صفحه نخست

فعالیت قرآنی

سیاست و اقتصاد

بین الملل

معارف

اجتماعی

فرهنگی

شعب استانی

چندرسانه ای

عکس

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

خراسان جنوبی

بوشهر

چهارمحال و بختیاری

خراسان رضوی

خراسان شمالی

سمنان

خوزستان

زنجان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویر احمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

بازار

صفحات داخلی

کد خبر: ۴۳۴۹۸۴۱
تاریخ انتشار : ۱۳ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۰۹:۱۹
یحیی فوزی:

عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی با تأکید بر اینکه برخلاف تصور برخی نخبگان مبنی بر تضعیف هویت ملی و کمرنگ شدن پیوند نسل جدید با ارزش‌های انقلاب یا «شبه‌ گسست نسلی»، این جنگ اثبات کرد که بخش مهمی از نسل جدید، در راه این آرمان‌ها حتی مصمم‌تر از نسل قبل در صحنه حاضر هستند، گفت: شاهد این مدعا را می‌توان در مواردی چون حضور گسترده جوانان در میدان‌های مختلف ملی، حضور آنان در خیابان‌ها و اجتماعات حمایت از جنگ و نقش غالب جوانان دهه هشتادی در پای لانچرها، پرتابگرها و عرصه‌های نظامی مشاهده کرد.

در شرایط حساس کنونی، همراه شدن با تصمیمات دلسوزان نظام در هنگامه جنگ، آتش‌بس و مذاکرات و پرهیز از اختلاف‌افکنی ضرورتی انکارناپذیر است، زیرا تفرقه از انواع بمب‌ها و هر گونه جنگ سخت، ویرانگرتر عمل می‌کند. دشمن با پیام‌های فریبنده در آتش‌بس، انسجام ملی را هدف گرفته است؛ ازاین‌رو وظیفه تاریخی ما حفظ وحدت پیرامون «ایران عزیز اسلامی» است.

رهبر شهید انقلاب نیز بارها بر حفظ وحدت ملی و همبستگی مردم با مسئولان تأکید داشتند؛ چنانکه در فروردین ۱۴۰۳ در دیدار نوروزی اقشار گوناگون مردم فرمودند: «همه‌ ما وظیفه داریم که وحدت ملّی را، اتّحاد مردم را، اتّحاد مردم و مسئولین را حفظ کنیم؛ روزبه‌روز آن را تقویت کنیم؛ این سیاست قطعی نظام جمهوری اسلامی از روز اوّل بوده است.» وحدت تنها یک شعار نیست، بلکه ستون فقرات مقاومت و سدی مستحکم در برابر توطئه‌های داخلی و خارجی است. خوشبختانه با هوشیاری ملت، تلاش دشمنان برای خدشه‌دار کردن این سرمایه گرانبها تا کنون ناکام مانده و وحدت ملی همچنان رمز پیروزی و اقتدار ایران اسلامی باقی خواهد ماند. چنانکه این وحدت در تجمعات قریب به ۵۸ شب نمود و بروز داشته و دارد. 


بیشتر بخوانید: 


در این راستا ایکنا با یحیی فوزی، عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی و عضو پژوهشکده مطالعات سیاسی، بین‌المللی و حقوقی پژوهشگاه گفت‌وگو کرد که در ادامه می‌خوانیم:

بزرگنمایی پیش‌فرض‌های منفی؛ ابزار جنگ شناختی دشمن

ایکنا ـ در جنگ تحمیلی سوم، شاهد انسجام و وحدت حول محور ایران و ارزش‌های دینی و ملی هستیم با وجود اینکه پیش از آغاز جنگ، پیش‌فرض‌هایی چون کمرنگ شدن هویت ملی و احساس تعلق به میهن، شکاف‌های اجتماعی زیاد و فروپاشی جامعه وجود داشت. آیا می‌توان امروز ادعا کرد این وحدت و انسجام نشانه غلط و باطل بودن این پیش‌فرض‌ها نسبت به جامعه ایرانی است یا این وحدت و انسجام مقتضای شرایط جنگی کشور است و شاید در دوران صلح و ثبات شاهد چنین وضعیتی نباشیم؟

هرچند کشور طی سال‌های اخیر با چالش‌های متعددی به‌ویژه در عرصه اقتصادی مواجه بوده است (مانند رشد تورم، کاهش قدرت خرید و کاهش ارزش پول ملی) که فشار زیادی بر مردم وارد کرده و موجب نارضایتی بخشی از جامعه شده، اما بزرگ‌نمایی برخی پیش‌فرض‌ها از جمله کمرنگ شدن هویت ملی، کاهش احساس تعلق به میهن، یا نزدیک شدن ایران به مرحله فروپاشی، ریشه در یک عملیات بزرگ شناختی داشت. این عملیات بخشی از جنگ هیبریدی و ترکیبی بود که طی چند دهه گذشته و به‌طور خاص در سال‌های اخیر، توسط رسانه‌های معاند و مراکز اطلاعاتی وابسته به دشمن در کشور مطرح و دنبال می‌شد.

