وی افزود: روزگار ما، برخلاف گذشته که روزگار درنگ بود، روزگار شتاب است. این شتاب به عرصه پژوهشهای شاهنامه نیز وارد شده است. هرچند توجه به شاهنامه افزایش یافته، اما پیوندی عمیق با روح شاهنامه شکل نگرفته است.
کهریزی ادامه داد: شاهنامه کتاب مهربانی و انسانیت است. در هیچ جای دیگر نمیبینیم شاعری ویژگیهای دشمن خود را چنین به نیکی ستوده باشد. فردوسی، پیرانِ ویسه را ـ که از سپهسالاران ارتش دشمن است ـ با نیکویی یاد میکند و در مرگ سرخه، پسر اسفندیار، چنان مویه میکند که گویی پهلوانی ایرانی کشته شده است. شاهنامه کتابی صرفاً سرشار از اشعار تند نیست و در آن نشانی از نژادپرستی، زنستیزی یا دیگرستیزی دیده نمیشود.
وی تأکید کرد: در کنار همه اینها، ایران نیز در شاهنامه ستوده شده است، اما دیگران نکوهش نشدهاند. نباید پنداشت که ایرانیان برترند و دیگران فروتر.
کهریزی با اشاره به نکاتی درباره شاهنامهخوانی کودکان و نوجوانان، بیان کرد: کودکان و نوجوانان باید با متن اصلی شاهنامه پیوند برقرار کنند و به نسخههای اینترنتی نامعتبر اعتماد نکنند. نباید هر شعر سست و بیپایه را از فردوسی دانست.
وی افزود: پیوند با شاهنامه باید پیوند با روح آن و با روحیه معتدل ایراندوستی باشد، نه ایراندوستیِ دیگرستیزانه. هدف تنها حفظ کردن ابیات نیست، بلکه درک روح اثر است.
کهریزی همچنین درباره تلاش برخی برای استفاده از تلفظهای تاریخی، توضیح داد: این تلفظها محل اختلافاند؛ مانند خواندن «سُخن» به صورت «سَخُن» یا «پِسر» به صورت «پُسر». این موارد نکاتی پژوهشی و دانشگاهیاند و ضرورتی ندارد وارد فرهنگ عمومی شوند، زیرا تأثیری در فهم بهتر شاهنامه ندارند.
وی در پایان گفت: شاهنامه، شناسنامه هویت ایرانیان است و باید نسخههای معتبر آن مطالعه شود، از جمله نسخه جلال خالقیمطلق و نسخه مصطفی جیحونی، زیرا پشت هر واژه شاهنامه دنیایی از فرهنگ ایرانی نهفته است.
انتهای پیام