صفحه نخست

فعالیت قرآنی

سیاست و اقتصاد

بین الملل

معارف

اجتماعی

فرهنگی

شعب استانی

چندرسانه ای

عکس

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

خراسان جنوبی

بوشهر

چهارمحال و بختیاری

خراسان رضوی

خراسان شمالی

سمنان

خوزستان

زنجان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویر احمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

بازار

صفحات داخلی

کد خبر: ۴۳۵۶۰۱۵
تاریخ انتشار : ۱۵ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۰:۰۲
جواد منصوری:

قیام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲، نه تنها یک حرکت مردمی علیه رژیم شاه بود، بلکه نقطه شروعی برای شکل‌گیری انقلاب اسلامی شد. جواد منصوری، پژوهشگر تاریخ انقلاب اسلامی ضمن واکاوی لایه‌های مختلف این قیام تاریخی و تأثیر بی‌سابقه آن بر روند نهضت اسلامی بر نقش این قیام بر انتقال اسلام از حاشیه به متن سیاست و مبارزه سیاسی در تاریخ معاصر ایران تأکید کرد.

قیام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ در تاریخ معاصر ایران همواره به عنوان نقطه عطفی تعیین‌کننده پیش از پیروزی انقلاب اسلامی شناخته می‌شود اما چرا این رویداد در برابر رخدادهایی پس از آن در تاریخ انقلاب اسلامی اهمیت ویژه‌تری یافت و توانست یک چرخش اساسی در روند نهضت اسلامی ایجاد و نقش عنصر اسلامیت را در مبارزه با رژیم طاغوت پررنگ سازد.    

جواد منصوری، پژوهشگر تاریخ انقلاب اسلامی، اولین فرمانده سپاه و از پیشکسوتان نهضت اسلامی، در گفت‌وگو با ایکنا، به این پرسش‌ها پاسخ داد و لایه‌های مختلف این قیام تاریخی را واکاوی کرد.

منصوری در ابتدا با اشاره به تحولات سیاسی و اجتماعی سال‌های ۱۳۳۹ تا ۱۳۴۱ گفت: در آن سال‌ها به دنبال تغییر سیاست‌های آمریکا در ایران، یک جریان جدید در کشور شکل گرفت که از آن تحت عنوان «نهضت اسلامی» یاد می‌شود. این نهضت از مهر ماه ۱۳۴۱ به تدریج در سطح کشور گسترش یافت و به گونه‌ای در تعارض با سیاست‌های جدید آمریکا و وابستگی رژیم شاه به این کشور قرار گرفت.

وی افزود: در رأس این جریان، شخصیتی برجسته قرار گرفت که تا پیش از درگذشت آیت‌الله بروجردی، چندان شناخته‌شده نبود. آن شخصیت، آیت‌الله خمینی(ره) بود که به تدریج به عنوان رهبر نهضت اسلامی مطرح شد. رژیم شاه پس از چند دهه سرکوب جریان‌های مخالف، هرگز انتظار نداشت که موج جدید مبارزه از دل حوزه علمیه آغاز شود و تبدیل به حرکت عظیم مردمی در سراسر کشور شود.

این پژوهشگر تاریخ انقلاب در ادامه به تشدید تنش‌ها اشاره کرد و گفت: از اواخر سال ۱۳۴۱، رژیم شاه سرکوب و خشونت علیه این جریان را آغاز کرد. تصور رژیم این بود که با ایجاد رعب و وحشت می‌تواند این حرکت را متوقف کند، اما عملاً این کار به تشدید تنش بین شاه و مردم، به ویژه با رهبری نهضت، انجامید.

