در این راستا حجتالاسلام والمسلمین محمد مسجدجامعی، پژوهشگر دینی و عضو هیئت علمی دانشکده روابط بینالملل وزارت خارجه در سلسله گفتوگوهایی با عنوان «غدیر؛ واکاوی دو نظام معرفتی»، به بازخوانی این حقیقت پرداخته است. در بخش چهارم این گفتوگو که به همت مؤسسه مطالعات راهبردی اسلام معاصر(مرام) انجام شده است به بررسی تحولات سرنوشتساز سالهای پایانی عمر پیامبر اکرم(ص) میپردازد. مشروح بخش چهارم این گفتوگو را با هم میخوانیم:
پرسش: در ریشهیابی غدیر خم و علت عدم پذیرش خلافت علی(ع) از سوی قاطبه مردم به ساختار قبیلهای و نکاتی رسیدیم که سبب شد تا قبائل هرقدر از جهت مالی و اقتصادی و اجتماعی قویتر شدند از نفوذ سیاسی پیامبر(ص) کاسته میشد و رؤسای قبائل به تدریج به فکر جانشینی افتادند.
مدینه شهر جدید و پرجاذبهای بود و مردم از مناطق مختلف به این شهر آمدند و این شهر برای اولین بار تبدیل به پایتخت شد. طبق تعبیر قرآن«إِيلَافِهِمْ رِحْلَةَ الشِّتَاءِ وَالصَّيْفِ» قبائل در زمستان و تابستان به شام و یمن میرفتند و ثروت هنگفتی هم به دست میآوردند که جاذبه زیادی هم برای آنان داشت.
اگر به ماجرای 18 ذی الحجه مراجعه کنیم میبینیم که پیامبر(ص) به همه مردم دستور میدهند که به حجهالبلاغ(حجهالوداع) بروند و همه همسرانشان را هم با خودشان میبرند و حتی معلولانی که توانایی حرکت دارند هم توصیه به حج شدند. حضرت علی(ع) هم مدتی قبل عازم سفر یمن شده بود و تعداد زیادی از مردم یمن هم با این سفر ایمان آوردند و جزء پیروان خالص علی بن ابیطالب(ع) شدند.
حج باشکوهی برای اولین بار با حضور پیامبر(ص) انجام شد؛ حضرت خطبه مفصلی در منا ایراد کردند؛ خطبههای مفصل ایشان معمولا بسیار کم و چند مورد است و عمدتا خطبههای ایشان کوتاه است. در خطبه منا اشاره به سال آخر زندگی خودشان دارند و البته خطبههای دیگری هم در حج داشتهاند.
بعد از خاتمه حج هر کدام از مسلمین به سمت شهرهای خود عازم شدند؛ غدیر به معنای برکه است. البته امروز برکه برای ما ارزش اقتصادی چندانی ندارد ولی در شبه جزیره که آب ثروت عظیمی بود این برکه ارزش زیادی داشت. چندین جنگ هم برای تصاحب همین برکهها بین قبائل وجود داشته است. پیامبر(ص) به این برکه که رسیدند پیغام دادند که همه باید جمع شوند و حتی کسانی که رفتهاند برگردند و منتظر ماندند تا کاروانهای نرسیده هم از راه برسند. در اینجا آیهای متفاوت از آیات دیگر نازل شد: يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ ۖ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ.
اینکه طبق قرآن چگونه پیامبر مورد خطاب و بعضا عتاب قرار گرفتهاند خود بحث مجزایی دارد، زیرا ما عتابهای خدا به پیامبر(ص) را متفاوت از دیگران تحلیل میکنیم مانند: وَلَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنَا بَعْضَ الْأَقَاوِيلِ.
ترک مأموریت؛ مساوی ترک رسالت
آیه نازل شده با خطاب تهدیدکننده به پیامبر(ص) میگوید اگر تو این ماموریت را انجام ندهی رسالتت را انجام ندادهای. حضرت خطاب به جبرئیل فرمودند که اینها تازه مسلمان هستند و من نگرانم که نپذیرند و شورش کنند. ولی خداوند تاکید بر ابلاغ این پیام دارد و خداوند با تعبیر «یعصمک من الناس ...» به ایشان اطمینان میدهد. در اینجا ایشان جهاز شتران را روی هم گذاشتند تا خطبه را قرائت کنند.
اصل خطبه مورد اتفاق همگان است ولو برخی تعابیر متفاوت باشد؛ حضرت با مقدمهچینی طولانی علی بن ابیطالب(ع) را به عنوان جانشین انتخاب کردند و آیه: «الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ» نازل شد؛ لحن آیه و اطمینانی که خدا به پیامبر(ص) داده است تعابیر خاصی است که در موارد گذشته و حتی جنگهای دشوار پیامبر(ص) هم سابقه نداشته است.
مقدمهسازی برای تصاحب جانشینی بعد از پیامبر(ص)، در این ایام شدت بیشتری از سوی برخی قبائل و افراد گرفته بود د ر حالی که اگر مثلا بعد از جنگ بدر، پیامبر(ص) رحلت فرموده بودند جانشینی اهمیت چندانی نداشت زیرا جاشینی یک جمعیت بدون قدرت مالی و اقتصادی و سیاسی و در شرایط سختی که نان و غذای خود را به زحمت تامین میکردند اهمیت چندانی نداشت برعکس اواخر حیات پیامبر(ص) که جایگاه مسلمین از هر جهت ارتقاء پیدا کرده بود.
نکته دیگر هم به شخص علی بن ابیطالب(ع) و قبیله و عشیره ایشان که بنی هاشم است بازگشت دارد؛ افراد شجاع و از جان گذشته در رکاب پیامبر(ص) مانند طلحه و زبیر و در راس آنان حضرت علی بن ابیطالب(ع) وجود داشتند که مثلا در احزاب، علی(ع)، عمربن عبدود را که کسی جرئت مقابله با او را نداشت شکست بدهد و او را بکشد.
بنابراین شخصیت علی بن ابیطالب(ع) و شجاعت و جایگاه او هم حساسیتهایی را حتی در بین دوستان حلقه پیامبر(ص) هم ایجاد کرده بود.
ادامه دارد...
انتهای پیام