به گزارش ایکنا، در میانه شلوغی همیشگی دانشگاه تهران، آنجا که معمولاً صدای قدمها، با عجله کلاس و امتحان گره خورده است، این روزها مسجد دانشگاه حالوهوای دیگری دارد. فرشهای پهنشده، نور ملایم مسجد و سکوتی که گاه با تلاوت آرام قرآن شکسته میشود، فضایی ساخته که با حال و هوای معمول دانشگاه تفاوتی جدی دارد؛ فضایی برای مکث، برای بازگشت به خود، برای مناجات و سه روز خلوتی با خویشتن و خدای خود به نام اعتکاف.
در گوشهای از مسجد، کنار قرآن و مفاتیح، کتابهای درسیِ نیمخوانده دیده میشود؛ کتابهای فلسفه، علوم سیاسی، کتابهای ادبیات و رمان و حتی کتابهایی درباره تاریخ و هویت ایران. گویی زندگی دانشجویی موقتاً به درون مسجد آمده، بدون آنکه رنگ و پیچیدگیاش را از دست بدهد. بعضی از کتابها به چشمم آشنا میآمدند مانند جاذبه و دافعه حضرت علی(ع) از شهید مطهری و به برخی از آنها باید چشم میدوختم تا آنها را بشناسم. در دست برخی کتابهایی بود که به چگونگی یک اعتکاف مؤثر اشاره داشت.
دانشجویان از رشتهها و علایق مختلف، علاقهمندیهای خود را کنار هم چیدهاند؛ اعتکاف برای بسیاری از آنها نه فاصله گرفتن از پرسشها و دغدغههای فکری، بلکه فرصتی برای مواجهه آرامتر با آنهاست. بعضی میان نماز و دعا، چند صفحه از کتاب درسیشان را مرور میکنند، بعضی دیگر در سکوت شب، مطالعهای غیر درسی را انتخاب کردهاند؛ گویی خلوت اعتکاف، مجالی برای نظم دادن دوباره به اولویتها را برایشان فراهم کرده است. فضای مسجد دانشگاه، آیینهای از خود دانشگاه است؛ با همان تنوع، اما با لحنی آرامتر.
برخی از دانشجویان، انتخابِ مسجد دانشگاه تهران برای اعتکاف را به برنامههای خاص و فضای متفاوت این دانشگاه نسبت میدهند. بهگفته آنها، اعتکاف در دانشگاه برایشان صرفاً یک آیین مذهبی نیست، بلکه فرصتی است برای بودن در کنار همسالان، در محیطی که با زیست روزمره دانشجوییشان پیوند خورده است؛ فضایی که در آن درس، اندیشه، گفتوگو و عبادت در هم تنیده میشود.
در میان معتکفان، حتی چهرههایی دیده میشود که هنوز دانشجو نیستند. برخی دانشآموزان، با نگاهی کنجکاوانه و شوقمند، این فضا را انتخاب کرده بودند؛ حضوری که برای خودشان معنایی فراتر از یک تجربه عبادی دارد. حضور در مسجد دانشگاه تهران برای آنها تصویر زندهای از آیندهای نزدیک است؛ جایی که دوست داشتند دانشجویی را تجربه کنند و به میدان تجربههای فکری، فرهنگی و جمعی نزدیک شوند. آنها در این سه روز فرصت داشتند تا در کنار دانشجویان این دانشگاه همنشینی از نسلها و تجربههایی را داشته باشند که میتواست آینده آنها را ترسیم کند.
