محمد امیر جلالی، مدیرگروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه علامه طباطبایی اولین سخنران این نشست بود که با موضوع «زیستمان معنای صلح از شاهنامه تا نصیحت الملوک سعدی» به سخنرانی پرداخت.
وی گفت: شاهنامه فردوسی آیینه تمامنمای وضعیت ایران بوده است. شاهنامه نه فقط حافظه شکوه ایرانیان است بلکه به دلیل تشابه وضعیتی که در آن به تصویر کشیده شده، ما توانستهایم با خود فردوسی ارتباط پیدا کرده و شاهنامه را گریزگاه جانهای ناخرسند خودمان قرار دهیم.
وی در خصوص واژه «زیستمان»، گفت: زیستمان شرایط زیست متن از زمان پیدایش تاکنون است؛ اینکه بدانیم معنای داستانهای فردوسی در طول قرنها چگونه بوده و مردم چه برداشتی از این داستانها داشتهاند.
امیرجلالی به نقش ارزنده سعدی و فردوسی در حفظ زبان و فرهنگ فارسی اشاره کرد و گفت: بعد از سعدی هر کس خواست به نگارش متنی دست بزند، تحت تأثیر زبان سعدی بوده است.
وی ادامه داد: سعدی اثری به نام نصیحتالملوک دارد که شامل توصیههای وی به حاکمان است. سعدی شاعر درباری و رسمی نیست بلکه مصلح اجتماعی است و سعی کرده اصلاح جامعه را از اصلاح حاکمان آغاز کند. در روزگار اتابکان، بوستان سعدی بر وزن شاهنامه سروده شده است؛ سعدی، بوستان را به کاخ تشبیه و نخستین باب بوستان را باب عدل و باب دوم را احسان قرار میدهد؛ شرط عدل و احسان دو شرط اصلی در سیاستنامهها برای حکومت هستند.
این استاد دانشگاه علامه اضافه کرد: در بوستان تأکید بر صلح است و اینکه اگر مجبور شدی بر اساس عدل جنگ کن. واژه صلح واژه شاهنامهای نیست و فردوسی از واژه آشتی استفاده کرده است. سعدی نیز در گلستان از حکایتهای شاهنامه از جمله مثالهایی در مورد ضحاک بسیار استفاده کرده است.
وی در خصوص اشعار سعدی در روزگار مغول نیز گفت: سعدی بسیار نترس بود و خطاب به حاکمان ظالم مغول اشعار بسیار تندی دارد و حاکمان را به عدالت توصیه میکند.
در ادامه یامان حکمت، استاد ادبیات فارسی با موضوع «تحلیل روانشناسی قدرت، جنون و تابآوری» در شاهنامه به سخنرانی پرداخت.
وی با تأکید بر اینکه در متون ادبی ما ظرفیت قابل توجهی در توجه به مباحث روانشناسی وجود دارد، گفت: شاهنامه راهنمای علمی تابآوری نیست و مباحث علمی تابآوری مثل مدیریت هیجانات و استفاده از حمایت اجتماعی به شکل صریح در شاهنامه مطرح نشده است. بلکه شاهنامه نمونههای تابآوری اخلاقی و معنوی ارائه میدهد که در اتاق درمان به کار میآید؛ شخصیتهایی مثل سیاوش و رستم که نشان میدهند در مواجهه با خیانت، تبعید و ... چگونه شخصیت خود را حفظ و تابآوری دارند.
حکمت افزود: تحلیل شاهنامه نشان میدهد فردوسی با نبوغ خود برخی آسیبهای روانی در بستر قدرت را پیشبینی کرده است و پژوهشگران در سالهای اخیر، شاهان شاهنامه را به مثابه مورد پژوهی بالینی از دریچه آسیبشناسی روانی مورد بررسی قرار دادهاند. در جهانبینی فردوسی بین مشروعیت سیاسی و فره ایزدی شاهان و سلامت روان آنها همبستگی وجود دارد و گسستن فره ایزدی از پادشاه بیش از اینکه رویدادی متافیزیکی باشد، رویدادی روانشناختی است و پادشاهی که از نظر اخلاقی سقوط میکند، فره ایزدی خود را نیز از دست میدهد.
وی مثالهایی در این زمینه ذکر کرد و گفت: شخصیتهای جمشید، ضحاک و کیکاووس در شاهنامه نشان میدهد که هر کدام نمادی از شخصیتهای روانشناختی هستند و میتوان آنها را در طیفی از خودشیفتگی و جامعهگریزی تحلیل کرد.
