صفحه نخست

فعالیت قرآنی

سیاست و اقتصاد

بین الملل

معارف

اجتماعی

فرهنگی

شعب استانی

چندرسانه ای

عکس

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

خراسان جنوبی

بوشهر

چهارمحال و بختیاری

خراسان رضوی

خراسان شمالی

سمنان

خوزستان

زنجان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویر احمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

بازار

صفحات داخلی

کد خبر: ۴۳۵۴۴۵۶
تاریخ انتشار : ۱۱ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۰:۱۸
یادداشت
به قلم حجت‌الاسلام والمسلمین خدابخش عبدلی؛ استاد و پژوهشگر حوزه علمیه
 
در بحبوحه تعارض با دشمن، یکی از دشوارترین پرسش‌هایی که فراروی زمامداران قرار می‌گیرد، نه صرفاً چگونگی نبرد و نه صرفاً چگونگی مذاکره، بلکه تعیین مرز میان گفتن و نگفتن است. چه اطلاعاتی را باید با مردم در میان گذاشت و چه اطلاعاتی را باید از آنان پوشیده داشت؟ این پرسش، به‌ ویژه در عصر ارتباطات که مرز میان عرصه عمومی و محرمانگی به شدت باریک و شکننده شده است، اهمیتی مضاعف یافته است. پرسش اصلی این است که چه نکاتی در موضوعات مربوط به جنگ و تعاملات سلبی و اثباتی میان دو کشور متخاصم، باید از مردم مخفی بماند و چرا بیان آن خلاف مصالح مردم و کشور است؟ و اینکه دشمن چگونه می‌تواند از افشای این اطلاعات سوءاستفاده کند؟
 

بنیان‌های نظری حفظ اسرار در قرآن و سنت

 

در منابع اسلامی، «حفظ سرّ» نه تنها یک فضیلت اخلاقی، بلکه یک ضرورت راهبردی تلقی شده است. رسول خدا(ص) در بیشتر نبردهای خود، اسرار نظامی را حتی از نزدیک‌ترین یاران خویش پنهان می‌داشت. منابع تاریخی ثبت کرده‌اند که پیامبر اکرم(ص)، عبدالله بن جحش را شبانگاه فراخواند و او را مأمور سریه‌ای کرد، اما فرمان مکتوب را به او داد و فرمود تا دو روز راه نرفته، آن را نگشاید. این بدان معنا بود که حتی فرمانده عملیات نیز تا پیش از رسیدن به موقعیت، از هدف دقیق آگاه نبود، چه رسد به دیگران. این سنت پیامبر(ص)، اصلی بنیادین را آموزش می‌دهد: «جز به قدر ضرورت، نباید اطلاعاتی را که دشمن می‌تواند از آن بهره برداری کند، در اختیار کسی قرار داد، حتی اگر آن کس از یاران نزدیک باشد.» 
 
حضرت علی(علیه السلام) در کلامی بس پرمعنا، این اصل را به صراحت بیان فرموده‌اند: «آگاه باشید، حق شما بر من آن است که رازی را از شما پوشیده ندارم، مگر در جنگ که فاش شدن اسرار، دشمن را بر آن آگاه می‌سازد.» این سخن به روشنی نشان می‌دهد که آن حضرت میان حقوق شهروندی مردم(حق دانستن) و ضرورت‌های امنیتی(وجوب پنهان‌داشتن) تمایز قائل می‌شدند. همچنین فرمودند: «کسی که راز خود را بپوشاند، همواره اختیار آن به دست اوست.»
 
این اصل کلی را می‌توان «قاعده حفظ ابتکار عمل» نامید: افشای اطلاعات، اختیار را از دست صاحب آن بیرون می‌برد و به دست دشمن می‌سپارد. امام صادق(ع) نیز با ظرافتی مثال‌زدنی می‌فرماید: «راز تو از خون توست؛ پس باید جز در رگ‌های خودت جریان نیابد.» این تشبیه دقیق، گویای آن است که همان‌گونه که خون اگر از رگ بیرون ریزد، مرگ را در پی خواهد داشت، سرّ نیز اگر از دایره امن خود خارج شود، نابودی را به بار می‌آورد.