در کنار تجربههای مثبت، برخی از دانشجویان سالبالای دانشگاه تهران که برای چندمین بار اعتکاف دانشجویی را تجربه میکردند، به چالشهایی نیز اشاره داشتند. از نگاه آنها، استقبال گسترده از اعتکاف امری قابلتقدیر است، اما شیوه مدیریت ثبتنام و ظرفیتها باعث نارضایتی شده بود. برخی از این دانشجویان توضیح میدادند که فرآیند ثبتنام را با دشواری پشت سر گذاشتهاند و با وجود ثبتنام قبلی، درست در لحظاتی که وسایل خود را جمع کرده و آماده حرکت به سمت دانشگاه بودهاند، به آنها اعلام شده که ظرفیت تکمیل شده است. موضوعی که نه فقط برنامهریزی شخصی آنها را بههم زده، بلکه احساس بینظمی و بیتوجهی به حقوق شرکتکنندگان را نیز ایجاد کرده است.
از نظر این معتکفان، اولویتبندی ظرفیتها مسئلهای مهم است. آنها معتقد بودند اعتکاف دانشجویی دانشگاه تهران، در وهله نخست باید به دانشجویان همین دانشگاه اختصاص یابد و پس از آن، امکان حضور برای افراد متفرقه و غیر دانشجو فراهم شود؛ رویکردی که به باورشان هم با هویت دانشجویی این برنامه همخوانتر است و هم از بروز چنین نارضایتیهایی جلوگیری میکند.
از برخی از معتکفان درباره دلیل انتخاب اعتکاف و نیازشان به خلوت پرسیدم. پاسخها، اگرچه با واژههای متفاوت بیان میشد، اما به یک معنا میرسید: انسان به تنهایی نیاز دارد. آنها میگفتند در میان شلوغی زندگی روزمره، میان کلاسها، شبکههای اجتماعی و دغدغههای پیدرپی، گاهی باید از همه فاصله گرفت تا دوباره به خود بازگشت. برای این دانشجویان، خلوت فقط کنارهگیری از جمع نیست؛ خلوتی است که وقتی در «خانه خدا» و به میزبانی او شکل میگیرد، لذتی توأمان دارد. به تعبیر یکی از آنها، اعتکاف فرصتی است برای تنها بودن بدون احساس تنهایی؛ تجربهای که در آن سکوت، سنگین نیست و فاصله گرفتن از جهان، با حس آرامش و معنا همراه میشود.
برخی از معتکفها در حالی در مسجد دانشگاه حاضر شده بودند که تنها چند روز تا آغاز امتحانات پایانترم فاصله داشت. کتابهای درسی و جزوهها کنار قرآن و مفاتیح قرار گرفته بود؛ تصویری که نشان میداد برای این دانشجویان، اعتکاف نه گریز از مسئولیتهای درسی، بلکه تلاشی برای نظمبخشیدن به ذهن و آرامتر شدن در آستانه روزهای پرفشار امتحان است. برخی از آنها میگفتند این خلوت کوتاه، هرچند همزمان با دغدغه امتحانهاست، اما فرصتی است برای جمعوجور کردن فکر و دل؛ فرصتی که باعث میشود بعد از اعتکاف، با تمرکز و آرامش بیشتری به سراغ درسها برگردند.
برخی از معتکفان معتقد بودند شبها فرصت معنوی عمیقتری فراهم میشود؛ زمانی که هیاهوی روز فروکش میکند و سکوت مسجد مجال بیشتری برای تأمل میدهد. به گفته آنان، همهچیز در این فضا حالوهوای دیگری دارد؛ حتی قرآن خواندن. یکی از معتکفان میگفت: «ما مقیم خانه خدا شدهایم و خدا بدون تردید به مهمانش توجه ویژه دارد.» آنها تأکید کردند در تجربههای معمول مذهبی، انسان برای اقامه نماز به مسجد میرود و بازمیگردد، اما اعتکاف تجربهای متفاوت است؛ زیستن در مسجد و ماندن در خانه خدا. تجربهای که در آن، فرد آگاهانه از داشتهها و تعلقات روزمره فاصله میگیرد. به باور این دانشجویان، همین فاصله گرفتن است که اعتکاف را به فرصتی کمنظیر برای فکر کردن به بسیاری از مسائلِ زندگی، بازنگری در مسیر پیشرو و آرام گرفتن ذهن بدل میکند.
انتهای پیام