صفحه نخست

فعالیت قرآنی

سیاست و اقتصاد

بین الملل

معارف

اجتماعی

فرهنگی

شعب استانی

چندرسانه ای

عکس

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

خراسان جنوبی

بوشهر

چهارمحال و بختیاری

خراسان رضوی

خراسان شمالی

سمنان

خوزستان

زنجان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویر احمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

بازار

صفحات داخلی

کد خبر: ۲۵۹۵۴۳۱
تاریخ انتشار : ۰۵ مهر ۱۳۹۲ - ۰۰:۴۸

هر روز كه می‏‌گذرد، خورشيد بين من و مهربانی‏‌های تو بيشتر فاصله می‏‌اندازد ... نمی‌دانم چند سال خورشيدی از تو دور افتادم.

درست يادم نيست كجای دجله يا فرات، يا كنار اروند بود كه تو كبوتر شدی ... هر شب خواب می‏‌بينم كه تمام ديوارهای دنيا، بين من و تو صف كشيده‏‌اند. آنقدر از تو دور می‌شوم در خواب‏‌هايم كه آسمان، پشت پلك‏‌هايم می‌افتد و ديگر نمی‏‌توانم ببينمت ... بعد از تو.
در بيراهه‌‏های تمدن، گمراه شدم ... انگار در چاه ويل سقوط كرده‌ام! خوب می‏‌دانم كه امانت‏دار خوبی نبوده‌ام. هيچ‏وقت نتوانسته‌ام از انقلاب، اين ميراث گرامی تو، به اندازه‌ای كه تو دوست داشتی دفاع كنم ... خدا كند كه فراموش نكنيم ... كه اين شهيدان چه كبوتران عزيزی بودند ... شادی روح شهدا و امام شهدا صلوات.