صفحه نخست

فعالیت قرآنی

سیاست و اقتصاد

بین الملل

معارف

اجتماعی

فرهنگی

شعب استانی

چندرسانه ای

عکس

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

خراسان جنوبی

بوشهر

چهارمحال و بختیاری

خراسان رضوی

خراسان شمالی

سمنان

خوزستان

زنجان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویر احمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

بازار

صفحات داخلی

کد خبر: ۴۳۵۷۰۵۹
تاریخ انتشار : ۱۸ خرداد ۱۴۰۵ - ۲۱:۴۸
راحله ابراهیمی تأکید کرد

پژوهشگر فلسفه اسلامی گفت: ابن سینا و سهروردی رو به رسالات تمثیلی آورده‌اند تا فلسفه را برای مخاطب عام توضیح دهند؛ الان در جهان کتابخانه‌های انسانی مطرح هستند و افراد دور هم جمع می‌شوند تا تجارب زیسته خود را با همدیگر مطرح کنند. ابن سینا و سهروردی هم معتقد بودند که اگر بخواهیم فلسفه را در بین عوام رواج دهیم ،باید تمثیل‌های قابل فهم برای مردم بیان کنیم.

به گزارش ایکنا، راحله ابراهیمی، پژوهشگر فلسفه اسلامی در نشست علمی «رساله‌های تمثیلی ابن سینا و سهروردی و آموزش فلسفه برای کودک و نوجوان» با بیان اینکه در چند سال اخیر بعد از اینکه موج آموزش فلسفه ایران را در برگرفت سؤالاتی مطرح شد، گفت: از جمله این سؤالات این است که چقدر این روش آموزش بومی است و از متن و بطن فرهنگ ایرانی اسلامی گرفته شده است و چقدر ما می‌توانیم این آموزش و روش‌ها را دنبال کنیم.
 
ابراهیمی با اشاره به زایش علمی فلاسفه بزرگی چون فارابی و میرداماد، شیخ اشراق و ملاصدرا و نوصدرائیان در طول تاریخ فلسفه اسلامی، اظهار کرد: این امر، نشانگر پویایی فلسفه اسلامی و بومی است که در بخش کودک و نوجوان می‌توانیم از آن استفاده کنیم، به خصوص از رساله‌های تمثیلی ابن سینا و سهروردی. 
 
وی بیان کرد: کودک و نوجوان بیش از آن که بخواهد برهان و قیاس منطقی را بفهمد، دوست دارد داستان بشنود و گوش او شنونده قصه است. ابن سینا که فیلسوفی ایرانی و مشهور در عرصه بین‌المللی است، در این عرصه مطالبی بیان کرده است؛ البته اساس کار ابن سینا برهان و منطق است. شیخ اشراق یا سهروردی هم که از فلاسفه معروف ایرانی است، اساس کار خود را بر ذوق و تجربه قرار داده است.
 
پژوهشگر فلسفه کودک به چرایی تمثیل پرداخت و اظهار کرد: ما در فلسفه می‌گوییم نفس، یک جوهر مجرد است که گرفتار اشتغالات مادی می‌شود ولی وقتی بخواهیم همین گزاره را به زبان تمثیلی بیان کنیم، می‌گوییم نفس انسان مانند یک پرنده زیباست که در یک قفس تنگ گرفتار شده و همیشه در سرش سودای رهایی است. ما در این عبارت از تمثیل استفاده کردیم تا بتوانیم مطالب غامض و پیچیده را به مطالب ساده‌فهم تبدیل کنیم تا مخاطب با ما ارتباط برقرار کند.

استفاده ملاصدرا از استعاره برای فهم فسلفه

وی اظهار کرد: ملاصدرا هم این کار را کرده است البته نه در قالب داستانک بلکه به صورت استعاره‌ها. مثلاً می‌گوید استعدادهای نفسانی انسان‌ها مانند گوگرد کبریت است و هرقدر این گوگرد بیشتر باشد، شعله‌وری بیشتری هم دارد؛ به عبارت دیگر نفس انسان هرقدر بیشتر درک کند که هدف از آفرینش او و زندگی در دنیا چیست، بیشتر به سعادت نزدیک‌تر خواهد شد لذا برخی انسان‌ها از بقیه نفس شعله‌ورتری دارند. 
 
