امام جواد(ع) با وجود سن کم در آغاز امامت، با علم، کرامت و مدیریت شبکه وکالت توانست شبهات را درباره امامت خود برطرف کند و در عین حال، مفهوم جود و بخشش را به شکلی عمیق و عملی در تاریخ تشیع برجسته سازد. خبرنگار ایکنا با حجتالاسلام والمسلمین سیدمحمد میرتبار؛ استاد حوزه علمیه در مورد برخی از ویژگیهای این امام همام و دوره زندگانی حضرت گفتوگو کرده است که در ادامه میخوانیم:
ایکنا ـ زندگی حضرت امام جواد(ع) همچون سایر ائمه(ع) مشحون از حوادث گوناگون است؛ به برخی از مهمترین این حوادث اشاره فرمایید؟
در ابتدا، شهادت آقا امام جواد(ع) را تسلیت و تعزیت عرض میکنم. امام جواد(ع) در مظلومیت بسیار زیادی به سر میبردند؛ چراکه در دوره عباسیان و بهویژه در زمانه و زندگی آن حضرت(ع)، شبهات اعتقادی فراوانی در میان مردم ایجاد شده بود؛ از جمله در بحث تولد ایشان و نیز شبهاتی پیرامون مهدویت. با این حال، ایشان با وجود تمام محدودیتها، این فضا را بهخوبی مدیریت کردند.
در مورد ازدواج ایشان نیز ذکر این نکته لازم است که امام(ع) در حقیقت به اجبار با دختر مأمون ازدواج کردند. مأمون با فراخواندن امام رضا(ع) و تحمیل ولایتعهدی به ایشان، تلاش کرد امام را تحت نظر داشته باشد و از جایگاه اجتماعی علویون برای تقویت حکومت خود بهره ببرد. سپس، با شهادت امام رضا(ع)، کوشید این سیاست را به شیوهای دیگر درباره امام جواد(ع) ادامه دهد؛ بنابراین، امالفضل را به ازدواج آن حضرت درآورد و در نهایت نیز طبق اقوال تاریخی، حضرت بهوسیله سمی که امالفضل به ایشان داد، به شهادت رسیدند. اینکه برخی مطرح میکنند مسائل خانوادگی و حسادت زنانه سبب مسمومیت حضرت شده، واقعاً درست نیست. این مسئله، یک برنامهریزی از سوی حکومت بود تا امامت حذف شود و حکومت بنیعباس تداوم یابد. البته از وجود مبارک امام جواد(ع)، فرزندی برای امالفضل به دنیا نیامد تا دشمنان بخواهند آن را دستاویزی برای مسائل بعدی قرار دهند، و این نیز از تقدیر الهی است.
امام جواد(ع) تلاش زیادی برای تقویت بنیه اعتقادی مردم به کار بستند؛ زیرا در این ایام، با توجه به ورود آثار ترجمهای به سرزمینهای اسلامی، شبهات پیرامون اعتقادات افزایش یافته بود. ایشان بر اساس روایتی فرمودهاند: کسی که ایمان به خدا داشته باشد، در حقیقت نردبانی برای هر علو و برتری معنوی انتخاب کرده است؛ «سلمٌ الی کل حال و ثمنٌ لکل قال». برای هر چیز گرانبهایی، ثمن و بهایی وجود دارد و بالاترین ثمن برای موحدان، اعتقاد و عقیده به خدا و نردبانی برای برتری معنوی است.
براساس روایت دیگری نیز ایشان فرمودند: انسان اگر بخواهد خود را به زحمت بیندازد و اعمال زیادی انجام دهد تا به مرتبه والاتر برسد، قطعاً اعتقاد و باورهای درونی او زودتر او را به مقصد میرساند. این نکته دقیقی است که امام در شرایطی بر آن تأکید کردند که مردم دچار شبهه نسبت به امامت و مهدویت شده بودند. بهویژه اینکه اولین جرقههای مخالفت و مبارزه با مهدویت از دوره امام جواد(ع) زده شد. خاندان بنیعباس از سواد و دانش بیشتری نسبت به بنیامیه برخوردار بودند، ازاینرو سیاستهای پیچیدهتری نیز داشتند و کار خود را در پوششی از مسائل دینی پیش میبردند.
ایکنا ـ در روایات مختلفی از ائمه(ع) ویژگیهای مؤمن مورد اشاره قرار گرفته است که ظاهرا هر امامی متناسب با شرایط خود آن را بیان فرمودهاند؛ ایشان هم روایتی در مورد ویژگیهای انسان مؤمن دارند که خوب است تبیین فرمایید.
