روزی که حضرت یونس از قومش عصبانی و از آنها دور شد در شکم ماهی افتاد و توبه کرد. قرآن در اینباره فرموده است: وَذَا النُّونِ إِذْ ذَهَبَ مُغَاضِبًا فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَيْهِ فَنَادَىٰ فِي الظُّلُمَاتِ أَنْ لَا إِلَٰهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحَانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ؛ و صاحب ماهی[حضرت یونس] را [یاد کن] زمانی که خشمناک [از میان قومش] رفت و گمان کرد که ما [زندگی را] بر او تنگ نخواهیم گرفت، پس در تاریکیها[ی شب، زیر آب، و دل ماهی] ندا داد که معبودی جز تو نیست تو از هر عیب و نقصی منزّهی، همانا من از ستمکارانم.
فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَنَجَّيْنَاهُ مِنَ الْغَمِّ ۚ وَ كَذَٰلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنِينَ؛ پس ندایش را اجابت کردیم و از اندوه نجاتش دادیم و این گونه مؤمنان را نجات میدهیم. اولین نکته اینکه حضرت یونس قومش را رها نکرد بلکه قومش او را فراری دادند(إِذْ أَبَقَ إِلَى الْفُلْكِ الْمَشْحُونِ؛ [یاد کن] هنگامی را که به سوی آن کشتی پر [از جمعیت و بار] گریخت، مانند حضرت حجت(عج) اما آنقدر دلش با امتش بود که مضطر بود چگونه به سوی امتش برگردد. ما یک مقدار که عبادت میکنیم و معنویت به خرج میدهیم فکر میکنیم نباید اتفاق بدی برای ما بیفتد و بلافاصله نق میزنیم که خدایا چرا جنگ برای ما؟ مگر ما عبادت نکردیم؟ و بعد جنگ که سختتر میشود باز میگوییم مگر ما اهل عبات نبودیم چرا دشوارتر شد؟ خداوند در سوره صافات و ماجرای یونس(ع) تأکید دارد که شما هر قدر جلوتر بروید صیقل شما هم تیزتر خواهد شد و باید خود را برای سختیهای بیشتر آماده کنید.
انتهای پیام