هدف اصلی این جبهه، سیاه‌نمایی تاریخ جمهوری اسلامی، ایجاد یأس و بدبینی در جامعه و القای بی‌تفاوتی نسبت به سرنوشت کشور بود. محور تلاش آنان، ناامید کردن نسل جوان و شکل‌دهی به احساس تحقیر، یأس و سرخوردگی در ایران بود.

همه این تصورات و این جنگ شناختی، با آغاز «جنگ تحمیلی سوم» دچار تغییر اساسی شد. این جنگ، بسیاری از این تصورات و پیش‌فرض‌های دشمن را زیر سؤال برد.

تضعیف‌شدگی ایران که دشمن انتظار داشت، با پاسخ کوبنده ایران مواجه شد. اکثریت مردم ایران و حتی بخش مهمی از معترضان و منتقدان وضعیت اقتصادی در پشت سر نظام سیاسی ایستادند، با تجاوز مخالفت کردند و به شدت از وطن خود دفاع کردند.

این واقعیت میدانی باعث شد که تصور دشمن مبنی بر ضعیف شدن یا فروپاشی ایران باطل شود. دشمن در عمل متوجه شد که ایرانیان در هنگام بحران و تجاوز به کشور، یکپارچه و متحد در دفاع از میهن در مقابل دشمن ایستاده‌اند.

اتحاد ملی، رمز پیروزی در برابر مدرن‌ترین جنگ تاریخ 

در زمان جنگ، اتحاد و انسجام مردم با همه تفاوت‌ها و سلیقه‌های گوناگون، رمز پیروزی بود. این اتحاد، نیروهای رزمنده را تقویت کرد و ضربات کوبنده‌ای بر دشمن وارد ساخت و پیروزی را محقق کردند.

این جنگ که می‌توان آن را جنگ فناورانه و مدرن نامید، شاید مدرن‌ترین جنگی بود که به وسیله دو قدرت اتمی با ابزارهای جدید به راه افتاد. با این حال، ایران به دلیل پیشرفت تکنولوژیک، توانمندی علمی و قدرت پشتوانه انسانی خود، چهل روز در برابر این جنگ تمام‌عیار مقاومت کرد، وجبی از خاک خود را از دست نداد و دشمن را وادار به پذیرش پایان جنگ و تحمل خسارات گسترده کرد.

این موفقیت‌ها باعث دگرگونی بنیادین در نتایج جنگ شناختی دشمن شد. بسیاری از افراد در پیش‌فرض‌های خود نسبت به ایران تجدید نظر کردند. این جنگ تصویری قوی، منسجم و قدرتمند از ایران ارائه داد که در آن ملت متحد، پیشرفته و توانمند دیده می‌شود.

پایان جنگ و آینده؛ فرصتی برای رفع نارضایتی‌ها

اگر این جنگ با حفظ امنیت ملی، تقویت بازدارندگی کشور، احقاق حقوق و منافع ملی و رفع تحریم‌های ظالمانه به پایان برسد، نتیجه آن می‌تواند یک فرصت برای رشد اقتصادی، تقویت امنیت ملی و پایان دادن به هر نوع تجاوز در سال‌های آینده باشد. همچنین می‌تواند زمینه‌ساز رفع بخشی از نارضایتی‌های اقتصادی موجود شده و وضعیت مطلوب‌تری را شکل دهد.

شیوه پایان جنگ بسیار حائز اهمیت است. اگر جنگ با حفظ امنیت ملی و توانمندی کشور برای تداوم پیشرفت همراه باشد، می‌تواند بهترین نتیجه مطلوب را برای آینده کشور به همراه داشته باشد.

جنگ، عامل آگاهی عمومی در سطح ملی و فراملی 

ایکنا ـ آیا تجربه این جنگ، توانسته تصویر مثبتی که در ذهن برخی از افراد نسبت به غرب و آمریکا وجود داشت، تغییر دهد؟

می‌توانیم با قطعیت بگوییم که این جنگ موجب آگاهی عمومی گسترده در سطح کشور و حتی در سطح منطقه و جهان نسبت به ماهیت واقعی آمریکا و اسرائیل شد. این آگاهی، زمینه‌ساز یک تغییر نگرش بی‌سابقه نسبت به این کشورها شد که در نوع خود منحصربه‌فرد است.

