سیدرضا میرابیان، کارشناس مسائل بینالملل در گفتوگو با ایکنا، با اشاره به روند مذاکرات اخیر و اعلام آتشبس موقت اظهار کرد: گفتوگوهایی که طی روزهای گذشته در سطح کلان و بهویژه در اسلامآباد پاکستان دنبال شده، به مرحلهای تعیینکننده رسیده است. این مذاکرات در شرایطی انجام میشود که همزمان، فضای میدانی و فشارهای سیاسی نیز بر آن تأثیرگذار است.
وی افزود: در واقع با نوعی «دیپلماسی در سایه فشار» مواجه هستیم؛ به این معنا که طرفین همزمان از ابزار مذاکره و تهدید استفاده میکنند تا موقعیت خود را در چانهزنی تقویت کنند.
میرابیان ادامه داد: طرف آمریکایی تلاش داشت تصمیمگیری درباره پذیرش آتشبس و شروط ایران را با حداقل هزینه رسانهای انجام دهد، اما در نهایت شرایط میدانی و فشارهای داخلی، آنها را به سمت پذیرش بخشی از مطالبات ایران سوق داد.
وی با تأکید بر ماهیت آتشبس گفت: آتشبس دو هفتهای را نباید بهعنوان پایان تنشها تلقی کرد، بلکه این یک وقفه تاکتیکی برای ارزیابی شرایط و سنجش میزان پایبندی طرف مقابل است.
این کارشناس مسائل منطقه افزود: در بسیاری از منازعات بینالمللی، آتشبسها مقدمهای برای مذاکرات جدیتر هستند، اما در عین حال میتوانند شکننده و موقت باشند.
وی تصریح کرد: در شرایط فعلی نیز، اگرچه بخشی از پیشنهادهای ایران مورد پذیرش قرار گرفته، اما همچنان اختلافاتی در جزئیات وجود دارد و همین مسئله میتواند در ادامه مسیر چالشساز شود.
میرابیان ادامه داد: از سوی دیگر، تداوم برخی تهدیدات نشان میدهد که طرف مقابل همچنان گزینههای دیگر را کنار نگذاشته و تلاش میکند از این ابزار بهعنوان اهرم فشار استفاده کند.
وی با تأکید بر ضرورت انسجام داخلی گفت: یکی از مهمترین عواملی که میتواند موفقیت مذاکرات را تضمین کند، وجود اجماع در داخل کشور است.
میرابیان افزود: در شرایطی که مذاکرات در سطحی حساس دنبال میشود، هرگونه چندصدایی یا اختلافنظر علنی میتواند موقعیت تیم مذاکرهکننده را تضعیف کند و پیام نادرستی را به طرف مقابل منتقل کند.
وی اظهار کرد: حتی جریانهای منتقد نیز باید در این مقطع، منافع ملی را در اولویت قرار دهند و از طرح اختلافات در فضای رسانهای پرهیز کنند.
این کارشناس مسائل منطقه ادامه داد: تجربههای گذشته نشان داده که انسجام داخلی، یکی از مهمترین اهرمهای قدرت در مذاکرات بینالمللی است و میتواند دست کشور را در چانهزنی پرتر کند.
میرابیان در بخش دیگری از سخنان خود به نقش تنگه هرمز اشاره کرد و گفت: این تنگه یکی از مهمترین مسیرهای انتقال انرژی در جهان است و هرگونه ناامنی در آن میتواند پیامدهای گستردهای برای اقتصاد جهانی داشته باشد.
وی افزود: مدیریت ایران بر این گذرگاه راهبردی، بهعنوان یک عامل بازدارنده مهم عمل کرده و هزینههای هرگونه اقدام نظامی را برای طرف مقابل افزایش داده است.
این کارشناس مسائل منطقه ادامه داد: همین مسئله باعث شده تنگه هرمز به یکی از مؤلفههای مهم در معادلات مذاکراتی تبدیل شود و نقش آن در موازنه قدرت بیش از گذشته برجسته شود.
وی با اشاره به شرایط داخلی آمریکا گفت: یکی از عوامل مهم در تغییر رفتار این کشور، وضعیت سیاسی و اقتصادی داخلی آن است.
میرابیان افزود: نزدیک بودن به انتخابات، فشارهای اقتصادی و شکافهای سیاسی داخلی، باعث شده تصمیمگیران آمریکایی تمایل بیشتری به کاهش تنشها داشته باشند.
وی تصریح کرد: با این حال، این بهمعنای تغییر اساسی در رویکرد آمریکا نیست و آنها همچنان تلاش میکنند از ترکیب فشار و مذاکره برای پیشبرد اهداف خود استفاده کنند.
میرابیان در ادامه با اشاره به اهمیت افکار عمومی گفت: در دوره آتشبس، مدیریت افکار عمومی اهمیت ویژهای دارد، چرا که فضای اجتماعی میتواند بر تصمیمگیریهای کلان اثرگذار باشد.
وی افزود: اگر مردم نسبت به روند مذاکرات آگاهی کافی نداشته و اقناع نشوند، ممکن است فضای بیاعتمادی شکل بگیرد که این موضوع میتواند به تضعیف انسجام داخلی منجر شود.
این کارشناس مسائل منطقه ادامه داد: رسانهها و مسئولان باید با اطلاعرسانی دقیق، شفاف و بهموقع، به مدیریت این فضا کمک کنند.
وی در پایان گفت: آتشبس فعلی را باید یک فرصت محدود برای پیشبرد مذاکرات دانست اما تضمینی برای تداوم آن وجود ندارد.
میرابیان تأکید کرد: اگر مذاکرات به نتیجه برسد، میتوان امیدوار بود که بخشی از تنشها کاهش یابد و هزینههای اقتصادی و سیاسی نیز کمتر شود اما در غیر این صورت، احتمال بازگشت به شرایط پرتنش وجود دارد.
وی اظهار کرد: در مجموع، عبور موفق از این مقطع نیازمند ترکیبی از دیپلماسی فعال، قدرت میدانی، انسجام داخلی و مدیریت افکار عمومی است؛ عواملی که در صورت همافزایی، میتوانند منافع ملی را به بهترین شکل تأمین کنند.
انتهای پیام