به گزارش ایکنا، نشست تخصصی «مقام فلسفه در دوره تاریخ ایران اسلامی»، امروز 10 خردادماه به مناسبت نود و چهارمین سالروز تولد استاد رضا داوری اردکانی در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی برگزار شد.
در این نشست، رضا سلیمانحشمت با تمرکز بر جایگاه کتاب مقام فلسفه در تاریخ دوره اسلامی در کارنامه فکری داوری اردکانی، به تبیین نگاه تاریخی او به فلسفه اسلامی پرداخت.
سلیمانحشمت در آغاز سخنان خود با اشاره به انتخاب عنوان نشست، گفت: قرار دادن این جلسات ذیل عنوان کتاب «مقام فلسفه در تاریخ دوره اسلامی» انتخابی مناسب است، زیرا این کتاب از آثار مهم داوری اردکانی به شمار میآید و در آن مطالب قابل توجهی درباره فلسفه اسلامی و نسبت آن با تاریخ دوره اسلامی مطرح شده است؛ مباحثی که بعدها نیز از سوی او بسط و تفسیر بیشتری یافت.
وی افزود: داوری اردکانی بعدها کتاب دیگری نیز بهطور مشخص درباره فلسفه اسلامی نوشت اما اهمیت کار او صرفاً در نقل مباحث فلسفه اسلامی یا گزارش آرای فیلسوفان مسلمان نیست. آنچه کار داوری را متمایز میکند، طرح پرسش از نسبت فلسفه اسلامی با تاریخ، فرهنگ و وضع تفکر در ایران است.
سلیمانحشمت با تأکید بر اینکه داوری اردکانی همواره به «مآثر فرهنگی و تاریخی تفکر» توجه داشته است، اظهار کرد: یکی از ویژگیهای آثار او نوعی زمانآگاهی و توجه به اقتضائات تاریخی تفکر است. این توجه، با علاقه عمیق او به فرهنگ و تاریخ ایران پیوند دارد. داوری اردکانی ایران را صرفاً یک کشور نمیداند، بلکه آن را تاریخی از یک تمدن و فرهنگ میفهمد.
وی با اشاره به برخی تعبیرهای داوری درباره ایران، گفت: در شرایطی که گاه سخن از تهدید تمدنها و فرهنگها به میان میآید، داوری بر این نکته تأکید دارد که ایران تنها یک جغرافیای سیاسی نیست، بلکه حامل تاریخ و تمدنی دیرپا است، از همین رو، نسبت فلسفه با فرهنگ ایرانی در اندیشه او اهمیتی بنیادین دارد.
این استاد فلسفه در ادامه سخنان خود، نگاه داوری اردکانی به فلسفه اسلامی را متفاوت از تلقیهای رایج دانست و گفت: در تلقی معمول، فلسفه اسلامی اغلب بهعنوان دانشی عقلی و مجموعهای از مسائل و مباحث تعریف میشود، اما داوری فلسفه اسلامی را در افق «تفکر تاریخی» میبیند. در این نگاه، فلسفه صرفاً مجموعه گزارهها یا آرای فیلسوفان نیست، بلکه نحوهای از تفکر است که از یونان باستان آغاز شده، به عالم اسلام راه یافته و در ایران و بخشهایی از جهان اسلام صورت تاریخی خاصی پیدا کرده است.
بیشتر بخوانید: پرسش از «مقام فلسفه» در تاریخ ایرانِ اسلامی همچنان گشوده است
سلیمانحشمت ادامه داد: از آغاز، داوری اردکانی درباره این مسئله میاندیشید که در آنچه ما «فلسفه اسلامی» مینامیم، آیا صورت اسلامی غلبه دارد یا صورت فلسفی؟ به بیان دیگر، آیا فلسفه در دوره اسلامی بهکلی در خدمت اسلام قرار گرفته یا فلسفه توانسته است در تاریخ اسلامی صورت و قوام خاص خود را حفظ کند؟
وی با اشاره به استمرار فلسفه در ایران اسلامی، گفت: برخلاف این تصور که فلسفه پس از دورهای در جهان اسلام از میان رفته، در ایران نهتنها فلسفه از بین نرفت، بلکه در مقاطعی حتی بر کلام و تصوف نیز اثر گذاشت. کلام در ایران بهتدریج صورت فلسفی یافت و متکلمان نیز ناگزیر از نسبت گرفتن با فلسفه شدند.