وی اضافه کرد: ابن سینا فیلسوف عقل‌گرا است و برای اینکه مفاهیمی چون عقل و نفس را توضیح دهد، از تمثیل استفاده می‌کند اما او این روش را در اشارات و شفا و بقیه آثارش، خیلی کم استفاده کرده است و عمدتاً از استعارات بهره می‌برد؛ رساله الطیر از جمله رساله‌های معروف تمثیلی ابن سینا است. او در این رساله داستان گروهی از پرندگان را آورده است که در یک دام گرفتار شده‌اند ولی یک پرنده که منادی است می‌گوید نومید نشوید و آن‌ها را تشویق می‌کند تا عقل فعال را بیدار کنند. یا پسر بچه‌ای در دل طبیعت است و با کمک از یک راهنما مسیر خود را می‌یابد و رساله دیگر هم قصیده عینیه است.
 
ابراهیمی با اشاره به مبانی فلسفی ابن سینا، ادامه داد: توجه به عقل و به خصوص عقل فعال مورد اهتمام او هست، یعنی نفس انسان باید به عقل فعال متصل شود تا به سطح عالی یک نفس برسد و نکته دیگر او در تمثیلات، مقوله حرکت برای نفس است و در این سیر و سیاحت، انسان تجاربی را به دست می‌آورد لذا ابن سینا با توجه به چارچوب برهانی و منطقی رساله‌های خود را نوشته است ولی با بیانی تمثیلی و ساده که مخاطب عام بتواند از آن استفاده کند. 

جایگزینی نور به جای ماهیت و جود

این پژوهشگر تصریح کرد: سهروردی بعد از اینکه به مطالعه آثار فلاسفه قبل از خود پرداخت، برخی موارد مانند ماهیت و وجود را کنار گذاشت و مبنای فلسفه خود را نور قرار داد که در برابر آن ظلمت است و نورالانواری را سرسلسله انوار قرار می‌دهد و سایر نورها نور خود را از نورالانوار می‌گیرد؛ او ظلمت را طرح کرده که همین عالم ماده است. بنابراین نفس انسانی گرفتار عالم ماده است و باید تلاش کند تا خود را از این عالم دور کند تا به عالم نور ملحق شود. 
 
وی بیان کرد: رساله‌های تمثیلی شیخ اشراق از رساله‌های ابن سینا بیشتر است، از جمله رساله‌های آواز پر جبرئیل، لغت موران، عقل سرخ، رساله العشق و ...؛ تأکید او بر نور در برابر ظلمت است و فلسفه خود را نور قرار داده است. وی ذوق را در کنار عقل مطرح می‌کند، یعنی این دو در کنار هم می‌توانند انسان را به سعادت برسانند لذا تجربه شهودی در رساله‌های وی موج می‌زند؛ سهروردی می‌گوید من به جای اینکه برای تو تمثیل بیاورم، خودت با من همسفر شو و آن چه را من می‌گویم ببین. او از کلمه دیدن و مشاهده زیاد استفاده کرده و در کتابش آورده است فردی که می‌خواهد این انوار را ببیند، باید 40 روز ریاضت بکشد و مراقبه داشته باشد.
 
ابراهیمی با اشاره به سبک و سیاق این دو فیلسوف، گفت: ابن سینا به زبان عربی رساله‌های خود را بیان کرده است و سهروردی به زبان فارسی؛ البته فارسی طبق زبان دوران وی، لذا امروز اگر بخواهیم سراغ فارسی او برویم، تفاوت زیادی با فارسی امروز دارد و از عربی هم زیاد استفاده شده است؛ راوی در آثار ابن سینا شخص اول و مرد است و در آثار شیخ اشراق راوی گاهی سوم شخص و گاهی یک گروه و جمع هستند. 
 
وی افزود: در آثار ابن سینا پایان باز وجود دارد، مثلاً نمی‌دانیم بالاخره پرندگان به عقل فعال رسیدند یا خیر و در آثار شیخ اشراق هم این پایان باز وجود دارد و ما نمی‌فهمیم آخر قصه به کجا رسید؛ اتفاقاً مدنظر این دو فیلسوف همین پایان باز برای کنجکاوی بیشتر مخاطب است. همچنین بیان داستان از میانه از وجوه مدرنی است که شیخ اشراق در آن زمان مورد توجه داشته است. 