پیامدهای واقعه دوم فروردین 1342  

منصوری با بیان اینکه نخستین ضربه خشونت‌آمیز رژیم در دوم فروردین ۱۳۴۲ رقم خورد، در این باره توضیح داد: در مراسم سالگرد شهادت امام صادق(ع) در مدرسه فیضیه قم، نیروهای رژیم شاه به مدرسه حمله کردند، عده‌ای را زخمی و یک یا دو نفر را به شهادت رساندند اما این اتفاق نه تنها مردم را مرعوب نکرد، بلکه بازتاب بسیار گسترده‌ای در کشور پیدا کرد و رژیم را در موضع انفعال شدید قرار داد. پس از آن، حرکت‌های مردمی علیه رژیم تشدید شد. در چنین شرایطی، ماه محرم سال ۱۳۴۲ فرا رسید. ساواک که از پیامدهای سیاسی واقعه فیضیه به شدت نگران بود، کوشید با اخذ تعهد از هیئت‌های عزاداری، از تبدیل مجالس مذهبی به صحنه اعتراض جلوگیری کند. ساواک از تمام هیئت‌های عزاداری تعهد می‌گرفت که در جریان عزاداری، چیزی علیه شاه، علیه اسرائیل نگویند و نگویند که اسلام در خطر است. برخی این تعهد را پذیرفتند، برخی نپذیرفتند و برخی هم سکوت کردند.

وی یادآور شد: از سوی دیگر، خود شاه نیز در اظهاراتی تند علیه روحانیون و رهبری نهضت، اعلام کرد که برنامه‌هایش را بدون تغییر اجرا می‌کند و همه باید مطیع باشند. در مقابل، امام خمینی(ره) پیش از آغاز ماه محرم، بیانیه‌ای خطاب به روحانیون و برگزارکنندگان مجالس عزاداری صادر کردند. امام فرمودند امسال در مجالس خود، مردم را از اوضاع و احوال، خیانت‌های آمریکا و اسرائیل، وابستگی رژیم و برنامه‌هایی که برای آینده مملکت دارند، آگاه کنید.

پیشکوست انقلاب اسلامی بیان کرد: نتیجه این شد که دهه اول محرم سال ۱۳۴۲، به گونه‌ای کاملاً متفاوت از سال‌های گذشته برگزار شد؛ هم از نظر بحث‌هایی که می‌شد، هم شعارهایی که داده می‌شد و هم شور و هیجانی که مردم برای شرکت در راهپیمایی‌های شبانه در قالب دسته‌های عزاداری از خود نشان می‌دادند.

دستور عجیب ساواک برای برخورد نکردن؛ اشتباه محاسباتی رژیم

منصوری در بخش دیگری از گفت‌وگو با اشاره به سندی از رئیس وقت ساواک گفت: قبل از ماه محرم، رئیس ساواک نامه‌ای به تمام مراکز ساواک در سراسر کشور نوشت که هیچ کسی حق ندارد کسی را در این مجالس بازداشت کند یا با او برخورد نماید. دلیلشان این بود که ماجرای دوم فروردین به شدت علیه رژیم شده بود و نگران بودند اگر در یک مجلس عزاداری با روحانی یا مردم برخورد شود، موج ضددولتی شدیدتری در ماه محرم شکل بگیرد. استدلال ساواک، این بود که مردم تا روز دهم محرم عزاداری می‌کنند و بعد دنبال  کسب و کار خودشان می‌روند، بنابراین شما برخورد نکنید تا ماجرا تمام شود. تقریباً به همین دلیل، فضای نسبتاً آزادی به وجود آمد. مردم آزادانه حرف‌هایشان را زدند، عزاداری‌هایشان را کردند و شعارهای انقلابی‌شان را سردادند.

منصوری با بیان اینکه آنچه در روز عاشورای سال ۱۳۴۲ رخ داد، هیچ شباهتی به پیش‌بینی‌های ساواک نداشت، گفت: در روز عاشورا، یک راهپیمایی بی‌نظیر و کاملاً متفاوت با همه حرکت‌های سیاسی که تا آن زمان در ایران انجام شده بود، شکل گرفت. در چندین شهر ایران، مردم به صورت یکپارچه در خیابان‌ها حاضر شدند. در تهران، بیش از ۲۵۰ هزار نفر در این راهپیمایی شرکت کردند.