این استاد دانشگاه تشریح کرد: «جمشید» پادشاهی است که سقوطش به عنوان تراژدی ازهمپاشیدگیروانی قابل تحلیل است. جمشید دچار خطایی میشود که خود محدود انسانی را با الوهیت نامحدود درهم میآمیزد و خود را محور هستی میبیند و نیاز به دیگری را ضعف میداند. روان او چنان متورم است که تاب واقعیت را ندارد و سرانجام به فروپاشی میانجامد. از دست رفتن فره ایزدی هشداری است در مورد خطر قدرت مطلق.
وی با اشاره به شخصیت ضد اجتماعی ضحاک و بیثباتی روانی کیکاووس، گفت: کیکاووس نماد بیثباتی هیجانی و نمونه حاکمی تلقینپذیر و سست عنصر است که تصمیماتش بر اساس خرد نیست بلکه نتیجه هیجانات آنی است؛ او بدگمانی مضمن دارد و از کسانی که از او برتر هستند، بیزار است.
حکمت افزود: با کنار هم گذاشتن این تحلیلها متوجه میشویم که قدرت مطلق منجر به خودبزرگبینی میشود که به تجاوز به معیارهای الاهی و انسانی میانجامد و نتیجه آن سقوط پادشاهان است. ارتباط ضعیفی که بین واقعیت پذیری و جنون قدرت پادشان وجود دارد، نشان میدهد که در نهایت سقوط خواهند کرد.
وی در ادامه شخصیتهای مثبت شاهنامه مثل زال، ایرج و سیاوش را الگوهای نیرومندی از تابآوری، مسئولیتپذیری و دستیابی به افقهای بالاتر رشد عنوان کرد و گفت: شاهنامه میدان سفر درونی و حماسه رشد نیز هست و نمونههایی از شخصیتهایی با سلامت روان را معرفی میکند. در میان این شخصیتها، سیاوش نمونه خوبی از تابآوری است که در حوزه روایت درمانی میتواند به کار ما بیاید، به شرطی که این داستانها را بشناسیم و از آنها در اتاقهای درمان استفاده کنیم.
حکمت تصریح کرد: تحقیقات نشان داده خواندن و تحلیل شاهنامه میتواند عزت نفس، امید و تابآوری را در نوجوانان و جوانان افزایش و افسردگی را کاهش دهد. مثلاً طرد شدن از گروه همسالان و تنهایی در نوجوانان زیاد اتفاق میافتد و ممکن است به دلیل تفاوتهای ظاهری آنها دچار آسیب عزت نفس شوند که میتوان در اتاق درمان بر اساس داستان سیاوش همزادپنداری در آنها ایجاد کرد. نوجوانان و جوانان تصویری از رنج خود را در این شخصیتها میبینند اما با نتیجه و آیندهای روشن. داستان سیاوش نمونه روشنی از تابآوری است که در آن سیاوش به جای فروپاشی یا انتقامجویی بر حفظ اخلاقیات تأکید میکند و این برای بسیاری از مراجعان الهامبخش است. مرگ سیاوش شکست نیست بلکه اوج شکوه اخلاقی است.
وی ادامه داد: داستان سام و زال که در آن یک پدر فرزندش را به دلیل تفاوت ظاهری طرد میکند اما بعد پشیمان میشود نیز یک روند رواندرمانی را به خوبی نشان میدهد. این داستان نمونه درمان گسستهای عاطفی است.
وی در پایان سخنانش گفت: شاهنامه فقط کتابی برای لذت بردن از اشعار نیست، بلکه ظرفیتی برای رواندرمانی است.
ماندانا تیشهیار، عضو هیئت علمی گروه مطالعات آسیایی دانشگاه علامه طباطبایی دیگر سخنران این نشست بود که با موضوع «آداب جنگ و صلح ایرانیان به رویات شاهنامه» به سخنرانی پرداخت.
وی گفت: آیا شاهنامه کتاب جنگ است یا کتاب صلح؟ آیا ذهنیت ایرانی صلح دوست است یا جنگخواه؟ فردوسی داستانهای شاهنامه را خلق نکرده بلکه روایت کرده پس این اسطورهها از قبل در ایران وجود داشته است. مردمان به دلایل مختلفی در طول تاریخ با هم جنگیدهاند اما انسانها کم کم اصولی را برای جنگ تدوین کردهاند. امروز منابع حقوق جنگ شامل عرف، اصول کلی حقوقی و قراردادها و کنوانسیونهای بینالمللی است.
وی با مطرح کردن این سؤال که قهرمانان شاهنامه ماهیت جنگ را چگونه میدیدند و آداب جنگ را چگونه ترسیم میکردند؟، گفت: بسیاری از اصول حقوقی جنگ در قوانین جدید، در کتابهای کهن ما آمده است ولی ما آنها را استخراج و به جهان ارائه نکردهایم. در شاهنامه شخصیتها به دنبال صلح هستند و صلح محورند. «کی قباد» تصریح دارد که جنگ بد است. گودرز از پهلوانان تأکید دارد که آشتی از جنگ بهتر است. در جنگ ایران و توران، وقتی کی قباد در حال پیروزی است باز هم صلح را میپذیرد و میگوید جنگ نماد کژی و ناراستی است.
