به گزارش ایکنا،
حجتالاسلام والمسلمین مرتضی جوادی آملی، رئیس بنیاد بینالمللی اسراء و استاد حوزه، 9 اسفندماه در ادامه سلسله مباحث روزانه خود به مناسبت ماه مبارک رمضان که در بنیاد بینالمللی علوم وحیانی اسرا در قم برگزار شد، به بررسی «جایگاه
عقل در پرتو وحی» پرداخت.
متن سخنان وی به شرح زیر است:
تجلیل از حضرت خدیجه(س)
حضرت خدیجه(س) بدون هیچ چشمداشتی همه اموالشان را در اختیار پیامبر(ص) و اسلام قرار دادند؛ انسان ممکن است اموال و دارایی در راه خدا بدهد ولی آن چیزی که ارزشمند و گرانبهاتر است و میتواند در شرایط سخت رفیق انسان محسوب شود، درآوردن از غربت تنهایی و تأیید آن حضرت است که حضرت خدیجه(س) در این میدان سنگ تمام گذاشتند.
وقتی حضرت مأمور به نماز بودند در کنار کعبه مکرمه با وجود اینکه قبله به سمت بیتالمقدس بود نماز را طوری اقامه میفرمودند که هر دو جهت قبله مدنظر باشد. در این شرایط سخت، حضرت خدیجه(س) همراه رسول الله(ص) بود و با ایشان نماز میخواند و همه ملامت و سرزنشها را حتی از قبیله و قوم و طایفه خود تحمل کرد و به جان پذیرفت تا پیامبر(ص) را یاری کند.
در این شرایط جبرائیل بر رسول الله(ص) نازل شد و در این مکان و مکانت که حضرت خدیجه(س) حضور داشتند، جبرئیل فرمود خدا به خدیجه سلام میرساند که نشانه شأن و رتبه والای این بانوی گرامی است. خداوند این گونه ایشان را مورد تکریم و تعظیم قرار داده است و سلام خدا توسط پیامبر(ص) به این بانوی اسلام اهدا شد.
این معنا در مورد حضرت زهرا(س) هم اتفاق افتاده است و جبرئیل سلام خدا را به فاطمه(س) ابلاغ کرد و فاطمه(س) خداوند خودش منشأ سلامت و امنیت در هستی است. این موقعیت برای حضرت خدیجه(س) هم هست.
فلسفه ارسال رسل و انزال کتب
ارسال رسل و انزال کتب شأنی است و هدایت هم با این دو بال رخ میدهد؛ همواره انبیاء الهی صحف و کتبی را به همراه داشتند چون جامعه هم راه میخواهد و هم راهنما و راه، صحف و کتب آسمانی و راهنما نیز انبیاء و اولیاء هستند و هرگز خداوند ملت و جامعهای را بدون هدایت رها نخواهد کرد.
ما امروز در پرتو نورانیت این دو جلوه الهی که فرمود: انی تارک فیکم الثقلین از این دو نور هدایت بهرهمند هستیم؛ انبیاء و کتب آمدهاند تا وجود انسان را روشن کنند و آن چیزی که فاعل مباشر است عقل است؛ عقل چراغ وجود انسان است که اگر نباشد هزارهزار پیامبر(ص) و قرآن هم باشد نفعی به انسان نمیرساند؛ اینها آمدند تا عقل را درون انسان شکوفا و منزه از جهل و نسیان و ... کنند.
فهم به وسیله چشم و گوش و زبان و دست و پا انجام نمیشود بلکه با تفقه و تفکر و عقل ممکن است و ما راهی جز عقل نداریم لذا همیشه باید عقل را طاهر و پاک و پاکیزه نگاه داریم تا بتواند حقایق دینی را بفهمد و آن وقت دست و پا و چشم و گوش بر مبنای آن عمل کنند بنابراین عقل چراغ وجود انسانی است که بدون آن انسان در تاریکی خواهد ماند و قدرت اقدام و حرکت نخواهد داشت. البته عقل بدون وحی نمیتواند جایگاه رفیع و اصیلی در وجود انسان داشته باشد؛ این که میگوییم عقل وحیانی برای اینکه عقل ذاتا معصوم نیست.
عصمت ذاتی قرآن و اهل بیت(ع)
باید بفهمیم معصوم یعنی چه و چه کسانی؛ معصوم حقیقتی است که از هر نوع خطایی مصون باشد که یا قرآن است که عصمت ذاتی دارد و غیر ذی عوج است و یا پیامبر و امام هستند که به اراده الهی معصوم هستند و خطایی در آنان وجود ندارد و هیچ چیزی جز این دو مبلس به لباس عصمت نیستند.