حتی در داخل کشور، بسیاری از کسانی که پیش‌تر نگاهی خوشبینانه به غرب داشتند و حتی برخی از مخالفان جمهوری اسلامی، صراحتاً به تغییر تصویر ذهنی خود اشاره کرده‌اند. این جنگ نشان داد که تصویر آرمانی و دموکراتیک غرب با واقعیت رفتارهای آن در میدان نبرد، تفاوت بنیادین دارد.

برجسته شدن چهره جنایتکارانه آمریکا و اسرائیل در جهان 

در سطح جهانی، تصویر قدرت مطلق و مشروع غرب با افول روبه‌رو شد. آنچه امروز در رسانه‌های عمومی جهان و منطقه و نیز در تظاهرات مردمی علیه آمریکا و اسرائیل به شدت دیده می‌شود، چهره‌ای است که این جنگ از این دو کشور ارائه داد: چهره ضعف در برابر اراده ملت ایران، چهره جنایتکارانه و ضد حقوق بشر.

قدرت و هیمنه آمریکا و اسرائیل که سال‌ها با استفاده از اهرم‌های رسانه‌ای و نظامی ساخته و حفظ شده بود، در این جنگ به شدت تضعیف شد. شاید بتوان گفت یکی از مهمترین پیامدهای این جنگ، چیزی جز تغییر نگاه به آمریکا و اسرائیل و عریان شدن چهره ضد انسانی و جنایتکارانه آمریکا و اسرائیل در برابر چشم ملت‌های جهان نبود.

آرمان‌های انقلاب؛ استقلال، جهاد، مردم‌باوری و پیشرفت 

ایکنا ـ این جنگ تا چه میزان توانست ارزش‌ها و آرمان‌های انقلاب را در جامعه تعمیق ببخشد؟ این در حالی است که برخی از نخبگان و روشنفکران پیشتر تصور می‌کردند پیوند جامعه ایرانی به ویژه نسل جدید با این ارزش‌ها و آرمان‌ها به شدت کمرنگ و ضعیف شده است.

برای پاسخ به این سوال، ابتدا باید اشاره کنم که آرمان‌های انقلاب اسلامی عبارتند از: استقلال‌طلبی و عدم سلطه‌پذیری، جهاد و مقاومت در مقابل متجاوزان، نقش مردم در سیاست و تأکید بر ضرورت تداوم پیشرفت کشور.

این جنگ به خوبی مصداق تحقق همه این آرمان‌ها بود. همچنین نشان داد که ضرورت تداوم آرمان‌ها همچنان پابرجاست و نمی‌توان از آن عبور کرد.

برخلاف تصور برخی نخبگان مبنی بر کمرنگ شدن پیوند نسل جدید با ارزش‌های انقلاب، این جنگ اثبات کرد که بخش مهمی از نسل جدید، در راه این آرمان‌ها حتی مصمم‌تر از نسل قبل در صحنه حاضر هستند. شاهد این مدعا را می‌توان در موارد زیر مشاهده کرد: حضور گسترده جوانان در میدان‌های مختلف ملی، حضور آنان در خیابان‌ها و اجتماعات حمایت از جنگ، نقش غالب جوانان دهه هشتادی در پای لانچرها، پرتابگرها و عرصه‌های نظامی.

بار جنگ بر دوش نسل جدید؛ شهادت، نشانه عمق باور

این جنگ عملاً بخش عمده‌ای از بار خود را بر دوش همین نیروهای نسل جدید قرار داد. بخشی از این جوانان نیز در این جنگ به شهادت رسیدند که نشانه عمیق‌ترین سطح پیوند با آرمان‌ها است. 

همه این شواهد نشان می‌دهد که آنچه «شبه‌ گسست نسلی» به معنای دوری نسل جدید از ارزش‌ها و آرمان‌های انقلاب، نامیده می‌شد، بسیار بزرگ‌نمایی شده بود.

در واقع، ما باید شاهد رویش‌های بسیار گسترده‌ای در بین نسل جدید در حمایت از آرمان‌های انقلاب باشیم. جنگ تحمیلی سوم، این حقیقت را به خوبی اثبات کرد.

