صفحه نخست

فعالیت قرآنی

سیاست و اقتصاد

بین الملل

معارف

اجتماعی

فرهنگی

شعب استانی

چندرسانه ای

عکس

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

خراسان جنوبی

بوشهر

چهارمحال و بختیاری

خراسان رضوی

خراسان شمالی

سمنان

خوزستان

زنجان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویر احمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

بازار

صفحات داخلی

کد خبر: ۴۳۵۲۵۳۵
تاریخ انتشار : ۲۶ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۱۷:۴۸

کتاب «فلسفه تطبیقی و روش؛ رویه‌های معاصر و امکان‌های آینده» منتشر شد؛ اثری که با مجموعه‌ای از مقالات پژوهشگران این حوزه، به بررسی وضعیت کنونی، چالش‌های روش‌شناختی و چشم‌اندازهای آینده فلسفه تطبیقی می‌پردازد.

به گزارش ایکنا، کتاب «فلسفه تطبیقی و روش؛ رویه‌های معاصر و امکان‌های آینده» با ویراستاری استیون بوریک، رابرت اسمید و رالف وبر با تحقیق و ترجمه قاسم پورحسن عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی و زهرا حاجی‌شاه‌کرم پژوهشگر پسا‌دکتری اخیرا به همت انتشارات مدرسه عالی شهید مطهری منتشر شد.

فهرست اجمالی این اثر عبارت است از:
منظومه نخست؛ شرایط ضروری
1.  تأملاتی در باب روش‌های فلسفه تطبیقی
2.  شرایط پیشینی ضروری برای انجام فلسفه تطبیقی
منظومه دوم: تعمیم‌سازی و ذات‌انگاری
3.  رفع اتهام از ذات‌‌انگاری: تأملاتی روش‌شناختی در انجام فلسفه فرهنگ
   راجر تی   ایمز
4.  از Écart (فاصله‌گیری یا کناره‌گیری) تا ناآشنایی: مسیرهای اندیشیدن - نقاط مرجع
منظومه سوم: ترجمه
5.  ترجمه به‌مثابه روش
سلیمان بشیر دیاگن (ترجمه: فیلیپ میجر)
6.  اندیشیدن به‌همراه متون دوردست: چرا انسان متون را بدون تأمل فلسفی درک نمی‌کند و بدون الهام نمی‌تواند فلسفه‌ورزی کند؟

منظومه چهارم: پسااستعمارگرایی و جهانی شدن
7.  تأملاتی درباره روش تطبیقی از منظر فلسفی آمریکای لاتین
8.  چرا فلسفه اکنون بیش از همیشه به سانسکریت نیاز دارد؟
9.  فلسفه جهانی پسا ـ تطبیقی به‌مثابه فلسفه محض 
منظومه پنجم: تکثر، بی‌طرفی، و روش
10.   در باب مهذب‌سازی (مهار) تطبیق: نزدیک‌بینیِ روش‌شناختی، کثرت‌گرایی و خلاقیّت
11.  فلسفه تطبیقی بدون ابتناء بر روش: درخواستی برای حداقل محدودیت‌ها
12.  دو مشکل فلسفه تطبیقی: چرا تفکر گفت‌وگو محور یک گزینه روش‌شناختی واقعی است
سخن آخر
وضعیت کنونی حوزه (تطبیقی م.)
دفاعیه‌ای برای کثرت‌گرایی
شاکله فلسفه تطبیقی کثرت‌گرایانۀ آینده

کتاب حاضر با عنوان فلسفه تطبیقی و روش؛ رویه‌های معاصر و امکان‌های آینده نخستین بار در انگلستان، لندن در سال 2022 توسط آکادمی و انتشارات بلومزبری منتشر شد و مشتمل بر یک مقدمۀ توصیفی و شرح اثر و نویسنگان هر منظومه (صورت فلکی یا بخش‌های پنجگانه) در شانزده صفحه به قلم ویراستاران اثر استیون بوریک، رابرت اسمید و رالف وبر منتشر شد.

هر مقاله نویسندگان مستقل داشته که هر کدام از نویسندگان از سرشناسان حوزه فلسفه تطبیقی محسوب می‌شوند. یک نتیجه‌گیری مهم، پیوست قدردانی، اصطلاح‌شناسی و کتاب‌شناسی در پایان است. مقدمه ویراستاران درباره منظر آنان به فلسفه تطبیقی در صد سال اخیر، موقعیت کنونی و آینده آن اهمیت بسیار داشته و می‌تواند وضعیت و جریان‌های مهم فلسفه تطبیقی و امتیازات و کاستی‌های آن‌را عیان سازد.

