صفحه نخست

فعالیت قرآنی

سیاست و اقتصاد

بین الملل

معارف

اجتماعی

فرهنگی

شعب استانی

چندرسانه ای

عکس

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

خراسان جنوبی

بوشهر

چهارمحال و بختیاری

خراسان رضوی

خراسان شمالی

سمنان

خوزستان

زنجان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویر احمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

بازار

صفحات داخلی

کد خبر: ۴۳۵۴۷۰۵
تاریخ انتشار : ۰۶ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۷:۴۱
حجت‌الاسلام ایمانی مقدم:

فلسفه قربانی که در روز عید قربان انجام می‌شود، تقرب به خداوند است؛ در روایت داریم که «الصلاه قربان کل تقی؛ نماز قربان و وسیله تقرب به خداست» و این عمل(قربانی) هم باید برای تقرب به خدا باشد و نه چیز دیگری.

به گزارش ایکنا، روز دهم ذی‌الحجه روز عید سعید قربان است؛ روزی که زائران بیت‌الله الحرام بعد از محرم شدن و به جا آوردن اعمال مختلف از طواف تا سعی و وقوف در عرفات و مشعر و پرتاب سنگ به شیطان و به تعبیری رمی جمرات موفقیت در انجام اعمال و سلطه بر هوای نفس را جشن می‌گیرند. در میان امت اسلامی هم در این روز قربانی‌های زیادی صورت می‌گیرد و گوشت آن را بین نیازمندان توزیع می‌کنند. 
 
حجت‌الاسلام والمسلمین علیرضا ایمانی مقدم؛ عضو سابق هیئت علمی دانشگاه ادیان و مذاهب و معاون اسبق فرهنگی مجمع جهانی اهل بیت(ع) در گفت‌وگو با ایکنا به ارائه توضیحاتی درباره این روز بزرگ پرداخته است که در ادامه آن را می‌خوانید: 
 
عرض تهنیت و تبریک به مناسب عید بزرگ و سعید قربان دارم که در دهم ذی‌الحجه قرار دارد. حضرت ابراهیم(ع)از عبودیت شروع کرد و اوج گرفت و به رسالت رسید و کم کم مقرب درگاه خدا و به مقام خلیل رسید و بعد که آزمایشات مختلفی را پشت سر گذاشت و با موفقیت از آن بیرون آمد به مقام امامت رسید. وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَمِنْ ذُرِّيَّتِي قَالَ لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ.
 
حضرت ابراهیم تا 95 سالگی بچه‌دار نشد چون همسرش ساره عقیم بود و خدا به او وحی کرد که اگر ساره کنیزش هاجر را به تو ببخشد ما از طریق او به تو بچه عنایت می‌کنیم و حضرت ساره موافقت کرد و هاجر باردار شد و اسماعیل را برای ابراهیم به دنیا آورد. عشق این پسر در دل ابراهیم جا گرفت ولی جبرئیل نازل شد که ای ابراهیم تو خلیل‌الرحمان هستی و نباید عشق هیچ کسی دیگری جز خدا در قلب تو باشد.
 
حضرت هم گفت خدایا حاضرم کفاره بدهم و خطاب شد مادر و بچه را به بیابان ببر و برگرد و او هم مادر و فرزند را سوار بر شتر کرد و از منطقه بابل در عراق حرکت کرد و از مسیر اردن به سمت مکه که آن وقت بیابان لم‌یزرع بود رفت. هاجر و اسماعیل را پیاده کرد و خواست سرپناهی برای آنان بنا کند. رَبَّنَا إِنِّي أَسْكَنْتُ مِنْ ذُرِّيَّتِي بِوَادٍ غَيْرِ ذِي زَرْعٍ عِنْدَ بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ رَبَّنَا لِيُقِيمُوا الصَّلَاةَ فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهْوِي إِلَيْهِمْ وَارْزُقْهُمْ مِنَ الثَّمَرَاتِ لَعَلَّهُمْ يَشْكُرُونَ. پروردگارا! من برخی از فرزندانم را در درّه ای بی کشت و زرع نزد خانه محترمت سکونت دادم؛ پروردگارا! برای اینکه نماز را بر پا دارند؛ پس دل های گروهی از مردم را به سوی آنان علاقمند و متمایل کن، و آنان را از انواع محصولات و میوه ها روزی بخش، باشد که سپاسگزاری کنند.
 