بله، تعبیر بلندی از امام جواد(ع) نقل شده که از سخنان مشهور و معروف آن حضرت است. ایشان فرمودند: انسان مؤمن سه خصلت دارد؛ نخست، «توفیقٌ من الله»؛ یعنی انسان مؤمن باید همه توفیقات خود را از ناحیه خداوند بداند، زیرا بسیاری از افراد چنین میپندارند و چنین میپندارند که نزدیکی به کانونهای قدرت و ثروت میتواند انسان را به عزت برساند. در مورد واژه «مؤمن» نیز لازم است گفته شود که در ادبیات گذشته، این واژه به شیعیان اطلاق میشد و ائمه(ع)، چون تقیه میکردند و بهکار بردن واژه «شیعه» ممکن بود خطر جانی داشته باشد، از واژه «مؤمن» به جای آن استفاده میکردند.
دومین ویژگی که امام برای مؤمن برشمردند «واعظٌ من نفسه» است؛ یعنی انسان مؤمن خود را نیازمند موعظه میداند. هر کس خود را در پیشگاه خدا طلبکار نداند و بدهکار بداند، هیچگاه گرفتار گناه نخواهد شد. ما عالمان بزرگواری داشتهایم که در نهایت تواضع، از منبریها میخواستند تا با یک روایت یا یک منبر، آنان را موعظه کنند و این امر در میان بزرگان علمای شیعه، امری مرسوم بوده و هست.
سومین ویژگی نیز «قَبولٌ ممن ینصحه» است؛ یعنی انسان مؤمن کسی است که اگر نقد و نصیحتی از سوی دیگران به او برسد، ناراحت نمیشود و آن را میپذیرد. امروز نیز در جامعه، مسئولان کشور باید به نصایح و خیرخواهی مردم توجه نشان دهند و آن را بپذیرند، نه اینکه از کوره در بروند و به بخشی از جامعه اهانت کنند. نصح به معنای خیرخواهی است و همه باید خود را نیازمند خیرخواهی و نصح بدانند.
ایکنا ـ امام جواد(ع) در تداوم سیاست امامان قبل از خود درباره سازمان وکالت چه اقداماتی کردند؟
یکی از اقدامات زیبا و ارزشمند امام جواد(ع)، تداوم سازمان وکالت و تعمیق آن با توجه به نزدیکتر شدن به دوره غیبت است. شبکه وکالت از دوره امام صادق(ع) شکل گرفت و در دوره امام کاظم(ع) بهصورت گستردهتر رشد کرد. امام جواد(ع) و ائمه بعدی نیز این مسیر را ادامه دادند و در دوره امام عسکری(ع) این نهاد رسمیت و اهمیت بیشتری یافت و با توجه به نزدیکی به دوره غیبت، کارکردی جدیتر پیدا کرد.
ایشان نیز همین سیاست را توسعه دادند. در این دوره، بهتدریج شمار وکلا افزایش یافت و استقلال بیشتری پیدا کردند. در دوران امام جواد(ع)، کارگزاران و وکلای امام در بسیاری از ولایات مانند سیستان، بست، ری، کوفه و قم فعالیت داشتند و در چند سال پایانی امامت ایشان، تشکیلات و فعالیتهای وکلای امام گسترش بیشتری یافت.
ایکنا ـ کم بودن سن امام باعث بروز مشکلاتی در زمینه امامت شد، مواجهه حضرت با این مسئله چگونه بود؟
بله، موضوع دیگر در مورد امام جواد(ع)، کم بودن سن حضرت در هنگام امامت بود. حضرت در زمانی به دنیا آمدند که امام رضا(ع) بیش از ۶۰ سال سن داشتند و در اواخر عمر شریف خود به سر میبردند. همین مسئله سبب بروز شبهات و پرسشهایی درباره امام بعد از ایشان شد؛ اما امام جواد(ع) در سن کودکی چنان امامت کردند که گویی آبی بر آتش بود. برخی، کودکی حضرت را بهانه کرده بودند تا از زیر بار امامت ایشان خارج شوند، ولی علم، احاطه معنوی و دانش گسترده امام بهقدری زبانزد شد که این شبهات را از میان برد.
در یکی از مناظرات که ظاهراً برای به چالش کشیدن امام برگزار شده بود، ایشان چنان فروعات فقهیای درباره یک مسئله شرعی در حج بیان فرمودند که مایه تعجب همگان شد. یحیی بن اکثم یک مسئله فقهی در مورد حج را مطرح کرد و امام(ع) نیز ۳۰ فرع فقهی برای سؤال او بیان فرمودند؛ بهگونهای که رنگ از چهره یحیی پرید و چهرهاش سرخ شد، زیرا تصور نمیکرد امام چنین احاطه علمیای داشته باشند.