آغاز جنگ شناختی دشمن با ۷ محور، پیش از جنگ نظامی

ایکنا ـ نخبگان، روشنفکران و دانشگاهیان متعهد و دلسوز، چه وظیفه‌ای برای تداوم حس تعلق خاطر به میهن و وطن‌دوستی به واسطه این جنگ، در دوران پساجنگ و صلح دارند؟

پیش از شروع جنگ نظامی، یک جنگ قدرتمند شناختی طی دهه گذشته به‌ویژه چند سال اخیر، آغاز شده بود. این جنگ عمدتاً ذهن جوانان کشور را هدف قرار داده بود.

این جنگ شناختی بر محورهای زیر تأکید داشت:

۱- سیاه‌نمایی کل تاریخ جمهوری اسلامی و نادیده گرفتن همه پیشرفت‌ها و ارائه نگاهی سیاه، نامطلوب و غیرواقعی از ایران.

۲- اصلاح‌ناپذیری وضعیت و القای این باور که حکومت جمهوری اسلامی از درون قابل تغییر نیست.

۳- زیر سؤال بردن بنیان‌های اعتقادی، سیاسی و معرفتی حکومت و ایجاد تردید در روبناها از طریق تخریب بنیان‌ها.

۴- تأکید بر براندازی و ضرورت تغییر رژیم از هر طریق ممکن.

۵- تأکید بر خشونت و استفاده از هر نوع خشونتی برای از بین بردن حکومت.

۶- دعوت به استفاده از قدرت‌های خارجی و معرفی آنان به عنوان نیروهای آزادی‌بخش که صلح و آرامش می‌آورند.

۷- القای ناامیدی و گسست نسلی، وانمود کردن دوری نسل جدید از آرمان‌های انقلاب.

این موارد در تبلیغات چند سال اخیر رسانه‌های بیگانه و برخی کشورهای مخالف، به شدت به چشم می‌خورد.

جنگ نظامی، پاسخ عملی به هر هفت محور

جنگ تحمیلی سوم نشان داد که: اولاً نظام نه ضعیف است و نه سیاه، بلکه بسیار قدرتمند و پیشرفته است. کشوری که ۴۰ روز در مقابل دو قدرت بزرگ جهانی و اتمی و جنگی مبتنی بر فناوری‌های نوین ایستادگی می‌کند، ناگزیر خود دارای بنیان‌های تکنولوژیک، علمی، نیروی انسانی توانمند و زیرساخت‌های قدرتمند است. این دستاوردها طی سال‌های گذشته ساخته شده بود و باعث شد کشور هم مقاومت کند و هم دشمن را از هدف فروپاشی کشور، منصرف کند و او را به موضع تدافعی وادارد. 

ثانیاً نشان داد، نظام دارای پایگاه اجتماعی گسترده است و این نیروها اجتماعی حاضر به هر نوع فداکاری هستند؛ حضور شبانه‌روزی مردم در میادین، حمایت‌های گسترده و ثبت‌نام بیش از ۳۰ میلیون نفر در پویش «جان فدا» نشان می‌دهد که جمهوری اسلامی حکومتی جدا از مردم نیست، بلکه عقبه‌ای عظیم و گسترده دارد و به آسانی با چند ترور از بین نمی‌رود.

ثالثاً ذهنیت دل بستن به دشمن و امید به اصلاح از سوی او، کاملاً زیر سؤال رفت. دشمن به فکر نجات کشور نیست، بلکه در پی تخریب، تجزیه، فروپاشی و تأمین منافع خود است و به کسی رحم نمی‌کند.

رسالت اندیشمندان، نخبگان و دانشگاهیان 

واقعیت‌ها و بیان واقعیت‌ها می‌تواند جنگ شناختی را تغییر دهد و اذهان را دچار دگرگونی کند. این همان رسالت خطیری است که بر دوش اندیشمندان، نخبگان و دانشگاهیان قرار دارد. آنان می‌توانند زمینه‌ساز نگاه تازه‌ای به ایران، حب وطن، وطن‌دوستی و هویت در کشور باشند. 

براین مبنا وظایف عملی نخبگان و رسانه‌ها در دوران پساجنگ و صلح را این چنین برشمرد:

۱. بی‌اثر کردن جنگ شناختی دشمن با روایت درست از واقعیت‌های میدان

۲. اصلاح نگاه‌ها نسبت به توانمندی‌های ملی و پایگاه اجتماعی نظام

۳. احیای حس تعلق به میهن در فضای عمومی و رسانه‌ای

۴. هدایت نسل جدید به سوی وطن‌پرستی، استقلال‌طلبی و تفکر مستقل

۵. شکل‌دهی به نگاه مستقل و واقع‌بنیاد در میان جوانان برای تحلیل مسائل کشور؛ نگاهی که مبتنی بر واقعیات جامعه ایران باشد، نه تبلیغات بیگانگان.

انتهای پیام