ویراستاران معتقدند فلسفه تطبیقی اگرچه در دوره کنونی از شکوفایی و رونق برخوردار است، اما تلاش بسیار اندکی در باب تبیین بنیان‌های روش‌شناسی آن صورت گرفته است و اثر حاضر می‌کوشد تا بر مسئله روش و روش‌شناسی در فلسفه تطبیقی تمرکز کند. آنان تأکید دارند نقصان بحث‌ها در باب روش‌شناسی، می‌تواند به ‌ماهیت خود فلسفه تطبیقی بازگردد؛ چراکه همچنان رشته‌ای «تخصصی» است که  در گروه‌های آموزشی فلسفه در دنیا چندان راه پیدا نکرده و محققان این حوزه نه مورد حمایت و تشویق قرار می‌گیرند و نه زمینه‌ برای بازتاب دادن اهمیت کوشش آن‌ها فراهم است.
ویراستاران در مقدمه توضیح می‌دهند فلسفه تطبیقی به‌عنوان یک رشتۀ تخصصی، گستره‌ای فراگیر از جریان‌ها و روش‌های‌های فلسفی، از فلسفه تحلیلی گرفته تا قاره‌ای و فراتر از آن را در بر می‌گیرد، با سنت‌های مذهبی همپوشانی پیدا می‌کند، متون باستانی و جدید را برجسته می‌سازد. فلسفه تطبیقی به این معنا، بی‌تردید یک کوشش جمعی است و به‌همین‌دلیل آنان تلاش کردند تا از محققان برجسته این حوزه دعوت به عمل آورده تا بخش‌های تخصصی خود را بنگارند. 
بسیاری از پژوهشگران و متفکران حوزه فلسفه تطبیقی، منظر جهان‌شمولی‌گرایانه نداشته و بر مسئله یا قلمرویی خاص تمرکز دارند، همان‌گونه که اورسل تنها بر هندشناسی بیشترین تأکید را داشته و از سایر سنت‌ها به‌ویژه نیرومندترین سنت عقلی و فلسفی دنیای اسلام کاملاً غفلت ورزیده بود، راجو نیز در کتاب «درآمدی بر فلسفه تطبیقی»، سنت هند را مبنای مطالعات خود قرار داده بود و از دیگر سنت‌ها در شرق آگاهی صحیحی نداشت، امری که مورد نقد کای‌پائیل قرار گرفت و در کتاب فلسفه تطبیقی پل ماسون اورسل با تحقیق و ترجمه قاسم پورحسن و زهرا حاجی شاه کرم که توسط انتشارات صراط منتشر شد به تفصیل در این باب سخن راندیم.

در مجموعه حاضر نیز برخی تمایل دارند خود را به مجموعه خاصی از سنت‌ها محدود کنند. به‌عنوان مثال، کتاب رابرت اسمید (2009) عمدتاً به سنت عمل‌گرایانه و فرآیندگرا می‌پردازد، گرچه روش‌شناسی را به‌طور کلی مورد بحث قرار می‌دهد، درحالی‌که کتاب استیون بوریک (2009) از سنت قاره‌ای در مقایسه با دائوئیسم کلاسیک بهره می‌جوید. کتاب راهنمای پژوهشی بلومزبری در روش‌شناسی فلسفه چینی ویرایش شده توسط سور هون تان (2016) بحثی ‌روزآمد درباره روش‌هایی ارائه می‌کند که به‌طور کلی به فلسفه تطبیقی مربوط می‌شود، اما تنها بر فلسفه چینی متمرکز است، همان‌گونه که نوشته‌های بو مو (2010) در باب تعامل سازنده تنها به این حوزه خاص می‌پردازد.

در نتیجه، هرچند فلسفه تطبیقی مشحون از ظرفیت‌ها و حوزه‌های گوناگون سنت روش‌شناختی است، لیکن همچنان پیوندهای بسیار اندکی میان این سنت‌ها برقرار است. یکی از پیامدهای این وضعیت آن است که توافق اندکی درباره اینکه فلسفه تطبیقی دربردارنده چه چیزی است، یا چه معنایی دارد، یا چه کسی صلاحیت انجام آن را دارد و تحت چه شرایطی ادعاهای آن باید معتبر در نظر گرفته شود، وجود دارد.

موضوع جایگزینی، یکی از نکات مهمی است که هم در مقدمه اثر و هم در درون مقالات مورد بحث قرار گرفته است. ویراستاران در مقدمه تصریح می‌کنند در طرح جایگزینی، با عناوینی همچون فلسفه فرافرهنگی، فلسفه جهان‌وطنی یا بومی ـ جهانی، فلسفه تلفیقی، فلسفه پساتطبیقی، فلسفه فراگیر، فلسفه یا فلسفه‌های جهانی و نظایر آن روبرو هستیم. این عناوین نمایانگر پیشنهادات مختلفی در‌باره جهت‌گیری آینده فلسفه تطبیقی  هستند.

