در این نشست برخط، محمدرضا کمن، متخصص روانشناسی بالینی و مشاور خانواده، به ارائه پنج اصل کاربردی برای ایجاد آرامش در خانوادهها پرداخت. در ادامه مطالب مطرحشده در این نشست را با هم میخوانیم.
جنس دنیا اینگونه است که انسان با مشکلات دستوپنجه نرم کند. حتی در شرایط کنونی که درگیر جنگ هستیم، افرادی وجود دارند که دغدغه اصلی آنها جنگ نیست، بلکه مسائلی مثل ابتلا به بیماریهای لاعلاج یا حتی مسائل سطحیتری مثل مشکلات خانوادگی، درسی و... مشکل اصلی آنهاست. ممکن نیست کسی در این دنیا زنده باشد و مشکلات هر ۳۰ تا ۴۰ روز حداقل یک بار به سراغش نیایند.
اصلاح بینش نسبت به مشکلات
نفس وجود مشکلات دردآور است، اما اساسیترین کاری که میتوانیم انجام دهیم «اصلاح بینش» نسبت به مشکلات است. اگر به عنوان پدر و مادر، دنیایی بدون مشکل برای فرزندمان ترسیم کنیم، یا طوری رفتار کنیم که نگذاریم کمترین سختی و گرفتاری برای فرزندمان ایجاد شود، اشتباه تربیتی بزرگی مرتکب شدهایم. اکنون بچهها کمتر از نسلهای قبل با سختی مواجه میشوند؛ این در حالی است که ما متوجه نیستیم اساساً شادکامی در دل سختی است. یکی از مهمترین مؤلفههای سلامت روان، نشاط و شادکامی است و این شادکامی در دل سختیها به وجود میآید.
اگر برای فردی همه چیز فراهم باشد و هیچ مشکلی طی مدتی برای او پیش نیاید، آن فرد به سمت افسردگی خواهد رفت. منابع علمی و عمیقتر از آنها، منابع دینی، به روشنی بیان کردهاند که شادکامی و نشاط و در کنار آنها رشد، در دل گرفتاری و سختی به دست خواهد آمد؛ و اگر اینگونه بیندیشیم که نباید گرفتاری وجود داشته باشد، تحمل گرفتاری سخت خواهد شد و خودمان به دست خودمان آرامشمان را کم خواهیم کرد.
اگر بنیان فکری ما این باشد که در زندگی به طور طبیعی دچار مشکل و سختی خواهیم بود، مشکلات برای ما قابل تحملتر خواهند بود. مهم است که در بینش ما این مسئله جا بیفتد که زندگی با سختی همراه است. افرادی که مدام گله و بیتابی میکنند، کسانی هستند که مواجهه با سختی برایشان سخت است؛ لذا زود به هم میریزند و رویکردشان نقزدن و کمتحملی است و این «تابآوری» است که در چنین شرایطی اهمیت زیادی پیدا میکند. تابآوری اساساً بر این محور استوار است که باور داشته باشیم «خداوند رشد و شادکامی را در دل مواجهه با سختیها قرار داده است».
در بسیاری از مواقع، صلح بیرونی اتفاق میافتد (یعنی جنگ و نبرد نظامی به پایان میرسد)، اما صلح درونی اتفاق نمیافتد. ما و عزیزانمان باید بتوانیم از اینکه صلح بیرونی اتفاق میافتد یا نمیافتد عبور کنیم و به صلح درونی خود برسیم. اگر به صلح درونی برسیم، اتفاقات و درگیریهای بیرونی نمیتوانند سلامت روان ما را تحت تأثیر قرار دهند. البته این امر مسلمی است که وجود امنیت در داشتن آرامش تأثیر دارد، اما میتوانیم در خانه و خانواده خود کاری کنیم که اگر ناامنی کلان بیرونی نیز به وجود آمد، خانواده بتواند از پس مشکلات به خوبی بربیاید.
اصلیترین چیزی که باعث آرامش روان ما میشود، اصلاح بینش است. اگر ما به این فرموده قرآن باور داشته باشیم که «اگر اجل شما برسد، نه یک دقیقه دیرتر و نه یک دقیقه زودتر، مرگ شما فرا خواهد رسید»، همین باور موجب آرامش ما خواهد شد.