تفاوت ابن سینا و سهروردی 

این پژوهشگر فلسفه ادامه داد: از وجوه تمایز شیخ اشراق و ابن سینا در این است که شیخ اشراق فیلسوفی با رویکرد اشراقی است و از ذوق استفاده می‌کند در حالی که ابن سینا رویکرد عقلی در معرفت دارد و به قوه عقل برای معرفت و شناخت تکیه دارد.
 
وی بیان کرد: شهود در این رویکرد جایگاه چندانی ندارد مگر اینکه در برخی رساله‌ها  از استدلال فاصله گرفته و کمی به سمت ذوق رفته است. مرتبه نهایی نفس از منظر ابن سینا، رسیدن به عقل فعال است؛ او از مکتب یونان تأثیر پذیرفته بود، در حالی که سهروردی رویکرد غالبش ذوق‌محور است و برای عقل هم جایگاه قائل است ولی کافی نمی‌داند و بر تجربه شهودی هم تأکید دارد، لذا مرتبه نهایی نفس از منظر سهروردی، همان شهود است.

نقش تمثیلات در آموزش فلسفه

وی افزود: این دو فیلسوف رو به رسالات تمثیلی آورده‌اند تا فلسفه را برای مخاطب عام توضیح دهند؛ الان در جهان کتابخانه‌های انسانی مطرح هستند و افراد دور هم جمع می‌َشوند تا تجارب زیسته خود را با همدیگر مطرح کنند. ابن سینا و سهروردی هم معتقد بودند که اگر بخواهیم فلسفه را در بین عوام رواج دهیم، باید تمثیل‌های قابل فهم برای مردم بیان کنیم؛ البته باز در این تمثیلات هم رویکرد متفاوت دارند. 
 
ابراهیمی بیان کرد: برخی به سهروردی می‌گویند تجربه شهودی، امری شخصی است و نمی‌توان به قواعد عقلی تعمیم داد ولی سهروردی می‌گوید اگر با من هم‌مسیر شوید، تزکیه نفس کرده و ریاضت در این مسیر بکشید، انوار طولی و عرضی برای شما قابل مشاهده خواهد شد، بنابراین طی کردن مسیر برای بیشتر افراد ممکن است لذا جنبه صرفاً شخصی برای برخی اشخاص ندارد. 
 
پژوهشگر فلسفه اسلامی با بیان اینکه در این داستان‌ها دغدغه اصلی فلاسفه، نفس و سیر نفس است، تصریح کرد: امروز علم‌النفس فلسفی که پایه برخی از علوم مانند روان‌شناسی است، دغدغه اصلی ابن سینا و سهروردی و فلاسفه اسلامی بوده است. اینکه نفس جسمانی است یا روحانی و مرتبه آغازین و نهایی آن کجاست. گفته می‌شود نفس در قفس حبس شده است؛ هر دو نفس را به یک پرنده محبوس در قفس تشبیه کرده‌اند که انسان یک روز باید از این قفس بیرون برود که یا یک روز توسط مرگ انجام خواهد شد و یا باید با تزکیه این کار صورت بگیرد.
 
وی اضافه کرد: ویژگی این رساله‌ها قابل فهم بودن است؛ اگر ما داستانی را برای کودک و نوجوان بخوانیم از اینکه یک کودک بخواهد سیمرغ و دیگری پادشاه و... شود، بچه‌ها به هیجان درمی‌آیند. نامگذاری جذاب در این رساله‌ها وجود دارد، همچنین پایان‌بندی باز که در فابک این نوع پایان‌بندی مورد توجه ما هست. همچنین موقعیت‌های سؤال‌برانگیز مانند اینکه مثلاً پیر نورانی چه شخصیتی بود و چرا پرنده در قفس افتاد، در این رساله‌ها موج می‌زند.
 
وی افزود: ظرفیت تولید پرسش همراه با محتوای برهانی هم از دیگر ویژگی‌های این نوع رساله‌ها است، مثلاً در عقل سرخ با این سؤال مواجهیم که من واقعی کیست؟ آیا من واقعی همین بدن است؟ آواز پر جبرئیل، هم اسم جذاب دارد و هم می‌توان با کودکان سخن گفت که جبرئیل کیست و آیا وقتی پر بزند، آواز از او بیرون می‌آید؟ این رساله اشاره دارد ما چگونه راستی را از دل ناراستی و حقیقت را از باطل تشخیص دهیم.
انتهای پیام