وی با اشاره به شعارهایی که برای اولین بار در آن روز سرداده شد، افزود: شعارهایی مثل «مرگ بر شاه»، «یا مرگ یا خمینی»، «ما پیرو حسینیم، تسلیم نمی‌پذیریم» و شعارهایی از این دست، برای نخستین بار در روز عاشورای سال ۱۳۴۲ سر داده شد. مردم حتی مقابل کاخ مرمر ایستادند و شعار «مرگ بر شاه» سردادند، اما رژیم شاه تا بعد از ظهر همان روز عکس‌العملی در مقابل این حرکت‌ها نشان نداد.

سخنرانی تاریخی امام در فیضیه و تصمیم شبانه رژیم برای دستگیری

پژوهشگر تاریخ انقلاب اسلامی ادامه داد: در همان روز عاشورا، حضرت امام خمینی(ره) در مدرسه فیضیه قم سخنرانی کردند که کاملاً متفاوت از سخنرانی‌های قبلی بود. امام در آن سخنرانی، تلویحاً از براندازی رژیم شاه و مقابله با سلطه آمریکا سخن گفتند و به صراحت علیه اسرائیل موضع گرفتند. این سخنرانی بسیار تعیین‌کننده بود. شامگاه همان روز (۱۴ خرداد)، رأس رژیم شاه تشکیل جلسه دادند. آنها به این جمع‌بندی رسیدند که دیگر نباید در مقابل آیت‌الله خمینی نرمش نشان بدهند یا سکوت کنند. در آن جلسه مطرح شد که اگر ایشان را دستگیر کنیم، اولاً مردم به سر کارهای خود برمی‌گردند، ثانیاً بقیه علما عکس‌العملی نشان نمی‌دهند و ماجرا تمام می‌شود.

وی در این رابطه ادامه داد: بر این اساس، تصمیم به دستگیری امام خمینی(ره) گرفته شد. صبح روز ۱۵ خرداد، ایشان در قم بازداشت و بلافاصله به سمت تهران منتقل شدند. اما از همان ساعات اولیه، تحولی پیش‌بینی‌نشده اتفاق افتاد. یک قیام کاملاً مردمی شکل گرفت که تمامی اقشار جامعه در آن حضور داشتند و هیچ کدام از جریان‌های سیاسی موجود در آن حضور نداشتند. هیچ آدم سیاسی یا چهره معروفی در میان جمعیت دیده نمی‌شد. کاملاً مردم عادی و از اقشار مختلف بودند که با شعار «یا مرگ یا خمینی» به جان رژیم افتادند. آنها به خیابان‌ها ریختند، به کلانتری‌ها حمله کردند و در تهران تلاش کردند رادیو را تصرف کنند. تا ساعت ۱۰ صبح، این حرکت در تهران بسیار گسترده شده بود. در شهرهای دیگر مثل قم، مشهد، تبریز و کاشان نیز اتفاقات بزرگ و بی‌سابقه‌ای رخ داد اما رژیم شاه که تا آن لحظه سکوت کرده بود، حوالی ساعت ۱۱ دستور هشدار صادر کرد. دستور داده شد که نیروهای مسلح به مردم شلیک کنند. مردم را به رگبار بستند. کشتار گسترده‌ای رخ داد اما آنچه در این روز از دید تحلیلگران سیاسی پنهان ماند، سه ویژگی بی‌نظیر این قیام بود.