تجویز صریح پنهان‌کاری راهبردی

یکی از کلیدی‌ترین قواعد فقه سیاسی اسلام، قاعده «الحرب خدعة» است. رسول خدا(ص) فرمودند: «جنگ، فریب و خدعه است.»  این حدیث شریف، مستند اصلی برای تجویز پنهان‌سازی، عملیات فریب و انتشار اطلاعات گمراه‌کننده در میدان نبرد است. فقهای اسلامی با استناد به این قاعده و نیز حدیث دیگری که در آن رسول خدا(ص) تصریح کردند دروغ تنها در سه مورد رواست: «جنگ، اصلاح میان مردم و گفتگوی زن- و شوهر»،  فرمودند: پنهان‌کاری و حتی ارائه اطلاعات خلاف واقع در شرایط جنگی، نه تنها مجاز، بلکه واجب است، زیرا حفظ کیان اسلام و مسلمین به آن وابسته است.
 

تقیه

 

در فقه شیعه، «تقیه» به‌عنوان اصلی برای حفظ جان، مال و آبروی مؤمنان و نیز برای حفاظت از کیان جامعه اسلامی در برابر دشمن، جایگاه ویژه‌ای دارد. در سیاست خارجی و مدیریت تعارض با دشمنان، این اصل بدین معناست که اگر افشای برخی اطلاعات یا مواضع، موجب خطر موجودیتی برای امت اسلامی شود، پنهان‌داشتن آن واجب است.
 

پخش‌نکردن اخبار حساس

 

قرآن کریم با تعبیری دقیق، مؤمنان را از «إذاعه»(پخش و اشاعه) اخباری که می‌تواند امنیت جمعی را به خطر اندازد، برحذر می‌دارد. آیه ۸۳ سوره نساء: «و اگر خبری از پیروزی یا ترس(= شکست) به آنان برسد، (بدون تحقیق) آن را پخش می‌کنند؛ در حالی که اگر آن را به پیامبر و اولی الأمر ارجاع می‌دادند، ریشه‌یابانشان آن را درمی‌یافتند.». این آیه، مستند محکمی برای نهی از انتشار اخبار امنیتی و نظامی پیش از روشن‌شدن صحت و سقم آن و نیز پیش از ارجاع به فرماندهی است.
 
آیه ۶۰ سوره انفال نیز مؤمنان را به «آمادگی همه‌جانبه» برای «ارعاب دشمن» فرمان می‌دهد: «هر نیرویی در قدرت دارید، برای مقابله با آنها آماده سازید... تا به وسیله آن، دشمن خدا و دشمن خویش را بترسانید». این آیه، مبنای «بازدارندگی» در استراتژی اسلامی است و بخش مهمی از این بازدارندگی، در گرو این است که دشمن از توانمندی‌های واقعی ما به طور کامل آگاه نباشد: «ترهیب» (ترس‌افکنی) در این آیه، گاه با «ابهام راهبردی» حاصل می‌شود، نه با افشای همه توانمندی‌ها. 
 

سیره عملی معصومان(علیهم السلام)

 

پیامبر اکرم(ص) در همه غزوات و سرایای خود، اصل «پنهان‌کاری راهبردی» را به دقت رعایت می‌فرمودند. منابع تاریخی تصریح می‌کنند که ایشان هرگاه آهنگ جنگی می‌کردند، مقصد خود را پنهان می‌داشتند و چنین وانمود می‌کردند که به سوی دیگری می‌روند. این سنت نبوی به حدیث مشهور «الحرب خدعة» انجامید.  رسول خدا(ص) به فرماندهان خود نیز تأکید می‌فرمودند که اسرار نظامی را حفظ کنند و اطلاعات عملیات را جز به کسانی که نیاز مبرم دارند، منتقل نکنند. 
 
همچنین روایت شده است که پیامبر اکرم(ص) در صلح حدیبیه، برخی از اهداف راهبردی خود را برای همگان آشکار نساختند و حتی نزدیک‌ترین یاران چون عمر بن خطاب نیز از حکمت آن آگاه نبودند تا آن که قرآن از این صلح به «فتح مبین» یاد کرد.
 