در ایام کرونا، افرادی که بیشتر میترسیدند، ایمنی بدنشان پایین میآمد و زودتر به کرونا مبتلا میشدند. باید متوجه باشیم که سیستم روانی ماست که موجب سلامت ما میشود. این دوره سختی و جنگ هم میگذرد، ولی نباید اجازه دهیم با رفتار اشتباه صدمه ببینیم.
پاسخی به تمام ناامنیهای جهان
مهمتر از اینکه شیشهها را چسب بزنیم که خرد نشوند، باید دلهایمان را چسب بزنیم که قویتر باشند. با وجود همه سختیها، خداوند کانونی به نام خانواده قرار داده که اگر اصولش رعایت و کیانش حفظ شود، پاسخ همه ناامنیهای جهان داده میشود.
سازمان بهداشت جهانی اعلام کرده که طی ۱۰۰ سال گذشته فقط دو روز بوده که در هیچ جای کره زمین جنگ نبوده است. بخشی از این جنگها نیز در کشور ما بوده، از جمله جنگ جهانی دوم و دفاع مقدس هشت ساله.
این جنگها اراده خدا نیست، بلکه بلایی است که بشر بر سر خود میآورد. خداوند مراقب ماست و لذا باید دعا کنیم و از باورهایمان استفاده کنیم. افرادی که باورها را در ذهنشان کنار گذاشتهاند و فکر میکنند میتوانند آرامش خود را حفظ کنند، اشتباه بزرگی میکنند.
حفظ سلامت جسم
اما برای حفظ آرامش، اقدام اول «حفظ سلامت جسم» است. برای این مسئله، خواب کامل و کافی و خوردن صبحانه کامل بسیار مهم است. برخی ساعت خوابشان را به هم ریختهاند و این به بدن و آرامششان صدمه زده است. بهترین ساعت خواب از ساعت ۲۲ تا سه صبح است. همچنین باید پنج ساعت خواب پیوسته داشته باشیم تا سلامت بمانیم.
امنیت
مسئله مهم دوم «امنیت» است که بحث کلان و خرد دارد. نشانه امنیت در خانواده این است که کسی از کسی نمیترسد و ترس روانی در خانواده وجود ندارد. نشانه نبود ترس روانی هم این است که دروغ و پنهانکاری در خانواده وجود ندارد. پس باید در خانواده طوری رفتار کنیم که همه اعضا برای گفتن حقایق احساس امنیت کنند. اگر ترس از رابطهها حذف شود، آرامش ایجاد خواهد شد. باید تلاش کنیم ناامنی رابطه از بین برود.
اصلیترین عامل شادکامی، داشتن رابطه کیفی است و اصلیترین نشانه رابطه کیفی، وجود امنیت در رابطه است. یعنی از اینکه مورد قضاوت قرار بگیریم، حرف اشتباهی بزنیم و... نترسیم. تأکید میکنم اگر فردی تصور میکند هر طور دلش خواست میتواند با خانوادهاش رفتار کند و حالش هم در آن خانواده خوب خواهد بود، اشتباه میکند.
وسعت روزی
مسئله سوم «وسعت روزی» است. شاید بگویید مگر وسعت روزی دست ماست؟ بله. تمام روانشناسان تأکید دارند که باید نعمتهایی را که در زندگیمان داریم بشماریم و بابت آنها شکرگزاری کنیم. حتی آنهایی که به خدا اعتقاد ندارند میگویند بنشینید و از کائنات بابت آنچه به شما داده تشکر کنید. شکر نعمت موجب خوب شدن حالمان میشود و نعمتمان را بیشتر میکند. اصلاً در اسلام این مسئله را نداریم که فقیر باشید تا حالتان خوب باشد. باید ثروت داشت و به کمک ثروت، تفریح و زندگی مناسب کسب کرد. حتی اگر پول نداریم، باید با ابتکار فضای تفریح را زیاد کنیم و خدا تضمین کرده که شکر نعمت، نعمتت افزون کند / کفر، نعمت از کفت بیرون کند. این که نعمتها را بشماریم، حال خانواده ما را خوب میکند.