سه عنصر ناشناخته که دوقطبی آمریکا و شوروی را در ایران شکست

منصوری در تشریح این سه عنصر به مهم‌ترین دستاورد تحلیلی ۱۵ خرداد که برای تحلیلگران سیاسی آن دوران کاملاً ناشناخته بود و برای آن اهمیتی قائل نبودند، پرداخت و گفت: اول، همه اقشار مردم – از بازاری و دانشگاهی گرفته تا روحانی و کارگر – در این قیام حضور داشتند. دوم، انگیزه‌ مردم دقیقاً انگیزه‌ای دینی و عاشورایی بود؛ آنها برای حسین(ع) و برای اسلام قیام کرده بودند. سوم، رهبری این جریان یک شخصیت حزبی یا سیاسی نبود، بلکه مرجع تقلید شیعه و رهبر دینی مردم بود. ترکیب این سه عنصر – «مردم فداکار، مؤمن و تا حدودی آگاه به مسائل»، «فرهنگ شهادت و عاشورا» و «رهبری مرجعیت شیعه» – در تاریخ معاصر جهان بی‌نظیر است. این قدرت جدید سیاسی، مادامی که این سه عنصر با هم باشند، شکست‌ناپذیر است. می‌تواند تضعیف شود یا متوقف شود، اما شکست نمی‌خورد. تجربه ۱۵ سال قبل از انقلاب و ۴۷ سال بعد از آن به خوبی این ادعا را ثابت کرده است.

وی در ادامه به جمله معروف داریوش همایون، وزیر اطلاعات رژیم پهلوی، اشاره کرد و گفت: همایون گفته است اگر دستور قتل عام مردم در روز ۱۵ خرداد صادر نمی‌شد، انقلاب اسلامی ۱۵ سال زودتر به پیروزی می‌رسید. به عبارت دیگر، اگر این کشتار اتفاق نمی‌افتاد، همان روز ۱۵ خرداد انقلاب پیروز می‌شد اما من با این تحلیل مخالف هستم  و معتقدم این ۱۵ سال نه تأخیر، بلکه دوره‌ ضروری رشد و ژرف‌یابی نهضت اسلامی بود. در این سال‌ها بود که نهضت اسلامی عمق پیدا کرد، جذب نیرو کرد و خیلی از نیروهای دانشگاهی به آن پیوستند. جالب این است که پیش از ۱۵ خرداد، دانشگاه اصلاً نقشی در جریان‌های سیاسی مذهبی نداشت، اما بعد از آن، دانشجویان وارد عرصه شدند.

منصوری با اشاره به عکس‌العمل جهانی نسبت به قیام ۱۵ خرداد گفت: نکته بسیار مهم این است که پس از قیام ۱۵ خرداد، احزاب سیاسی داخل ایران آن را محکوم کردند حتی آمریکا و شوروی نیز این قیام را محکوم کردند. این یک تحول عجیب بود. در تمام دنیا، آمریکا و شوروی در مقابل هم می‌جنگیدند و با هم تعارض داشتند، اما تنها نقطه‌ای در جهان که این دو ابرقدرت علیه یک جبهه متحد شدند، ایران و قیام 15 خرداد بود. آمریکا و شوروی علیه اسلام و ملت ایران و حرکت نهضت اسلامی متحد شدند و تا آخر – حتی بعد از انقلاب – این اتحاد را حفظ کردند، اما انقلاب اسلامی بر این اتحاد غلبه کرد و به پیروزی رسید.

زندانیان سیاسی مذهبی پدیده نوظهور ۱۵ خرداد

منصوری در پاسخ به این پرسش که ۱۵ خرداد تا چه اندازه اسلام را به موتور محرک مبارزه علیه رژیم طاغوت تبدیل کرد، با اشاره به توضیحات قبلی خود گفت: تا سال ۱۳۴۲، معمولاً مبارزات مردمی در ایران بیشتر تحت تأثیر جریان‌های سیاسی غیرمذهبی و عمدتا چپ و مارکسیستی بود البته نیروهای مذهبی هم گاهی حضور داشتند، اما گردانندگان اصلی جریان‌های سیاسی، جریان‌های سکولار بودند؛ مثل جبهه ملی، جریان‌های کمونیستی یا حتی سلطنت‌طلبان.