امیرالمؤمنین(ع) که خود در جنگ‌های متعدد فرماندهی را بر عهده داشتند، همواره بر حفظ اسرار نظامی تأکید می‌ورزیدند و می‌فرمودند: «پیروزی در گرو تدبیر است و تدبیر در گرو حفظ اسرار.» این کلام نورانی، پیوند وثیق میان «رازداری» و «موفقیت» را نشان می‌دهد. امام در جای دیگر، یکی از عوامل شکست را «افشای سرّ» معرفی می‌کنند: «هر که راز خود را فاش کند، خود را در معرض هلاکت قرار داده است.»
 
امام حسن(ع) در جریان صلح با معاویه، بسیاری از اهداف و انگیزه‌های خود را از عموم مردم پنهان داشتند و تنها برای خواصِ مورد اعتماد تبیین کردند. اگر جزئیات کامل شرایط و نیات آن حضرت در آن زمان برای همگان فاش می‌شد، معاویه می‌توانست از آن برای تخریب چهره امام و تضعیف روحیه شیعیان استفاده کند. 
 
امام حسین(ع) نیز در جریان حرکت به سوی کوفه، مسیر و مقصد نهایی خود را -جز برای یاران بسیار نزدیک- آشکار نساختند و هرگاه کسانی می‌پرسیدند به کجا می‌روند، پاسخ‌هایی کلی می‌دادند. این روش، عیناً همان سنت نبوی در پنهان‌داشتن مقصد جنگی بود.
 

چه چیز پنهان می‌مانَد و چه چیز آشکار؟

 

با مرور این سیره، می‌توان چهار دسته از اطلاعات را شناسایی کرد که پنهان‌داشتن آن‌ها از عموم مردم - و گاه حتی از نزدیکان- واجب است:
 
1. جزئیات طرح‌های عملیاتی و نظامی: شامل زمان، مکان، نحوه عملیات، تعداد نیروها و نوع تجهیزات
2. نقاط ضعف و آسیب‌پذیری‌ها: نقاط ضعف دفاعی، کمبودهای تسلیحاتی، مشکلات لجستیکی
3. نیات و مقاصد راهبردی پیش از عملیات: مقصد نهایی، اهداف مرحله‌ای، زمان‌بندی اقدامات
4. اختلافات و اختلاف‌نظرهای داخلی: بحث‌ها و مناقشات میان فرماندهان و تصمیم‌گیران
 

گستره‌ پنهان‌سازی در تعارض با دشمن

 

براساس مبانی پیش‌گفته، می‌توان پنج قلمرو اصلی را برای پنهان‌سازی اطلاعات در تعارض با دشمن ترسیم کرد:
 
اطلاعات نظامی و عملیاتی
 
مهم‌ترین مصادیق این قلمرو عبارت‌اند از:
 
نقاط ضعف دفاعی و زیرساختی: هرگونه اشاره به آسیب‌پذیری‌های پدافندی، کمبودهای تسلیحاتی یا مشکلات لجستیکی، دشمن را به هدف‌گیری دقیق‌تر آن نقاط هدایت می‌کند.
 
مختصات و موقعیت تأسیسات حساس: افشای ناخواسته موقعیت مراکز فرماندهی، انبارهای تسلیحات و تأسیسات هسته‌ای می‌تواند به قیمت نابودی آن‌ها تمام شود.
 
جزئیات عملیات‌های آتی یا در حال اجرا: هرگونه اشاره به زمان، مکان و نحوه عملیات‌های برنامه‌ریزی‌شده، عنصر غافلگیری را از بین می‌برد.
 
میزان تلفات و خسارات واقعی در حین نبرد: ارائه آمار دقیق تلفات، دشمن را از میزان موفقیت حملات خود آگاه می‌سازد و او را به ادامه یا تشدید حملات ترغیب می‌کند.
 
محدودیت‌های تسلیحاتی و مهماتی: افشای کمبودهای مهماتی و تسلیحاتی، دشمن را به بهره‌برداری از این ضعف تشویق می‌کند.
 

اطلاعات مرتبط با مذاکرات و دیپلماسی

 

مذاکره با دشمن، عرصه‌ای بس حساس‌تر از میدان نبرد است. در میدان نبرد، طرفین از توانمندی‌های یکدیگر آگاهی نسبی دارند، اما در مذاکره، «اطلاعات» خود سلاح اصلی است. 
 
مصادیق اصلی اطلاعاتی که باید در این قلمرو پنهان بماند:
 
خطوط قرمز واقعی و نقاط انعطاف‌پذیری: اگر دشمن بداند خط قرمز اصلی ایران چیست و کجا حاضر به عقب‌نشینی است، می‌تواند دقیقاً تا همان نقطه پیشروی کند.
 
