعه وسيلهای است كه فطرت نوع انسان برای وصول به كمال نهايی خود انتخاب كرده است.
سپس، از سخن استاد خود مرحوم علامه طباطبايی بهره میگيرد كه در تفسير گرانسنگ الميزان اين چنين مینگارد: «كاوش عميق در احوال كاينات نشان میدهد كه انسان نيز به عنوان جزئی از كائنات در آينده به غايت و كمال خود خواهد رسيد. آنچه كه در قرآن آمده است كه استقرار اسلام در جهان امری شدنی و لابدّ منه است تعبير ديگری است، از اين مطلب كه انسان به كمال تام خود خواهد رسيد.
قرآن آنجا كه میفرمايد: «من يرتدّ منكم عن دينه فسوف يأتی اللّه بقومٍ يحبهم و يحبونه»؛ يعنی فرضا شما از دين برگرديد، خداوند متعال قوم ديگر را به جای شما برای ابلاغ اين دين به بشريت و مستقر ساختن اين دين خواهد آورد ـ در حقيقت میخواهد ضرورت خلقت و پايان كار انسان را بيان نمايد.»(۲۰)و(۲۱)
انتظار؛ شهيد مطهری كه با قلم روان و بيان شيوای خود در عرصههای مختلف، به تبيين حقايق و معارف ناب اسلام پرداخته است، درباره انتظار میفرمايد: اصل انتظار فرج از يك اصل كلی اسلامی و قرآنی استنتاج میشود و آن اصل «حرمت يأس از روحالله» است. مردم مؤمنِ به عنايات الهی، هرگز و در هيچ شرايطی اميد خويش را از دست نمیدهند و تسليم يأس و نااميدی و بيهودهگرايی نمیگردند.
چيزی كه هست اين انتظار فرج و اين «عدم يأس از روح اللّه» در مورد يك عنايت عمومی و بشری است؛ نه شخصی يا گروهی و به علاوه توأم است يا نويدهای خاص و مشخص كه به آن قطعيت داده است.(۲۲) پس از ظهور زمين هر موهبتی كه در خودش دارد از هر معدنی و استعدادی كه شما تصور بكنيد را بيرون میدهد. يعنی هر چه تا امروز مضايقه نموده بيرون میدهد.
اين دو نوع انتظار فرج، معلول دو نوع برداشت از ظهور عظيم مهدی موعود(ع) است و اين دو نوع برداشت به نوبه خود از دو نوع بينش درباره تحولات و انقلابات تاريخی ناشی میشود.
انتظار ويرانگر؛
برداشت قشری از مردم از مهدويت و قيام و انقلاب مهدی موعود (عج) اين است كه صرفا ماهيت انفجاری دارد. فقط و فقط از گسترش و اشاعه و رواج ظلمها و تبعيضها و اختناقها و حقكشیها و تباهیها ناشی میشود.
نوعی سامان يافتن است كه معلول پريشان شدن است؛ آنگاه كه صلاح به نقطه صفر برسد، حق و حقيقت هيچ طرفداری نداشته باشد، باطل يكهتاز ميدان گردد، جز نيروی باطل نيرويی حكومت نكند، فرد صالحی در جهان يافت نشود، اين انفجار رخ میدهد و دست غيب برای نجات حقيقت ـ نه اهل حقيقت زيرا حقيقت طرفداری ندارد ـ از آستين بيرون میآيد علی هذا هر اصلاحی محكوم است؛ زيرا هر اصلاح يك نقطه روشن است و تا در صحنه اجتماع نقطه روشنی هست، دست غيب ظاهر نمیشود.
برعكس هر گناه و هر فساد و هر ظلم و هر تبعيض و هر حقكشی هر پليدای به حكم اين كه مقدمه صلاح كلی است و انفجار را قريب الوقوع میكند، رواست؛ زيرا، «الغايات تُبَرِّرالمبادی؛ هدفها وسيلههای نامشروع را مشروع میكنند.» پس بهترين كمك به تسريع در ظهور و بهترين شكل انتظار، ترويج و اشاعه فساد است.