عقلی که در وجود انسان عطیه قرار داده شده و بسیار ارزشمند است، مصون از خطا نیست؛ کم من عقل تحت هوی اسیر. دو ناحیه سنگین عقل را تهدید میکند؛ یکی وهم و خیال و گمان و حس؛ عقل چه بسا در بسیاری از موارد گرفتار مغالطات و وهم و خیال و قیاس و استحسان و ... میشود.
عقل معصوم نیست؛ برهان معصوم است زیرا یک راه است؛ عقل ممکن است بر مبنای برهان باشد و ممکن است نباشد؛ عاقلها که خیلی اشتباه میکنند و انسان ممکن الخطاست آن هم به خاطر عقل خودش لذا این عقل باید در پرتو وحی معصوم شود.
قرآن و عترت طاهره، معصوم و غیر ذی عوج هستند و به تعبیر خود قرآن هیچ عوج و انحرافی در قرآن نه از جلو و نه از پشت راه ندارد. قرآن 1400 سال مانند جبل راسخ ایستاده است و تحدی میکند و میگوید باطل به سمت من نمیآید و کسانی که در برابر قرآن خط و نشان میکشند مانند پرتاب کردن سنگ به سمت قله دماوند است.
آیتالله جوادی آملی 40 سال متمادی به شبهات در درس تفسیر پاسخ دادند؛ المیزان قبل از این و المنار هم به بسیاری از شبهات جواب داده است؛ علامه طباطبایی با تازیانههای عقلی مصونیت قرآن را اثبات کرد.
حقیقتی که حقیقتاً معصوم بالذات است قرآن و عترت طاهره است ولی عقل عصمت ذاتی ندارد. اهل بیت(ع) را خداوند بر مبنای آیه تطهیر به مقامی رسانده است که آلودگی به ساحت آنان راه ندارد و اینها پاک هستند.
عقل وحیانی عصمت دارد
عقل میتواند بالعرض عقل وحیانی شود و برهان پیدا کند؛ معصوم شود ولی کدام فقیهی میگوید من فلان فتوایی را که میدهم عین حق است و این نماز همان نمازی است که نبی اعظم(ص) فرموده است؛ هیچ فقیهی حتی کلینی و شیخ طوسی و صدوق هم نمیتوانند چنین چیزی بگویند با اینکه اجتهادشان کامل است و همه تلاش خود را کردهاند.
در بحث اجماع هم گفته میشود اگر اجماع کاشف قول معصوم نباشد ارزشی ندارد ولو اینکه اجماع همه علما در کار باشد؛ البته ما اجماع علما و فتاوای آنان را حجت میدانیم و بر مبنای آن عمل میکنیم ولی اینها معصوم نیستند. شیطان با عقل در جنگ است؛ شیطان به عقل و قلب انسان نیش میزند و تلقی نادرست به ما میدهد و انحراف ایجاد میکند.
ائمه و قرآن باید درون ما را روشن کند؛ مردم، پیامبر(ص) را میدیدند و با زبان وحی با آنان سخن میگفت ولی ایشان را ساحر و مجنون میدانستند بنابراین پیامبر و امام و قرآن به خودی خود نجاتبخش نیست بلکه وقتی قرآن و عترت عقل انسان را شکوفا و بارور کنند آن وقت انسان نجات خواهد یافت و منحرف نخواهد شد.
دعا برای شکست دشمنان
خداوند در آیات سوره انبیاء فرموده است که ما با قیامت، بساط این عالم را جمع کرده و عالم دیگری را پهن میکنیم و این کار برای خدا به اندازه یک چشم بر هم زدن است و قطعاً برای خداوند نابود کردن دشمنان متجاوز هم کاری ندارد؛ ما باید خاضعانه و متواضعانه از خدا بخواهیم این نانجیبان و خائنان را نابود و منکوب کند.
باید به جایی برسیم که مسئله تهدید دشمنان تمام شود انشاءالله؛ اگر قدرتی را که خدا به جوانان و نیروهای نظامی و امنتیی ما داده است، مورد استفاده درست قرار دهیم در این صورت شکست دشمن حتمی است.
امروز برخی قدرت ایران را کم میپندارند ولی آمریکا مجبور شد کل پایگاه خودش را در قطر جمع کند؛ ممکن است برخی از روی جهالت سخنانی بیان کنند ولی در روایات داریم زکات عاقلان، تحمل جهل جاهلان است لذا اگر سخنان و کارهای نسنجیدهای از سوی برخی دیدیم، باید آنان را هدایت کرد؛ اینها هم پسران و دختران جامعه هستند که در فهم برخی امور واماندهاند.
انتهای پیام