صفحه نخست

فعالیت قرآنی

سیاست و اقتصاد

بین الملل

معارف

اجتماعی

فرهنگی

شعب استانی

چندرسانه ای

عکس

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

خراسان جنوبی

بوشهر

چهارمحال و بختیاری

خراسان رضوی

خراسان شمالی

سمنان

خوزستان

زنجان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویر احمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

بازار

صفحات داخلی

کد خبر: ۴۳۲۷۷۴۷
تاریخ انتشار : ۱۸ دی ۱۴۰۴ - ۱۲:۳۴
پرسشگری در قرآن کریم؛ سوره حاقه

خداوند در سوره حاقه با استفهام حقیقی از انکار کنندگان روز قیامت سؤال می‌‎کند آیا از اقوام قدرتمند گذشته، کسی را می‌بینید که زنده باشد؟ سؤالی که هر انکار کننده‌ای باید از خود بپرسد.

حجت‌الاسلام علیرضا قبادی، جامعه‌شناس و کارشناس در ادامه یادداشت‌هایی که با محور پرسشگری در قرآن کریم برای ایکنا ارسال کرده است، طی یادداشتی به تحلیل پرسش‌های مطرح شده در سوره حاقه پرداخته است که این یادداشت را با هم می‌خوانیم. 

اولین پرسش سوره حاقه، در اسلوبی آشنا در قرآن کریم آمده؛ مانند آنچه که در سوره قدر، قارعه و... طرح و بررسی شده است. «مَا الْحَاقَّةُ؛ آن روز ثابت و حق چیست؟ وَمَا أَدْرَاكَ مَا الْحَاقَّةُ؛ و تو چه می‌دانی که آن روز ثابت و حق چیست؟ 

تفاوت میان این اسلوب از پرسش‌ها در قرآن کریم تنها در متعلق یا موضوع پرسش است. در این سوره، موضوع و متعلق پرسش حاقه یا قیامت کبری است. کارکرد اسلوب این نوع از پرسش‌ها، توجه دادن و درک عظمت و اهمیت موضوع است. حاقه از ریشه حق به معنای محقق شونده و مقرر است. از این رو معنای لفظی و لغوی حاقه روشن است؛ اما درک ماهیت و ویژگی‌های آن رخداد عظیم، خارج از فهم آدمی است و بدین سبب در چنین اسلوب زبانی و بیانی آمده است.

این نوع استفهام، در ردیف استفهام حقیقی قرار می‌گیرند. ذیل چنین استفهامی معارف و ویژگی‌هایی ذکر می‌شود که به نحوی پاسخ به آن پرسش محسوب می‌شود.

هریک از سوره‌هایی که نام قیامت برای آنها گذاشته شد، برخی از ویژگی‌های آن رخداد عظیم، به تناسب در آن بیان شده است. سوره حاقه هم از این قاعده مستثنی نیست در سوره حاقه، عاقبت و سرنوشت اقوام متعددی یادآوری شده است که واقعه و «حاقه» را دروغ پنداشتند. از جمله قوم ثمود که با صیحه یا زلزله‌ای نابود شدند و قوم عاد که به وسیله باد بسیار سرد و تند چنان هلاک شدند، که گویا مانند تنه‌های درختان بی‌سر در آمدند. ذیل بیان عاقبت تکذیب کنندگان و طغیانگران سوال دیگری را مطرح کرده است : «فَهَلْ تَرَىٰ لَهُمْ مِنْ بَاقِيَةٍ؛ آیا از آنان هیچ کسی را می‌بینی که باقی مانده باشد؟ یعنی با آن همه نیرومندی و قدرتی که آن اقوام داشتند، کسی از آنان باقی نمانده است.

این آیه هر چند به طور مستقیم پیامبر(ص) را مخاطب قرار داده است، اما در صیغه مفرد مخاطب مفهومی عام دارد و از همه پرسش می‌کند و همه را مخاطب قرار می‌دهد که آیا شما از اقوامی که از آنها یاد شده است با همه نیرومندی و قدرت کسی را می‌بینید که باقی مانده باشد؟

استفهام در آیه انكاری است، يعنى هيچ نفسى از آنها باقى نمانده است و تمامشان هلاك شدند. برای اثرگذاری و‌ توجه بیشتر و عمیق‌تر همه نفوس به موضوع قیامت و انذار از تکذیب آن در چنین بیانی آمده است. سپس ذیل پرسش دوم، به فرجام فرعون و عصیان او به دعوت حضرت موسی(ع‌) و فرجام قوم لوط و رسیدن عذاب و عقوبت سخت آنان اشاره می‌کند پس از آن نجات یافتگان قوم نوح را یاد‌آور می‌شود‌. آنگاه نجات یافتن حضرت نوح و همراهان او را مایه تذکار دانسته و آن را ظرفیت و قابلیت ارزشمندی برای گوش‌های شنوا ذکر می‌کند.

در این شب جمعه از ماه پر از رحمت رجب از خداوند می‌خواهیم که نسبت به معارف حقه به ویژه روز «حاقه» گوش ما را شنوا و دیده ما را بینا کند و ارواح همه شهیدان و در گذشتگان به ویژه روح پاک دو شهید (حسن و اسدالله) که در معیت یکدیگر از خاک تا افلاک پرکشیدند؛ و اینک در سال روز شهادتشان قرار داریم؛ غریق روح و ریحان فرماید. الهی آمین

انتهای پیام