هاجر با یک بچه شیرخواره تک و تنها ماند و خواست آبی بخورد تا به بچه شیر بدهد ولی آب نبود لذا به کوه مروه نگاه کرد احساس کرد آب است و به کوه زد ولی وقتی رسید دید سراب است و برگشت به سمت صفا و باز دید سراب است و این کار هفت مرتبه تکرار شد. امروز این عملی است که حجاج بیت‌الله الحرام بین صفا و مروه هفت مرتبه به یاد فداکاری حضرت هاجر سعی می‌کنند؛ او بعد از هفت مرتبه برگشت دید از زیر پای اسماعیل آب جاری شده است که همان چشمه زمزم است و از آن نوشید و بچه را سیراب از شیر کرد.
 
قبیله‌ای که در آن نزدیکی زندگی می‌کردند دیدند که پرندگان آسمان به نقطه‌ای دائما فرود می‌کنند و بالا می‌آیند و احساس کردند خبری هست لذا نزد هاجر و اسماعیل آمدند و آنان را در کنف حمایت خود قرار دادند و این طور دعای حضرت ابراهیم(ع) در حق خانواده وی مستجاب شد. 
 
15 سال گذشت و خداوند به ابراهیم(ع) وحی کرد که ما قصد داریم از طریق ساره که عقیم بوده است به تو فرزندی عنایت کنیم. ساره اسحاق را به دنیا آورد؛ اسحاق جد حضرت موسی و عیسی(ع) است یعنی دیانت یهودیت و مسیحیت از طریق اسحاق به ابراهیم(ع) می‌رسد ولی مسلمین از طریق حضرت اسماعیل(ع) به ابراهیم(ع) می‌رسند. 
 
دوباره به ابراهیم(ع) که الان 110 سال عمر کرده است وحی شد که می‌خواهی دوباره از زن و فرزندت خبر بگیری و او هم قبول کرد و آمد به مکه و دید اسماعیل(ع) به اندازه خودش قد کشیده است. دوباره عشق اسماعیل در دل او خلجان پیدا کرد و جبرائیل آمد و گفت تو خلیل‌الرحمان هستی و حق نداری غیر از عشق خداوند عشق دیگری را در دل داشته باشی. ابراهیم(ع) هم گفت حاضرم کفاره بدهم و وحی شد که اسماعیل(ع) را به قربانگاه ببر.

کار نیکان را قیاس از خود مگیر

عشق پدر و مادر به فرزند امری طبیعی و فطری و غریزی است ولی خدا از اولیائش توقع دیگری دارد؛ کار نیکان را قیاس از خود مگیر. اگر ما صورت فرزندمان را می‌بوسیم و او را نوازش کرده و عشق می‌ورزیم برای ما ثواب نوشته می‌شود. حضرت ابراهیم(ع) به فرزندش فرمود: فَلَمَّا بَلَغَ مَعَهُ ٱلسَّعۡيَ قَالَ يَٰبُنَيَّ إِنِّيٓ أَرَىٰ فِي ٱلۡمَنَامِ أَنِّيٓ أَذۡبَحُكَ فَٱنظُرۡ مَاذَا تَرَىٰۚ قَالَ يَـٰٓأَبَتِ ٱفۡعَلۡ مَا تُؤۡمَرُۖ سَتَجِدُنِيٓ إِن شَآءَ ٱللَّهُ مِنَ ٱلصَّـٰبِرِينَ؛ هنگامى که با او به مقام سعى و کوشش(و حد رشد) رسید، گفت: «پسرم! من در خواب دیدم که تو را ذبح مى‌کنم، پس بنگر رأى تو چیست؟» گفت: «پدرم! هر چه دستور دارى اجرا کن، به خواست خدا مرا از صابران خواهى یافت.»
 
حضرت ابراهیم(ع) خطاب به پسر فرمود به من وحی شده است که تو را قربانی کنم؛ حضرت اسماعیل(ع) هم بدون درنگ گفت ای بابا سریع این کار را انجام بده و من را از صابران خواهی یافت. ستجدنی انشاء الله من الصابرین. من به یاری خدا صبر خواهم کرد. 
 