سهيم بودن يك فرد در اين سعادت، موقوف به اين است كه آن فرد عملا در گروه اهل حق باشد. آياتی كه بدانها در روايات استناد شده است، نشان میدهد كه مهدی موعود(عج) مظهر نويدی است كه به اهل ايمان و عمل صالح داده شده است؛ مظهر پيروزی نهايی اهل ايمان است: «وعدالله الذين آمنوا منكم و عملوا الصالحات ليستخلفنهم فی الارض كما استخلف الذين من قبلهم و ليمكنن لهم دينهم الذی ارتضی لهم و ليبدلنهم من بعد خوفهم امنا يعبدوننی لايشركون بی شيئا»(۲۳)؛ «خداوند به مؤمنان و شايسته كاران شما وعده داده است كه آنان را جانشينان زمين قرار دهد؛ همچنانكه پيشينيان را قرار داد، دينی كه برای آنها پسنديده است را مستقر سازد، دوران خوف آنان را تبديل به دوران امنيت نمايد ـ دشمنان آنان را نابود سازد ـ بدون ترس و واهمه خدای خويش را بپرستند و اطاعت غير خدا را گردن ننهند و چيزی را در عبادت يا طاعت شريك حق نسازند.»
ظهور مهدی موعود منّتی است بر مستضعفان و خوار شمرده شدگان، وسيلهای است برای پيشوا و مقتدا شدن آنان و مقدمهای است برای وراثت آنها خلافت الهی را در روی زمين: «و نريد ان نمن علی الذين استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمهٔ و نجعلهم الوارثين»(۲۴) ظهور مهدی موعود، تحقق بخش وعدهای است كه خداوند متعال از قديمترين زمانها در كتب آسمانی به صالحان و متقيان داده است كه زمين از آنِ آنان است و پايان تنها به متقيان تعلق دارد.(۲۵)
حديث معروف كه میفرمايد: «يملا الله به الارض قسطا و عدلاً بعد ما ملئت ظلما و جورا» نيز، شاهد مدعای ماست نه مدعای آن گروه. در اين حديث نيز تكيه بر روی ظلم شده است و سخن از گروه ظالم است كه مستلزم وجود گروه مظلوم است و میرساند كه قيام مهدی برای حمايت مظلومانی است كه استحقاق حمايت دارند.
بديهی است كه اگر گفته شده بود «يملأ الله به الارض ايمانا و توحيدا و صلاحا بعد ما ملئت كفرا و شركا و فسادا»، مستلزم اين نبود كه لزوما گروهی مستحق حمايت وجود داشته باشند.
در آن صورت استنباط میشد كه قيام مهدی موعود برای نجات حقِ از دست رفته و صفر رسيده است؛ نه برای گروه اهل حق ولو به صورت يك اقليت.
در روايات اسلامی سخن از گروهی زبده است كه به محض ظهور امام به آن حضرت ملحق میشوند. بديهی است كه اين گروه ابتدا به ساكن خلق نمیشوند و به قول معروف از پای بوته هيزم سبز نمیشوند. معلوم میشود در عين اشاعه و رواج ظلم و فساد زمينههايی عالی وجود دارد كه چنين گروه زبده را پرورش میدهد. اين خود میرساند كه نه تنها حق و حقيقت به صفر نرسيده است، بلكه فرضا اگر اهل حق از نظر كميت قابل توجه نباشند از نظر كيفيت ارزندهترين اهل ايماناند و در رديف ياران سيدالشهدا(ع).
از نظر روايات اسلامی در مقدمه قيام و ظهور امام، يك سلسله قيامهای ديگر از طرف اهل حق صورت میگيرد، آنچه به نام قيام يمانی قبل از ظهور بيان شده است نمونهای از اين سلسله قيامهاست. اين جريانها نيز ابتدا به ساكن و بدون زمينه قبلی رخ نمیدهد.