با این‌ حال، مهم‌ترین معضل از دیدگاه ویراستاران مسئله روش‌شناسی در فلسفه تطبیقی است. آنان معتقدند فراتر از مناقشات صرفاً نظری، فقدان مباحث دقیق روش‌شناختی، موجب ناکارآمدی فلسفه تطبیقی شده است، درحالی‌که فرصت‌های قابل‌ توجهی برای تعامل متقابل روش‌شناختی مانند آنچه در خلال کنفرانس‌های فلاسفۀ شرق و غرب رخ داده، و یا در نشریاتی مانند فلسفۀ شرق و غرب یا دائو وجود دارد. 

در مقدمه اثر حاضر توضیح داده شد که مشکل روش، تنها متوجه موافقان فلسفه تطبیقی نبوده بلکه مخالفان نیز از فقدان یا کاستی روش، به عنوان حربه‌ای در مخالفت با آن بهره برده و ادعا می‌کنند هیچ ویژگی برجسته و متمایزی برای فلسفه تطبیقی وجود ندارد و فلسفه تطبیقی صرفاً یک گونه یا شکل دیگری از فلسفه به‌نحو کاملاً عام است. شناسایی علل این مشکل به‌نحو قطعی دشوار است. کسانی که گزینه‌های روش‌شناختی آن‌ها در هر زمینه‌ای غلبه دارد، معمولاً سهم خود را در جلب توجه خوانندگانشان به بدیل‌‌های روش‌شناختی ایفا کرده‌اند، هرچند که این کار تقریباً همواره به‌منظور نشان دادن برتری گزینه خودشان بوده است. افزون بر این، کسانی که علایق آنها عمدتاً روش‌شناختی است، سعی کرده‌اند تنوع روش‌ها را برجسته کنند.

پس‌ از تبیین معضل روش‌شناختی، ویراستاران پرسش می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کنند چه کسانی موظفند به پرسش‌های مربوط به روش تطبیقی پاسخ دهند یا چگونه باید به موضوع روش پرداخت؟ پاسخ ساده آنان این است که این مسئولیت متوجه هر کس و همه کسانی است که به تطبیق فلسفی می‌پردازند. به نظر می‌رسد که این فهم پیشگامان نخستین فلسفه تطبیقی مدرن بوده است. درحالی‌که تلاش برای تاریخ تطبیقی فلسفه به متونی مانند تاریخ مقایسه نظام‌های فلسفی اثر ژوزف ماری دگراندو یا دژِراندو به سال 1804 بازمی‌گردد.

اما برخی دیگر همچون راجو، کای‌پائیل، بوریک، چیماکونام، هالفباس و دیگران اعتقاد دارند نخستین کاربرد اصطلاح «فلسفه تطبیقی» را می‌توان در آثار دانشمندان هندی سده نوزدهم «ویرچاند راگاوجی گاندی» و «براجندرا نات سیل» ردیابی کرد.

«نات سیل» کوشید تا مطالعات خود را به «بررسی نظام‌مند فلسفه تطبیقی و رشته‌های تطبیقی با هدف فراهم ساختن مصالح جدید و جامع برای تعمیم دهی‌های صحیحتر» اختصاص دهد.  سیل تلاش کرد هگل‌گرایی را از اروپامحوری آن و طفیلی‌بودن «سنت غیرغربی نسبت به تفکر اروپایی» عاری سازد، اما همچنان متعهد به دیدگاهی از تاریخ برحسب غایت شناسی خطی باقی ماند که حول تحقق نهایی انسانیت جهان‌شمول می‌چرخید.

ویراستاران در مقدمه کتاب، وضعیت فلسفه تطبیقی در صد سال اخیر از زمان پدیداری آن توسط اورسل تاکنون را مورد بررسی قرار داده و معتقدند ترجمه کتاب فلسفه تطبیقی ماسون ـ اورسل (1923) به انگلیسی در سال 1926ممکن است به گسترش علاقه‌ای که در ایالات متحده در حال شکل‌گیری بود، کمک کرده باشد. چارلز ای. مور در خط مقدم این جریان و پیشرفت قرار داشت و بر مجموعه‌ای از اقدامات یا ابتکارات نظارت می‌کرد که برای چندین دهه خطوط فلسفه تطبیقی را شکل دادند.

