به گزارش ایکنا، بخش دوم جلسه تدبر در سوره «همزه» به همت مجمع مدارس دانشجویی قرآن و عترت دانشگاه تهران، شب گذشته یکشنبه 12 بهمنماه در مسجد کوی دانشگاه تهران و با سخنرانی هانی چیتچیان؛ مدرس و کارشناس قرآن برگزار شد.
در ابتدای این جلسه چیتچیان با تبریک اعیاد شعبانیه و به ویژه سالروز میلاد منجی عالم بشریت گفت: نیمهشعبان از اهمیت بالایی برخوردار است تا جایی که حتی شأن شب قدر را نیز برای آن قائل شدهاند. نقل است که خواندن دعای کمیل برای این شب از سوی امیرالمؤمنین(ع) آن هم در حال سجود، توصیه شده است، عرف آن است که ما این دعا را هر هفته شبهای جمعه بخوانیم.
وی ادامه داد: به هر حال برای درک این شب ویژه که زمینههای مناسب برای قیام آخرالزمان را فراهم میآورد، توصیههای زیادی شده است و خواندن ادعیههایی منقول یکی از این امور است که امیدوارم همه ما در به جای آوردن این مناسک در چنین شبهایی کوشا باشیم.
این گزارش حاکی است، این کارشناس و مدرس قرآن در ادامه این جلسه به توضیحاتی در مورد اشاراتی که خداوند در این سوره در مورد وضع و حال افرادی که از آنها به «هُمزه» و «لُمزه» یاد کرده است، میپردازد که در ادامه به خلاصهای از مباحث طرح شده اشاره میشود:
بیشتر بخوانید؛
در جلسه قبل به این موضوع اشاره شد که «ویل» هر چند که در معنای تحتاللفظی از آن به «وای به حال» ترجمه میشود، حالتی نزدیک به هلاکت است. وقتی هم صحبت از هلاکت میشود، یعنی حالتی از مرگ که عملاً پس از آن، زندگی وجود ندارد و خداوند برای فرد هلاک شده، حشر و نشری در نظر نگرفته است، اما اینکه گفته میشود، حالتی نزدیک به هلاکت به این معنی است که به هر حال برای چنین افرادی نیز کورسوی رهایی از این ورطه وجود دارد.
نکته حائز اهمیت در مورد سرنوشتی که خداوند برای این افراد در نظر گرفته، آن است که برای این افراد در هر موقعیت زمانی و مکانی دچار شدن به چنین فلاکتی متصور شده و به غیر از موارد استثناء که اشاره شد به همین دلیل هم «ویل» حالتی نزدیک به هلاکت است، آنها در وضعیتی دردناک در روزگار قیامت سزای عمل خود را خواهند دید.
در ادامه این سوره شاهد هستیم که خداوند حالات این افراد یعنی عیبجویان بدگو را برمیشمرد.
آنها تصور میکنند که بتوانند با استفاده از مال و مکنتی که در اختیار دارند، امید به نجات و رهایی از سرنوشتی که خداوند به شکل محتوم برای آنها در نظر گرفته، داشته باشند در حالی که اینگونه نیست و هیچ کدام از اموالی که آنها در اختیار دارند چه اعتبار مالی و چه اجتماعی، قادر به رهایی آنها از ورطهای که در آن گرفتار شدهاند، نیست.
وعده دردناکی که خداوند به این افراد داده است، «حُطمه» است. در ترجمه این آیه از حُطمه به شکننده یاد شده است. اما به چه معناست؟ آتشی را در نظر بگیرید که وقتی چوب یا ماده اشتغالزایی در آن انداخته میشود، سوزانندگی آن آتش تا به آن حد است که آن ماده سوختنی، با صدایی همانند صدای ترکیدگی در آن بسوزد. حُطمه چنین حالتی دارد و ویژگی دیگر آن «عَمُد مُمَدَده» بودن آن است، یعنی چون ستونی تا بینهایت ادامه دارد که کنایه از این امر است که هیچ پایانی نمیتواند برای آن در نظر گرفته و همچنان زنجیرهای از سوزانندگی و عذابآور بودن آن ادامه دارد.
به تعبیر این سوره، این آتش از قلبهاست که زبانه میکشد. در اصل این عذابی است که بر قلوب این افراد نازل شده است، چرا که معمولاً اگر به قصد و غرض به دنبال عیبجویی و بدگویی از کس یا کسانی باشیم، چنین حالتی معمولاً از نهاد انسانی بروز پیدا میکند که فاقد قلب سلیم است. همواره به دنبال پیدا کردن نقاط ضعف مردم است تا به این واسطه بتواند بهانهای دست و پا کرده و به وسیله آن در جهت تحقیر و بدگویی از همنوع خود برآید. وقتی هم خداوند چنین متقن و بیتردید در مورد عذابی که برای این افراد در نظر گرفته است، کاملاً این امر را مشخص میکند که جای هیچگونه تعارف و مماشاتی باقی نمانده و در این مورد خاص که به حقالناس ارتباط مستقیم دارد، هیج بخشودگی وجود ندارد.
در اینجا شاید این پرسش مطرح شود که به هر حال در جریان انجام یکی از فرایض دینی که اتفاقاً به آن توصیه موکد شده است یعنی نهی از منکر، ناهی از منکر نیز در بدو امر باید عیب فرد را به او گوشزد کند و بعد به کمک خود فرد یا شخصاً در جهت رفع آن برآید. با این فرض آیا نهی از منکر مصداقی از هَمز و لَمز محسوب نمیشود؟ در جواب باید گفت که نهی از منکر با حُسن نیت و با این دورخیز که بتوان به واسطه این گوشزدها، فرد را از ارتکاب به عمل ناشایستی که انجام میدهد برحذر داشت، اتفاق میافتد، اما در مورد همز و لمز، معمولاً فرد عیبجوی بدگوی به دنبال آن است که تنها عیب و نقص فرد را به رخ او کشیده و آبروی او را نسبت با خود آن فرد و یا در میان جمع از بین ببرد. با این وجود باید دقت فراوانی صورت گیرد، چرا که مرز افتراق میان این دو مقوله بسیار باریک است.
اما از جمله خصوصیات دیگری که برای آتش افراد عیبجوی بدگوی در آن دنیا برشمرده شده است، «موصده» بودن آن است. منظور سربسته بودن آنهاست، همچون تلهای که موجودی در آن گیر افتاده و هیچ راه گریزی و نجاتی برایش نیست، لذا یکی از هولناکترین و دردناکترین عذابهایی که خداوند در قعر دوزخ در نظر گرفته است برای افرادی است که هَمز و لَمز زیادی در زندگی دارند و باید به این نکته تأکید داشت که این عذاب مربوط به همه آنها شده همچنانکه از کلمه «لِکُل» استفاده شده است و در آن هیچگونه اغماض و چشمپوشی وجود ندارد.
انتهای پیام