در برخی از روايات اسلامی سخن از دولتی است از اهل حق كه تا قيام مهدی(عج) ادامه پيدا میكند. و چنان كه میدانيم بعضی از علمای شيعه كه به برخی از دولتهای شيعی معاصر خود حسن ظن داشتهاند احتمال دادهاند كه دولت حقی كه تا قيام مهدی موعود ادامه خواهد يافت، همان سلسله دولتی باشد.
از مجموع آيات و روايات استنباط میشود كه قيام مهدی موعود(عج) آخرين حلقه از مجموع حلقات مبارزه حق و باطل است كه از آغاز جهان بر پا بوده است. مهدی موعود تحقق بخش ايده آل همه انبيا و اوليا(ع) و مردان مبارز در راه حق است.(۲۶)
مباحث ديگری درباره موضوع مهدويت در آثار ايشان به چشم میخورد كه به خاطر طولانی شدن مقاله از تفصيل آنها خودداری میشود و تنها به دو مورد از اين مباحث اشاره میشود.
پینوشتها:
۱) مطهری، مرتضی، گفتارهای معنوی، انتشارات صدرا، ص ۲۰۳.
۲) فرازهايی از پيامهای امام خمينی (ره) به مناسبت شهادت آيهٔ الله مطهری.
۳) همان.
۴) همان.
۵) توبه: ۳۳/ انبياء: ۱۰۵/ قصص: ۵/ اعراف: ۱۲۸/ نور: ۵۵.
۶) مرتضی مطهری، قيام و انقلاب مهدی(عج) از ديدگاه فلسفه تاريخ، انتشارات صدرا، تير ۱۳۸۲، چ ۲۵، ص ۱۳ و ۱۴.
۷) مرتضی مطهری، مجموعه آثار، ج ۱۸، ص ۱۶۵ (كتاب سيری در سيره ائمه اطهار عليهمالسلام ، بحث عدل كلّی).
۸) همان.
۹) مرتضی مطهری، مجموعه آثار، ج ۳، ص ۳۵۶. (كتاب امدادهای غيبی در زندگی بشر بحث مهدويت در اسلام).
۱۰) بحارالانوار، ج ۵، ص ۸۱ و ۹۲.
۱۱) نهجالبلاغه، خطبه ۱۳۸.
۱۲) بحارالانوار، ج ۵۲، باب ۲۷، ح ۸۳، ص ۳۳۸/ ارشاد شيخ مفيد، باب ۴۰، فصل ۵، ح ۷.
۱۳) مرتضی مطهری، مجموعه آثار، ج ۱۸، صص ۱۶۵ ـ ۱۵۱ (كتاب سيری در سيره ائمه اطهار عليهمالسلام بحث عدل كلّی)؛ نظير اين بحث در مجموعه آثار، ج ۳، ص ۳۵۸ (كتاب امدادهای غيبی بحث آينده بشريت) آمده است.
۱۴) انبياء: ۱۰۵.
۱۵) مجموعه آثار، ج ۱۸، ص ۱۸۰. (كتاب سيره در سيره ائمه اطهار (ع) بحث مهدی موعود (ع).
۱۶) اعراف: ۱۳۴.
۱۷) فاطر: ۳۴.
۱۸) رعد: ۱۱.
۱۹) قيام و انقلاب امام مهدی عليهالسلام ، صص ۱۵- ۱۹ و ۴۸-۵۰.
۲۰) الميزان، ج ۴، ص ۱۳۲، ذيل آيه ۲۰۰ سوره مباركه آل عمران.
۲۱) مجموعه آثار، ج ۲، ص ۳۵۸ به بعد (كتاب مقدمهای بر جهان بينی اسلامی بحث جامعه و تاريخ).
۲۲) قيام و انقلاب امام مهدی(عج)، ص ۱۴
۲۳) نور: ۵۵.
۲۴) قصص: ۵.
۲۵) انبياء: ۱۰۵ و اعراف: ۱۲۸.
۲۶) شهيد مطهری، قيام و انقلاب مهدی(عج) از ديدگاه فلسفه تاريخ، انتشارات صدرا، ۱۳۸۲، چ علاقهمندان میتوانند برای مشاهده كامل متن به نشانی http://zah123.blogfa.com مراجعه كنند.