مثلِ عید قربانی بود که حضرت ابراهیم(ع) دست فرزندش را گرفت و به مسجد خیف برد و صورت او را بر زمین گذاشت و هر قدر چاقو را به گردن فرزند کشید چاقو نبرید و عصبانی شد و چاقو را پرتاب کرد که ندا آمد: الخلیل یامرنی و الجلیل ینهانی؛ ابراهیم خلیل می‌گوید ببر و خدای جلیل می‌فرماید نبر و من بنده خدا هستم و از او اطاعت می‌کنم. قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْيَا إِنَّا كَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ.
 
ندا آمد تو وظیفه را درست انجام دادی و خدا هیچگاه پدر را امر به ذبح فرزند نمی‌کند و این یک امتحان الهی بود. گوسفندی بهشتی برای او فرستاده شد تا بکشد. لذا الان حجاج ابتدا رمی جمره کبری را انجام می‌دهند و بعد قربانی کرده و تقصیر می‌کنند چون وقتی حضرت ابراهیم(ع) فرزند را به قربانگاه می‌برد شیطان چند بار بر او ظاهر شد و او را وسوسه کرد که آیا ممکن است پدری فرزندش را به دست خودش بکشد و شاید آن را که در خواب دیدی شیطان بوده است. ابراهیم(ع) سه مرتبه شیطان را سنگ زد و رمی کرد لذا حجاج هم در روز اول شیطان بزرگ را رمی می‌کنند و در روزهای دوم و سوم هر سه شیطان را به یاد مبارزه حضرت ابراهیم(ع) سنگریزه می‌زنند.

سنت‌های اسلامی ریشه در سنت‌های ابراهیمی دارد

سنت‌های زیادی از حضرت ابراهیم(ع) به پیامبر(ص) رسید و پیامبر(ص) آن‌ها را اجرا کرد لذا اجداد پیامبر(ص) هیچکدام مشرک نبودند و نصرانی هم نبودند بلکه بر سنت حنیف بودند مسئله قربانی هم قبل از اسلام وجود داشت گرچه به خطا برای بت‌ها انجام می‌شد. 
 
پیامبر(ص) این کار را شرک نامید و فرمود خوردن گوشت این قربانی هم حرام است و قربانی باید برای خدا و رضایت الهی و تقرب به حضرت حق انجام شود. گوشت قربانی هم باید به نیازمندان اعطا شود دقیقا مانند قربانی که برای ولیمه عروسی و فرزندار شدن و ... ذبح می‌کنند. قربانی برای تقرب به خداوند است؛ در روایت داریم که «الصلاه قربان کل تقی؛ نماز قربان و وسیله تقرب به خداست» و این عمل هم باید برای تقرب به خدا باشد.
 
عاشقان امام حسین(ع) در پیاده‌روی اربعین در قالب میلیون‌ها انسان چندین روز پیاده‌روی می‌کنند و از دماغ هیچ کسی هم خون نمی‌آید ولی رژیم آل سعود یکی دو میلیون انسان را نمی‌تواند مدیریت کند. همین چند سال قبل وقتی زائران بیت‌الله الحرام به سمت رمی جمره عقبه می‌رفتند که به شیطان بزرگ سنگ بزنند به خاطر عدم مدیریت درست، هزاران انسان زیر دست و پا له شدند و از بین رفتند. قبل از انقلاب هم در منا آتش‌سوزی شد و انسان‌های زیادی از بین رفتند. 
 
ششم ذی الحجه سال 66 هم که زوار بیت‌الله در مکه در حال زیارت بودند رژیم وابسته آل سعود به فرمان آمریکا زوار را به خاک و خون کشید و نزدیک به 400 نفر از زائران ایرانی و غیرایرانی به شهادت رسیدند و امام فرمودند من تا ابد این روز را عزای عمومی اعلام می‌کنم. 
 
درود بر روان پاک امام خمینی(ره) که ما هر چه داریم از ایشان است و ما الی الابد مدیون ایشان و شهدای راه اسلام و انقلاب اسلامی هستیم. 
انتهای پیام