وی افزود: اما از سال ۱۳۴۲ به بعد، نیروهای مذهبی به طور جدی وارد عرصه سیاسی شدند. به عنوان نمونه، پیش از ۱۳۴۲ به ندرت زندانی سیاسی به خاطر فعالیت‌های اسلامی پیدا می‌شد اما از سال ۴۲ به بعد تا زمان انقلاب، بهترین و شاخص‌ترین زندانیان سیاسی را کسانی تشکیل می‌دادند که به دلیل فعالیت‌های اسلامی بازداشت شده بودند.

این پژوهشگر تاریخ انقلاب اسلامی با اشاره به تغییر ماهیت شعارها و حرکت‌های مردمی از بعد از قیام 15 خرداد تأکید کرد: در حرکت‌ها و فعالیت‌های بعد از ۱۵ خرداد، کاملاً می‌بینیم که شعارها مذهبی است و اغلب نیروهای شرکت‌کننده، نیروهای مذهبی هستند. حتی در جریان تظاهرات سال‌های ۵۶ و ۵۷، مردم و روحانیت در خط مقدم راهپیمایی‌ها حضور دارند. در حالی که قبل از ۱۵ خرداد، کمتر چنین صحنه‌هایی را می‌دیدیم.

منصوری در پاسخ به سؤالی درباره تأثیر قیام 15 خرداد بر پررنگ و جدی شدن مسئله حکومت اسلامی در اندیشه‌های سیاسی امام خمینی(ره) گفت: بحث حکومت اسلامی، ولایت فقیه و جمهوری اسلامی، مباحثی بودند که به تدریج پس از سال ۱۳۴۲ مطرح شدند. پیش از آن، هرچند فدائیان اسلام بحث حکومت اسلامی را مطرح کرده بودند، اما این اندیشه در جریان‌های سیاسی اصلی جایی نداشت.

وی با اشاره به فضای فکری حاکم بر کشور پیش از ۱۵ خرداد افزود: جریانات حکومتی در مراکز آموزشی، رسانه‌ای و پژوهشی القا می‌کردند که اسلام حرفی برای حکومت، اقتصاد و سیاست خارجی ندارد و دین صرفاً برای اعمال شخصی و عبادات فردی است اما پس از قیام ۱۵ خرداد، به تدریج این نگاه در میان روشنفکران شکسته شد و این مسئله مطرح شد که اسلام هم حرکت سیاسی و هم حرکت انقلابی دارد. لذا این جریان فکری جدید، بسیاری از معادلات سیاسی ایران را تغییر داد.

منصوری در پایان با اشاره به نظر امام خمینی(ره) که قیام ۱۵ خرداد را «مبدأ انقلاب» نام نهادند، اظهار کرد: در حالی که بسیاری گمان می‌کردند با سرکوب خونین این قیام، پرونده آن برای همیشه بسته شده است، لایه‌های اجتماعی ایران از همان نقطه رشد کردند، آرام آرام سیاسی و انقلابی شدند، متشکل گشتند و سرانجام در ۱۷ شهریور ۱۳۵۷، نهضت اسلامی به انقلاب اسلامی تبدیل شد.

وی تأکید کرد: روز ۱۷ شهریور ۱۳۵۷، در واقع نقطه تحول نهایی بود. بعد از ۱۷ شهریور، رژیم شاه و سلطه آمریکا در ایران عملاً پایان یافته بود. امام خمینی(ره) بعد از ۱۷ شهریور فرمودند «شاه باید برود» و این اتفاق افتاد اما مبدأ همه این تحولات، قیام خونین ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ بود؛ قیامی که نه تنها سرکوب نشد، بلکه هسته مرکزی قدرتی را شکل داد که ۱۵ سال بعد، بزرگترین انقلاب قرن بیستم را رقم زد.

انتهای پیام