مور در سال ۱۹۳۶ در هاوایی سمت دانشگاهی گرفت و کنفرانس فیلسوفان شرق و غرب و نیز نشریه فلسفه شرق و غرب را پایه‌گذاری کرد. آنان توضیح می‌دهند که موضوع روش با اینکه در دوره نخستین اهمیت بسیاری داشته اما به تدریج، جایگاه خود را از دست داد. از دیدگاه آنان آنچه در نخستین کنفرانس‌ها و مقالات مجلات بعدی مرتبط با آن‌ها، قابل توجه است، علاقه شدید به مسائل «روش تطبیقی» است: این موضوعی غالب در طول سه کنفرانس اول (1939، 1949، و 1959) بود و شاید به بهترین وجه در مجموعه‌ای در باب «تلفیق فلسفی» که در سه سال اول مجله منتشر شد، به تصویر کشیده شد.

گردهم‌ آمدن پیشگامان اولیه‌ای همچون دیویی، رادهاکریشنان، سانتایانا، هاوکینگ، داسگوپتا، موکرجی و سوزوکی، به همراه ماسون ـ اورسل و مور، نه تنها سبب شد تا این فرصت‌ها موجب گردد که بحث‌های مربوط به روش پررونق و نیرومند شده و تمرکز پیدا کند بلکه همچنین ـ هم در میان بسیاری از مشارکت‌ها و هم به‌حسب تعداد در بسیاری از آن‌ها- غلبۀ کثرت‌گرایی بر روش‌های ممکن را به نمایش گذاشت. با این‌حال، دغدغه در باب روش، اندکی پس از دهه 1950 اهمیت و برجستگی خود را از دست داده و تنها به‌صورت پراکنده خود را نشان می‌دهد.

براساس چنین معضلی است که ویراستاران کوشیدند تا مجموعه‌ای از محققان را گردهم آورند تا در باب فلسفه تطبیقی و روش‌شناسی، مقالاتی را تدوین نمایند. خود آنان به صراحت بیان داشتند این کتاب می‌کوشد به تلاش‌های جاری و مداوم برای اصلاح وضعیت کنونی فلسفه تطبیقی بپیوندد؛ بدین صورت که مجموعه‌ای که برخوردار از تنوع ملاحظات روش‌شناختی برای فلسفه تطبیقی است، در قالب یک اثر ارائه نماید تا با گردآوردن مجموعه‌ای که به‌طور قابل توجهی، واجد تنوعی از بدیل‌های روش‌شناختی می‌باشد، درصدد است تا فهم‌‌های محدود از روش تطبیقی را به چالش بکشد و توجه بیشتری یا توجهی آگاهانه‌تر نسبت به مسئله روش برانگیزد.

بر این اساس، این کتاب شامل مقالاتی از متفکران شرق آسیا، جنوب آسیا، خاورمیانه، آفریقا، اروپا و آمریکا با نمایندگانی از طیف گسترده‌ای از سنت‌های فلسفی است. هر مقاله در حد ممکن در مرزهای تازه پژوهش قرار دارد چرا که بازتاب‌دهنده آخرین اندیشه‌های نویسندگان در‌باره روش‌شناسی است؛ بدین‌سبب، هر فصل کتاب می‌تواند به‌عنوان یک‌ منبع روش‌شناختی ‌روزآمد و جدید محسوب گردد و جایگزین روش‌شناختی مناسب برای هر پژوهشگر آینده فلسفه تطبیقی باشد.
ویراستاران آگاهانه دست به سفارش برای تدوین مقالاتی زده‌اند که مخاطبان گسترده‌ای را تحت پوشش قرار دهند. است. این کتاب را باید هم به عنوان اثری که بر معضل روش‌شناسی در فلسفه تطبیقی تأکید دارد، و هم به‌مثابه نماینده طیف گسترده‌ای از سنت‌ها از جمله فلسفه آمریکای لاتین یا فلسفه آفریقا که تاکنون کمتر مورد توجه و بررسی قرار گرفته است، نگریست گرچه همانند تمامی آثار و نشست‌های فلسفه تطبیقی در صدسال اخیر از عدم اعتنا یا ناآگاهی از سنت فلسفه اسلامی رنج می‌برد.

ویراستاران بیان می‌کنند ازآنجایی‌که درحال حاضر منابع مهمی در باب تنوع ملاحظات روش‌شناختی وجود ندارد، محققان جوانتر باید این اثر را منبعی ارزشمند بیابند تا بتوانند این ملاحظات را مورد سنجش قرار داده، و انتخابی آگاهانه از میان آن‌ها داشته باشند یا حتی شاید رویکرد روش‌شناختی خود را گسترش دهند. به باور آنان اثر حاضر باید منبع مهمی برای هر پژوهشگری باشد که در حوزه فلسفه تطبیقی مشغول فعالیت و تحقیق است.

انتهای پیام