تیشهیار ادامه داد: علی رغم مخالفت ایرانیان با جنگ اما جنگ بارها و بارها در شاهنامه اتفاق میافتد که دلایل مختلفی دارد، از جمله به دلیل اینکه آرمان عادلانهای برای جنگ وجود دارند. ایرانیان رفتار انساندوستانه را در طول جنگ رعایت میکنند و تأکید دارند در جنگ پیشقدم نشوید، شبیهخون کار دلیران و شیران نیست، اگر دشمن اسیر شد با اسرا با مهربانی رفتار کنید، اگر دشمن فرار کرد او را تعقیب نکنید، لباسهای کشتگان را از بدن آنها درنیاورید(به عنوان غنیمت جنگی)، اگر دشمن زخمی شد مهلت دهید تا به آنها رسیدگی شود، اگر کودکان اسیر شدند آنها را به سوی مادرانشان بفرستید و کودکان را جزو اسرا حساب نکنید و ... یعنی در شاهنامه حقوق اسرا به خوبی روایت و رعایت شده است.
وی با اشاره به اینکه در شاهنامه حتی کشتن شاهانی که اسیر شدهاند و بیاحترامی به پیکر کشتهشدگان نیز مذموم شمرده شده است، گفت: احترام به محیط زیست نیز در جنگ مورد توجه شاهنامه است.
این استاد دانشگاه ادامه داد: «ایرج» که از تاج و تخت در برابر برادران خود چشمپوشی میکند و سیاوش، نماد صلحجویی در شاهنامه هستند. «سیندخت» نیز نماد گفتوگوهای دیپلماتیک برای صلح است که به عنوان «ایزد مادر» برای مذاکره با سام میرود و پیمان صلح میبندد.
وی در پایان گفت: اصول اخلاقی و جوانمردی بین ایرانیان جزو اصول جنگ است و در شاهنامه مکرر گفتوگو، مفاهمه و صلح بین افراد رخ میدهد.
مهری بهفر، استاد دانشگاه و فردوسیپژوه نیز به عنوان آخرین سخنران این مراسم، گفت: در شاهنامه ایرانیان جز در مواقع نادر اقدام به جنگ نمیکنن،د بلکه کاری که انجام میدهند دفاع است و تاکتیک جنگی آنها این است که دشمن را به دنبال خودشان میکشانند و در جنگ پیشدستی نمیکنند.
وی با اشاره به ابیاتی در مدح مدارا و صلح در شاهنامه از جمله: «مدارا خرد را برادر(برابر) بود/ خرد بر سر دانش افسر بود» و «ستیزه نه نیک آید از نامجوی./ بپرهیز و گرد ستیزه مپوی»، گفت: اشعار زیادی با این مضمونها وجود دارد و سرداران ایرانی پیشنهاد صلح را میپذیرند البته با عزت. در شاهنامه شخصیتهای کشورگشا نیز داریم که به دلیل بیخردی و جنگطلبی فرهای که ایزد به آنها داده، پس گرفته میشود.
بهفر ادامه داد: در شاهنامه در داستانهای جنگ به ما میگویند درست است که جنگ از ریشه (حمس و حماسه) است، اما حماسه به معنای انجام کارهایی که شدت و شجاعت میطلبد. یعنی حماسه محدود به جنگ نیست و دلاوری صرفاً قدرت جسمانی نیست بلکه جلوه معنوی انسانی نیز است. حماسهها متن فعال و پنهان دارند. در سطح بیرونی حماسه همان جنگ است اما صلح و قوائد و قراردادهای صلح در سکوتی سنگین و معنادار کنار جنگها بیرون میآید.
وی تصریح کرد: از این جهت داستانهای حماسی به مسائل متضادی اشاره دارند که یکی از این تضادها حضور زنان در جنگها است. در شاهنامه، متنی که به بیش از هزار سال قبل باز میگردد، زنان فقط در یک کلیشه محدود نیستند بلکه در نقشهای متنوع مطرح شدهاند؛ با این تنوع نقشهای زنان اما، همچنان مردها در حال شمشیرزدن هستند و زن مثل صلح، متن پنهان جنگها است و در صلحها تعیینکننده است. زن به عنوان مادر در شاهنامه حامل و حافظ هویت پهلوان است و جایگاه مادران است که نقش آینده پسران را در داستانهای متعدد شاهنامه تعیین و این مسئله بارها و بارها تکرار میشود.
انتهای پیام