جزئیات پیشنهادها و بسته‌های مذاکراتی پیش از توافق نهایی: افشای زودهنگام پیشنهادها، دشمن را از استراتژی مذاکراتی ما آگاه می‌کند و قدرت چانه‌زنی را کاهش می‌دهد.
 
متن کامل توافقات پیش از طی مراحل قانونی و فنی: انتشار متن کامل پیش از بررسی‌های کارشناسی، فضایی از تشویش و ابهام ایجاد می‌کند که دشمن می‌تواند از آن ماهی‌گیری کند.
 
اختلاف‌نظرهای داخلی تیم مذاکره‌کننده: هرگونه نشانه‌ای از اختلاف در تیم مذاکره‌کننده، به طرف مقابل این پیام را می‌دهد که می‌تواند با فشار بیشتر، امتیازات بیشتری بگیرد.
 
نیازها و فوریت‌های اقتصادی که ما را به توافق واداشته است: اگر دشمن بداند اقتصاد ایران تا چه اندازه تحت فشار است، می‌تواند امتیازدهی را به تأخیر اندازد تا ایران را به قبول شروط سخت‌تری وادارد. 
 

اطلاعات مرتبط با توانمندی‌های راهبردی

 

این قلمرو شامل اطلاعاتی است که به توان بازدارندگی کشور مربوط می‌شود. 
 
جزئیات فنی سامانه‌های تسلیحاتی راهبردی: اعلام دقیق برد، دقت و قدرت تخریبی موشک‌ها، دشمن را در طراحی پدافند و اقدامات متقابل یاری می‌کند.
 
مختصات دقیق تأسیسات هسته‌ای و موشکی: افشای موقعیت دقیق این تأسیسات، آن‌ها را در معرض حملات هدفمند قرار می‌دهد.
 
میزان دقیق ذخایر راهبردی(ارزی، طلا، سوخت، مواد غذایی): آگاهی دشمن از میزان تاب‌آوری اقتصادی کشور در شرایط تحریم، او را در تنظیم فشارها راهنمایی می‌کند.
 
ظرفیت‌های واقعی سایبری و اطلاعاتی: افشای توانمندی‌های سایبری، دشمن را به تقویت پدافند سایبری خود در برابر تهدیدات احتمالی ترغیب می‌کند.
 
میزان دقیق خسارات وارده به تأسیسات راهبردی: اعلام دقیق خسارات، هم روحیه دشمن را تقویت می‌کند و هم اطلاعات ارزشمندی درباره موفقیت یا عدم موفقیت عملیات‌های قبلی در اختیارش می‌گذارد.
 

اطلاعات مرتبط با روحیه و انسجام داخلی

 

پنهان‌سازی اطلاعات در این قلمرو، برای مقابله با جنگ روانی ضروری است که مصادیقی آن به شرح زیر است:
 
نشانه‌های ضعف روحیه نیروهای مسلح: هرگونه اشاره به خستگی، ناامیدی یا فرار از خدمت در نیروهای مسلح، دشمن را به تشدید عملیات روانی ترغیب می‌کند.
 
اختلافات میان مقامات عالی‌رتبه: انتشار اخبار اختلافات، دشمن را به این باور می‌رساند که نظام در آستانه فروپاشی است و زمان را برای حمله نهایی مناسب می‌بیند.
 
اعتراضات و نارضایتی‌های عمومی: بازتاب گسترده اعتراضات، دشمن را به سرمایه‌گذاری بیشتر برای دامن‌زدن به آن‌ها تشویق می‌کند.
 
میزان واقعی مشارکت در انتخابات و دیگر رویدادهای ملی پیش از اعلام رسمی: گمانه‌زنی درباره مشارکت پایین، به دشمن این امکان را می‌دهد که روایت «نامشروعیت نظام» را تقویت کند.
 
جزئیات بحران‌های اقتصادی و کمبودها: افشای جزئیات بحران‌های معیشتی، به جنگ روانی دشمن دامن می‌زند و او را به بهره‌برداری تبلیغاتی از آن قادر می‌سازد.
 
این قلمرو شاید مهم‌ترینِ قلمروها باشد: «نیت» و «برنامه».
انتهای پیام