حکومت عباسی نیز وقتی با روشهای مختلف نتوانست جایگاه امامت را تنزل دهد، در نهایت با همدستی همسر ایشان، حضرت را مسموم کرد؛ همانگونه که دشمنان با امام حسن(ع) چنین کردند. بدن امام جواد(ع) چند روز بر زمین ماند، و پیکر مطهر ایشان نیز تا مدتی بر فراز بام خانه باقی ماند تا اینکه شیعیان آمدند و بدن مبارک را به خاک سپردند.
ایکنا ـ جواد بودن امام نهم آیا به معنای سلب این صفت از سایر ائمه(ع) است؟ و ملاک و معیار جود چیست؟
درباره صفت جود که ایشان به «امام جواد(ع)» ملقب شدهاند، باید گفت که قطعاً ائمه(ع) واجد همه صفات نیک و پسندیدهاند. همه آنان جواد، اهل جود، بخشش و سخاوت بودند؛ اما در هر امامی، یک صفت بیشتر متجلی میشود. برای مثال، امام کاظم(ع) به کظم غیظ و امام رضا(ع) به علم و اهل رضا بودن شناخته میشوند. این تجلی نیز از ناحیه اجتماعی است؛ یعنی براساس شرایط زمانه و مکان هر امام، جلوه یک صفت در نزد مردم بیشتر از صفات دیگر نمایان شده است.
هیچکس به ایشان مراجعه نکرد مگر اینکه حاجت خود را دریافت کند. این کرامات در سایر ائمه(ع) نیز وجود داشته و حتی در فرزندان ایشان، از جمله موسی مبرقع که مدفن شریف ایشان در قم قرار دارد، نیز متجلی است. خداوند دوست دارد حجتهای او هر یک در زمینهای بیشتر بروز و تجلی داشته باشند، و این به معنای نبودن آن صفت نیک در سایر ائمه(ع) نیست.
از امام(ع) پرسیدند بخشنده واقعی کیست؟ و ایشان فرمودند: «العطاء قبل السؤال»؛ یعنی عطا و بخشش پیش از سؤال. مقصود آن است که درخواست و سؤال نباید موجب مخدوش شدن کرامت انسان نیازمند شود؛ بنابراین، ائمه(ع) پیش از آنکه کسی نیاز خود را مطرح کند، تا جای ممکن آن را برآورده میکردند.
کسی که میخواهد ببیند کار او مورد قبول خدا قرار گرفته است یا نه، باید به این آیه رجوع کند: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُبْطِلُوا صَدَقَاتِكُمْ بِالْمَنِّ وَالْأَذَىٰ». امام(ع) به این آیه استشهاد فرمودند و تأکید کردند که کارهای نیک خود را با منت گذاشتن و آزار دادن از بین نبرید. فردی نزد امام عرض کرد که من این همه سفر حج رفتم و چنین و چنان کردم؛ امام(ع) فرمودند: شما ثواب اعمال خود را با این منتها از بین بردهاید. آن شخص توبه کرد و امام فرمودند چون توبه کردی، خدا از گناه تو درگذشت. بنابراین، اخلاص، نیت خدایی، و خراب نکردن عمل با منت و اذیت، ملاک پذیرش یک بخشش است.
قرآن کریم نیز تأکید دارد که عملی که به آخرت برسد، پاداش دارد: «مَنْ جَاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثَالِهَا وَمَنْ جَاءَ بِالسَّيِّئَةِ فَلَا يُجْزَى إِلَّا مِثْلَهَا وَهُمْ لَا يُظْلَمُونَ». یعنی هر کس کار نیکی انجام دهد، ده برابر آن پاداش دارد، و هر کس کار بدی انجام دهد، جز به مانند آن کیفر نخواهد دید و به آنان ستمی نخواهد شد. قرآن نفرمود صرفاً کسی که عمل نیک انجام دهد، بلکه باید این عمل را به آخرت همراه خود ببرد.
همچنین قرآن در مورد میزان بخشش فرموده است که عبادالرحمان هنگام انفاق، نه اسراف میکنند و نه اقتار؛ یعنی میانهروی را رعایت میکنند. در روایتی از امام صادق(ع) در ذیل این آیه آمده است که مقداری شن برداشتند و با دست، میزان بخشش را نشان دادند و فرمودند: نه باید دست را چنان ببندد که هیچ مقداری از آن بیرون نریزد، و نه چنان گشاده کند که همه شنها بریزد.
انتهای پیام