انس با اطرافیان
نکته چهارم حفظ رابطه و انس با اطرافیان است. انس با همسر، انس با فرزند، انس با پدر و مادر و انس با دوست خوب و سالم؛ اینها اطرافیانی هستند که انس با آنها به شدت بر سلامت روان و آرامش ما مؤثر است.
اگر کسی رابطه خود را ترمیم و اصلاح نکند، انس و حال خوب را از دست میدهد. حتی اگر رابطه از سوی دیگر اعضا خراب شده باشد، باید تلاش کنیم آن را ترمیم کنیم. اما متأسفانه اینها را از دست دادهایم؛ پس باید رابطههایمان را چسب بزنیم.
رعایت اولویتها
مسئله پنجم آسایشی است که در پی رعایت اولویتها در زندگی ایجاد میشود. در زندگی باید هدفگذاری و برنامهریزی داشت. همه ما در زندگی اولویتهایی داریم، اما یقیناً اولویت این نیست که روزی سه ساعت فیلم ببینیم و چهار ساعت از فضای مجازی استفاده کنیم. اولویت خانواده است، نه در دست گرفتن گوشی و گشتن در اینستاگرام. این که در جمع خانواده باشیم، اما تلفن همراه در دست داشته باشیم و حواسمان به خانواده نباشد، به اعضای خانواده صدمه میزند.
ارتباط با اعضای خانواده مهم است. از خود بپرسیم در رعایت اولویتها آیا دقتهای کافی و لازم را انجام میدهیم؟ خوابیدن یک اولویت است. فعالیت بدنی داشتن اولویت است. هدفگذاری در درس و مطالعه مهم است، اما آیا کتاب مناسب و ارزشمند میخوانیم؟ همه اینها توجه به اولویتهای زندگی و داشتن برنامه در زندگی است. اگر اینها را رعایت کنیم و برنامهٔ منطقی داشته باشیم، در آرامش ما تأثیر دارد. باید خطاهایمان را ببینیم و شروع به اصلاح آنها کنیم.
رعایت این پنج مورد، بسته کاملی در ایجاد آرامش در خانواده ارائه خواهد کرد. این پنج مورد که مطرح شد، فرمایش شریف امام صادق(ع) است که میفرمایند: «خَمْسُ خِصَالٍ مَنْ فَقَدَ وَاحِدَةً مِنْهُنَّ لَمْ یَزَلْ نَاقِصَ الْعَیْشِ زَائِلَ الْعَقْلِ مَشْغُولَ الْقَلْبِ فَأَوَّلُهَا صِحَّةُ الْبَدَنِ وَ الثَّانِیَةُ الْأَمْنُ وَ الثَّالِثَةُ السَّعَةُ فِی الرِّزْقِ وَ الرَّابِعَةُ الْأَنِیسُ الْمُوَافِقُ قُلْتُ وَ مَا الْأَنِیسُ الْمُوَافِقُ قَالَ الزَّوْجَةُ الصَّالِحَةُ وَ الْوَلَدُ الصَّالِحُ وَ الْخَلِیطُ الصَّالِحُ وَ الْخَامِسَةُ وَ هِیَ تَجْمَعُ هَذِهِ الْخِصَالَ الدَّعَة؛» پنج ویژگی است که اگر هر کدام از اینها را نداشته باشید، زندگی شما ناقص، عقل شما زائل و دلتان مشغول میشود (دچار بیماری روانی میشوید). اولی سلامت جسم است، دوم امنیت (امنیت کلان و خرد)، سوم وسعت روزی (که خوشاخلاقی، سحرخیزی، خواندن تعقیبات نماز، شمارش نعمت و... وسعت روزی میآورد) و چهارم داشتن دوست (همسر صالح، فرزند صالح و دوست صالح) اهل مداراست که باعث احساس انس و آرامش دل میشود و پنجم که چهار مورد را در خود دارد، آسایشی است که از پی رعایت اولویتها در زندگی ایجاد میشود.
متأسفانه در بسیاری از موارد، چون اولویتهایمان را در زندگی رعایت نمیکنیم، به آرامش نمیرسیم.
انتهای پیام