سلیمانحشمت در همین زمینه به جایگاه ابنسینا و تأثیر او بر متفکران بعدی اشاره کرد و افزود: حتی فخر رازی که از چهرههای برجسته کلامی است، در مواجهه با ابنسینا کاملاً در افق فلسفه او قرار دارد. او در شرح و نقد اشارات نشان میدهد که تا چه اندازه تحت تأثیر عظمت فکری ابنسینا است و در مواردی نیز به ستایش او میپردازد.
وی سپس با اشاره به تأثیر سید احمد فردید بر برخی جهتگیریهای فکری داوری اردکانی، گفت: داوری با وجه نظری خاص به تاریخ فلسفه اسلامی روی آورد و این رویکرد در آثار او بسط یافت. یکی از نکات مهم در آثار او، توجه همیشگی به تفاوت معنای الفاظ در قدیم و جدید است. او بارها هشدار داده که نباید واژههایی چون فلسفه، علم، تاریخ و فرهنگ را در دورههای مختلف به یک معنا گرفت.
سلیمانحشمت افزود: داوری اردکانی نسبت به آنچه خود از آن به «مسلمات» تعبیر میکند، حساس است؛ یعنی نسبت به مفاهیمی که بدون تأمل کافی رایج میشوند و گویی بدیهی انگاشته میشوند. او همواره ما را از نادیده گرفتن اختلاف استعمالها و تفاوت افقهای تاریخی برحذر داشته است.
این پژوهشگر فلسفه در ادامه به پرسش داوری درباره ماهیت فلسفه اشاره کرد و گفت: داوری در آثار مختلف خود، از جمله کتاب «فلسفه چیست؟» به این پرسش پرداخته است که فلسفه چیست و فلسفه اسلامی چه ماهیتی دارد. از نظر او، پرسش از چیستی فلسفه زمانی بهدرستی مطرح میشود که فلسفه تاریخی را طی کرده و به مرحلهای از خودآگاهی رسیده باشد.
سلیمانحشمت، یکی دیگر از مباحث مهم کتاب مقام فلسفه در تاریخ دوره اسلامی را بحث نسبت علوم حقیقی و علوم اعتباری دانست و اظهار کرد: داوری اردکانی با توجه به تفکیک علامه طباطبایی میان اعتباریات و حقایق، نکتهای بسیار مهم را درباره علم جدید مطرح میکند. او توجه میدهد که علم جدید، برخلاف آنچه در ظاهر به نظر میرسد، صرفاً در قلمرو علوم حقیقی قرار نمیگیرد، بلکه با اعتبار، تصرف و تکنولوژی نسبت دارد.
وی افزود: علم جدید در پی تصرف در اشیاست و این تصرف، به یک معنا در حوزه اعتباریات قابل فهم است. از این جهت، تفکیک علامه طباطبایی میان علوم اعتباری و حقیقی میتوانست برای روشنفکری معاصر ما بسیار راهگشا باشد، اما کمتر مورد توجه قرار گرفت.
سلیمانحشمت همچنین با اشاره به نسبت علم جدید، مدیریت و ساماندهی اجتماعی، گفت: در گذشته، شریعت عهدهدار تنظیم بسیاری از مناسبات و معاملات اجتماعی بود، اما در جهان جدید، مدیریت علمی و نظامهای برآمده از علم جدید بخشی از این نقش را بر عهده گرفتهاند. این مسئله نشان میدهد که بحث علم جدید تنها بحثی معرفتشناختی نیست، بلکه با نحوه اداره جامعه و مناسبات انسانی نیز پیوند دارد.
وی در بخش دیگری از سخنان خود به توجه داوری اردکانی به ابنخلدون اشاره کرد و گفت: داوری در آثار خود به نکات مهمی درباره ابنخلدون توجه کرده است؛ از جمله اینکه ابنخلدون در عین توجه به عالم دنیوی و سیاست، عصبیت را مبنای قوام حکومت میداند. این مسئله بهویژه در فهم تاریخ جوامع عربی و اسلامی اهمیت دارد.
سلیمانحشمت در پایان تأکید کرد: کتاب «مقام فلسفه در تاریخ دوره اسلامی» نشان میدهد که داوری اردکانی از همان سالهای نخست پس از انقلاب، یعنی در سال ۱۳۵۸، بهطور جدی درباره فلسفه اسلامی، تاریخ تفکر و نسبت آن با فرهنگ ایرانی اندیشیده است. اهمیت این کتاب در آن است که فلسفه اسلامی را نه صرفاً بهعنوان مجموعهای از مباحث درسی، بلکه در نسبت با تاریخ، فرهنگ و سرنوشت تفکر در ایران بررسی میکند.
انتهای پیام